April 8, 2011

پیرامون بحث امیر قادری و امیر پوریا درباره فیلم اخراجی های 3 در بی بی سی

امیر قادری کاملا سیاسی حرف می زند. او الان دارد نقشی را بازی می کند که مسعود فراستی از بیست سال قبل تا امروز علیه سینمای هنری و روشنفکری ایران یک نفس بازی کرده است. اینکه او به مرزبندی بین سینمای هنری و سینمای عامه پسند اعتقاد ندارد و همه را یک کاسه می کند، نگاهی غیرآکادمیک است و من یک بار جواب او را مفصل در مقاله ای داده ام. اما در مورد فیلم اخراجی ها3، به نظر من هم امیر قادری و هم امیر پوریا، هر دو در مورد دلایل موفقیت فیلم اخراجی ها اشتباه می کنند. من اخراجی های 3 را ندیدم اما می توانم حدس بزنم ده نمکی از همان عناصر جذابی استفاده کرده است که در فیلم های پرفروش قبلی اش استفاده کرده. سینمای کمدی که مبتنی بر سطحی نگری، لودگی، شوخی های سبک و جلف و فرهنگ لمپنی باشد همیشه برای مخاطب عام ایرانی جذاب بوده و هست. برای همین است که ما همچنان شاهد بازتولید و تکرار مستمر عناصر فیلم فارسی در فیلم های ایرانی هستیم. اما از این زاویه با امیر قادری موافقم که او برخلاف امیر پوریا، ریشه همه چیز را فرهنگی نمی بیند و به دلایل سیاسی موفقیت اخراجی ها هم نظر دارد. بک گراند سیاسی ده نمکی و تابوشکنی های او در ژانر سینمای جنگ را نباید فراموش کرد. من بر خلاف آقای پوریا معتقدم که مقایسه اخراجی ها و جدایی نادر از سیمین از نظر مخاطب شناسی سینمای ایران به هم ربط دارد. باید دید که چرا تماشاگر ایرانی هم دوست دارد اخراجی های 3 و هم جدایی نادر از سیمین را ببیند. در ضمن ما در هیچ شرایطی و در هیچ کجای جهان، یک فیلم هنری نخواهیم داشت که به اندازه تایتانیک یا پارک ژوراسیک بفروشد. بنابراین نباید منتظر این شرایط شد. اما امیر قادری می گوید مردم به خاطر پیام سیاسی وحدت خواهانه اخراجی ها به دیدن آن می روند در حالی که همه می دانیم که عوامل جذابیت اخراجی ها برای مردم چیزهای دیگری است. به نظر من تنها عامل سیاسی که مردم را به دیدن فیلم ده نمکی ترغیب می کند، کنجکاوی آنها در مورد محتوای سیاسی فیلم وهجو شخصیت های سیاسی مطرح روز است. در ضمن یکی از دلایل موفقیت اخراجی های یک و دو، استفاده ده نمکی از جوک ها، لطیفه ها و متلک های بعضا مستهجن کوچه و خیابانی بود که قبلا در سینمای ایران شنیده نشده بود و اگر در این فیلم هم باشد، به اندازه کافی برای مخاطب عادی سینمای ایران جذابیت دارد. امیر قادری می گوید اخراجی های 3 از ستاره های مشهور استفاده نمی کند در حالی که اکبر عبدی، امین حیایی، لیلا اوتادی و شریفی نیا همه از ستارگان مشهور سینمای ایران اند. اما جدا از همه این حرف ها، واقعا از شنیدن صدای این دو منتقد از بی بی سی فارسی خوشحال شدم.

Posted by parvizj at 8:01 PM | Comments (1) | TrackBack

May 31, 2005

آزادی اکبر گنجی

سرانجام اکبر گنجی از بند آزاد شد. روزنامه نگار و روشنفکر جسور و بی باکی که از بيان انديشه هايش پروا نکرد و از داغ و درفش و زندان نهراسيد. کسی که حقيقت را فدای مصلحت نکرد و آن را در آزادی و زندان فرياد کرد. کسی که نور بر تاريک خانه اشباح افکند و دست عاليجنابان خاکستری و سرخپوش را رو کرد و هزينه سنگينی برای حقيقت طلبی و افشاگری خود پرداخت. روح ستيزه جو و پرخاشگر او با تهديد و زندان آرام نگرفت و از آنچه که بدان پايبند بود و اعتقاد داشت کوتاه نيامد. بدون ترديد جنبش مدرن خواهی ايران وامدارگنجی و مبارزات پرشور اوست و سهم او را در اعتلای انديشه های ترقی خواهانه و مدرن فراموش نخواهد کرد. گنجی هنوز فرصت زيادی برای توسعه انديشه های مدرن و نقد ساختارهای استبداد سياسی در ايران دارد. اميد که اين فرصت را از او نگيرند. آزادی او بر همه ايرانيان مبارک باد. 

Posted by parvizj at 9:48 PM | Comments (3) | TrackBack

May 30, 2005

انجيل به روايت ژان لوک گدار

ديروز فيلم موسيقی ما آخرين ساخته گدار را ديدم. قبلا فيلم را در شلوغی فستيوال لندن ديده بودم. گدار نشان می دهد که قصد پير شدن ندارد و همچنان پرشور مثل دهه شصت فيلم می سازد. فيلم های گدار حداقل اين خاصيت را دارد که نشان می دهد سينما را بايد جدی گرفت. اگرچه خود اخيرا اعتراف کرده که سينما ديگر به پايان رسيده است. چون قول داده ام که برای بی بی سی در باره اين فيلم بنويسم بيشتر از اين چيزی نمی گويم. يکی از آخرين گفتگوهای گدار را هم در باره اين فيلم برای دوست ناديده ام محسن آزرم برای چاپ در شرق فرستادم. ديدن گدار با ته ريش و ظاهری خسته و بی حوصله که با دانشجويان سارايوو در باره سينما، تاريخ، ادبيات، سياست و فوتبال حرف می زند برايم خيلی جالب بود. روزنامه ای در باره آن تيتر زده بود: انجيل به روايت گدار.

Posted by parvizj at 8:46 PM | Comments (2) | TrackBack

May 24, 2005

از خواست های روزنامه نگاران ايرانی حمايت کنيم

« خانواده مطبوعات، خانواده واحدی است. اگر روزنامه نگاری در جائی ربوده و کشته شود، همه موضع می گيرند و در سطح جهانی آن را محکوم می کنند، لذا امروز نيز ما انتظار داريم که همه خبرنگاران در هر کجای دنيا که هستند، برای حفظ حرمت روزنامه نگآران و روزنامه نگاری در ايران بکوشند و با انعکاس خواست های ما، به ما در رسيدن اهداف مان ياری رسانند.»

اين حرفهای ماشاءالله شمس الواعظين، روزنامه نگار شريف و آزادی خواه ايرانی به نقل از روزنامه اينترنتی تازه تاسيس روز است که به همراه تعداد زيادی از روزنامه نگاران و خبرنگاران آزادی خواه و باوجدان در جلوی مجلس شورای اسلامی تحصن کردند و ابتدائی ترين حقوق يک ژورناليست را که در جهان آزاد و دموکراتيک امروز بديهی شناخته شده است اما در ايران توسط نيروهای اقتدارگرا و ضد دموکراتيک به راحتی پايمال و لگدکوب شده است، فرياد زدند. آنها خواست های بسيار ساده و روشنی داشتند و دارند از قبيل:

- عذرخواهی رسمی رئيس مجلس از رسانه های گروهی به خاطر هتک حرمت خبرنگاران کشور

- بازگشت خانم مسيح علی نژاد خبرنگار روزنامه همبستگی به حوزه خبری خود

- توبيخ نماينده هتاک مجلس

- آزادی روزنامه نگاران زندانی که جز بيان عقايد خود و مخالفت با استبداد و اختناق سياسی، جرمی مرتکب نشده اند.

- ايجاد فضای باز مطبوعاتی و رفع توقيف از مطبوعات

و خواستهائی شبيه آن که تا کنون برآورده نشده و يا با واکنش خشونت آميز و بی رحمانه صاحبان قدرت مواجه شده است.

برهمه نويسندگان، روزنامه نگاران، خبرنگاران، فيلمسازان، هنرمندان و وب لاگ نويس های مستقل و آزاديخواه ايرانی در سراسر جهان است که از اين حرکت انسانی و آزادی خواهانه روزنامه نگاران ايرانی به هر شکل ممکن و با هر وسيله بيانی که در اختيار دارند دفاع و پشتيبانی کنند.

به اميد روزی که هيجکس در ايران به جرم بيان عقيده اش زندانی نشود و تحت پيگرد قرار نگيرد و به اميد آزادی اکبر گنجی، روزنامه نگارجسور، آگاه و با ايمان و همه روزنامه نگاران زندانی ايران.

مقاله شاعرانه مسعود بهنود با عنوان گرامشی و گنجی راحتما بخوانيد.

Posted by parvizj at 6:37 PM | Comments (2) | TrackBack