October 4, 2012

آواز زنگ ها



پیر پائولو پازولینی

 ترجمه پرویز جاهد

 

هنگامی که غروب در چشمه ها رنگ می بازد

 دهکده من، رنگی مغشوش می گیرد

من در دوردستم، و صدای قورباغه هایش را به یاد می آورم

ماه را و ارتعاش غمگین جیرجیرک ها را

و صدای نماز مغرب که در کشتزاران گم می شود

من مرده ام در آواز زنگ ها

غریب اما نه دهشتناک

من روح عشق ام

که در پروازی مطبوع بر فراز دشت،

از دوردست به سرزمینم بازمی گردم

Posted by parvizj at October 4, 2012 1:44 PM | TrackBack
Comments

سلام پرویز جان.نمی دونم جه بلای سر اکانت فیسبوکت اومده.غیر فعال شده.از لیست دوستا حذف شدی

Posted by: akbar baran at October 31, 2012 9:05 AM

سلام جناب جاهد عزیز
ما در دانشگاه هنر ( گروه سینما ) یه نشریه با موضوع سینما و ادبیات داریم و قصد داریم از مقالاتی که در خارج از ایران منتشر میشه هم ترجمه کنیم و استفاده کنیم .
به چند تا راهنمایی احتیاج داریم که فکر کردم شاید شما بهتر از بقیه بتونید ما رو راهنمایی کنید .
اگر ما مقالاتی که در سایت ها و بلاگ ها هست رو ترجمه و چاپ کنیم ( با ذکر منبع و نویسنده ) کاره خلاف قوانین کپی رایت انجام دادیم ؟
به جز جست وجو تو اینترنت ما راه دیگه ای برای دسترسی به مقالات و نوشته های خوب داریم ؟
و آیا این امکان هست که ما از مجله ی شما مطلبی رو ترجمه و چاپ کنیم ؟
جناب جاهد عزیز چون گفته بودید که پیام هاتون در فیس بوک دچار مشکل شده من اینجا نوشتم این پیام رو . با احترام

...................
در مورد مقالات انگلیسی فکر نمی کنم مشکلی باشد چون قانون کپی رایت در ایران وجود ندارد. در مورد مقالات فارسی در سایت های فارسی اگر نویسنده یا مدیر سایت تاکید کرده باشد که باید برای انتشار دوباره آن احجازه بگیرید، اخلاق حرفه ای حکم می کند که حتما این کار را بکنید. در مورد مجله ما اگر منظورتان نشریه سینما چشم است که به فارسی است و شما به چه زبانی می خواهید برگردانید؟

Posted by: حسین نوروزی at October 28, 2012 6:26 PM

با تمامِ زحمتی که در ترجمه کشیده ای امّا طعمِ خالصِ این شعر در نمی آید؛ بیخود نیست شعرهای ترجمه به یادِ کسی نمی ماند. همیشه این فکر با من بوده که چه می توان کرد در برگرداندنِ یک شعر به زبانی دیگر. جای کار و تفکر زیاد دارد.

Posted by: خلیل at October 7, 2012 12:00 AM
Post a comment









Remember personal info?