March 19, 2012

کارنامه سال نود


برمی گردم و به پشت سر و سالی که گذشت نگاه می کنم. چه سالی بود این سال نود برای اهل سینما! سالی که خانه سینما منحل شد و داغ آن بر دل زحمتکشان سینمای ایران ماند. سالی که با موفقیت های بین المللی فرهادی و فیلمش خوشحال شدیم و با جایزه هایش در اسکار و گولدن گلوب، فریاد شادی کشیدیم و اشک شوق ریختیم.

برای من اما سالی که گذشت با اینکه سال بسیار سختی بود اما در مجموع از آن راضی ام. اگر بخواهم جمع بندی درست و منصفانه ای از کارنامه خودم در سال نود داشته باشم، در مجموع آن را مثبت می بینم. سالی که توانستم چند فیلم و پروژه نیمه تمام را به سرانجام برسانم و خود را از فکر آنها خلاص کنم.

دلم می خواست برای فیلم ها و طرح هایی که در سر دارم، بودجه ای در اختیار داشتم تا با خیال راحت تر کار می کردم و نگران تامین معاش و غم نان نبودم اما مگر می شود؟

 پروژه هایی که بدون هیچ چشمداشت مالی و تنها از روی عشق و علاقه درگیر آنها شدم و از این بابت نه تنها ناراحت نیستم بلکه بسیار خوشحالم. ممکن است این کارها در نظر دیگران، خیلی معمولی و بی اهمیت جلوه کند اما مهم این است که مرا تا حد زیادی راضی می کنند.

 در میان آنها تکمیل فیلم مستند «روز بخیر آقای فرخ غفاری» برای من اهمیت زیادی داشت و از این بابت واقعا خوشحالم. ادای دینی بود از طرف یک  منتقد و پژوهش گر علاقمند به سینمای ایران به این انسان نازنین و چهره درخشان تاریخ سینمای ایران.   

 دلم می خواست، دوستانم در ایران، همه آنها که به تاریخ سینما علاقمندند و قدر بزرگان و پیش کسوتان این سینما را می دانند و می دانند که فرخ غفاری که بود و چه کرد، آن را می دیدند. یا حتی آنهایی که غفاری را نمی شناسند، اندکی او را می شناختند. اما متاسفانه شرایط برای نمایش این فیلم تا کنون در ایران میسر نشده است. این تنها دست اندرکاران دولتی نبودند که به خاطر نوع تفکرشان و ضدیتشان با چهره های برجسته ای چون غفاری، هیچ علاقه ای به حمایت از این فیلم و یا نمایش عمومی آن ندارند بلکه این علاقه را در آن دسته از افرادی که ادعای حفظ میراث فرهنگی و یا حمایت از سینمای مستند و مستقل را دارند نیز ندیدم.

 کار دیگرم انتشار جلد نخست کتاب دایرکتوری سینمای ایران بود که در نوع خود، نخستین کتاب در این زمینه است و با همکاری و مشارکت بیش از 18 نویسنده تهیه شده و به کمک انتشارات اینتلکت در بریتانیا (به انگلیسی) منتشر شده و جلد دوم آن نیز در راه است.

همچنین ایده انتشار مجله ای سینمایی به نام «سینما- چشم» به صورت آن لاین را که سال ها در ذهن داشتم، به اجرا درآوردم که با استقبال بسیاری از دوستان نویسنده، منتقد و پژوهش گرم روبرو شد و امیدوارم که در سال آینده نخستین شماره آن را منتشر کنم. 

 اما متاسفانه فیلم مستندی را که چند سال است درباره یکی از مهم ترین چهره های سینمایی، ادبی و هنری فرانسه آغاز کرده ام، تا کنون به دلیل مشکلات مالی نیمه تمام مانده و امیدوارم بتوانم در سال جدید آن را تمام کنم. اگر عمری باشد.

 

Posted by parvizj at March 19, 2012 5:54 PM | TrackBack