March 2, 2011

چه کسانی تنور جشنواره فیلم فجر را گرم خواهند کرد؟

 


بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر، روز شنبه 16 بهمن ماه در فضایی پر از ابهام و سوءتفاهم آغاز به کار کرده است. مسئولان امور سینمایی و برگزارکنندگان جشنواره، امسال برخلاف دوره های قبل بر کمیت فیلم ها تاکید کرده اند. آنها تصمیم گرفتند امسال همه تولیدات سینمای ایران را که حدود 95 فیلم بود در بخش های مختلف این جشنواره به نمایش بگذارند. فیلم هایی که در یکی از پرالتهاب ترین و پر تنش ترین دوران تاریخ سینمای ایران ساخته شدند. دوره ای که چالش سینماگران با دولت و مسئولان سینمایی به حد اعلای خود رسید. این فیلم ها حاصل سیاست گذاری های دستگاهی فرهنگی است که در طول چند سال اخیر خواسته است بیشترین میزان تسلط را بر سینما داشته باشد و آن را در مسیرهای خاص و از پیش تعیین شده ای هدایت کند. اگرچه میزان مقاومت و سرسختی سینماگران در برابر این تمایلات هرگز کم نبوده و آنها به شکل های مختلف نارضایتی خود را با این سیاست ها نشان داده اند.   

 جشنواره فیلم فجر امسال نیز در واقع ادامه همان سیاست است که در شکل گسترده تری اعمال می شود. جشنواره فجر در طی این سال ها همیشه به عنوان ویترین تولیدات یک سال سینمای ایران تلقی شده و عرصه رقابت سینماگران شاخص از نسل های مختلف با رویکردهای مختلف بوده است.

بسیاری از فیلمسازان ایرانی این شانس را داشته اند که فیلم های خود را بدون حذف یا با کمترین جرح و تعدیل در این جشنواره نشان دهند. فیلم هایی که بعد از نمایش در جشنواره، به دلیل مغایرت با ارزش های نظام و عبور از خطوط قرمز تعیین شده در سینمای ایران، هرگز رنگ اکران عمومی را ندیدند و به بایگانی سپرده شدند. از فیلم های خط قرمز مسعود کیمیایی، مرگ یزدگرد بهرام بیضایی، شب های زاینده رود و نوبت عاشقی محسن مخملباف، خواب تلخ محسن امیر یوسفی و باد ما را خواهد برد عباس کیارستمی گرفته که همچنان توقیف اند تا فیلم هایی مثل حاجی واشنگتن مرحوم علی حاتمی، خاک آشنا بهمن فرمان آرا، عصر جمعه مونا زندی و سنتوری داریوش مهرجویی که بعد از سال ها توقیف، سرانجام به نمایش عمومی درآمدند یا مجوز پخش ویدئویی آنها صادر شد. 

بنابراین برای اکثریت سینماگران ایرانی، شرکت در جشنواره فجر همیشه اهمیت داشته و آنها تمام تلاش خود را در طول سال برای آماده کردن فیلم و رساندن آن به این جشنواره انجام داده و می دهند. در این میان سینماگرانی مثل عباس کیارستمی که بعد از توقیف باد ما را خواهد برد و عدم نمایش فیلم های بعدی اش به طور رسمی در ایران، دیگر دور این جشنواره را خط کشیده، استثنا محسوب می شوند.

 از آن طرف مثل هر جشنواره سینمایی دیگر، برگزار کنندگان جشنواره فجر نیز همیشه خواهان حضور سینماگران شاخص و صاحب نام در این جشنواره بوده اند چرا که بودن نام های بزرگ و یا فیلم های خوب، به جشنواره اعتبار بخشیده و فضای پرهیجانی ایجاد می کند یا به اصطلاح برخی فیلمسازان جوان ایرانی، باعث گرم کردن تنور جشنواره خواهد شد.

 امسال تعدادی از سینماگران شاخص و سرشناس سینمای ایران از جمله داریوش مهرجویی، مسعود کیمیایی، ابراهیم حاتمی کیا، کمال تبریزی، اصغر فرهادی، نیکی کریمی، رضا میرکریمی، سیروس الوند، تهمینه میلانی و علیرضا داوودنژاد در جشنواره حاضرند اگرچه برخی از آنها به حذف فیلم هایشان در بخش مسابقه اعتراض داشته و مخالفت خود را با نمایش این فیلم ها در بخش نوعی نگاه جشنواره اعلام کرده اند. بخشی که ظاهرا برای فیلم هایی درنظر گرفته شده که به دلیل حساسیت برانگیز بودن موضوع آنها، قابل نمایش در بخش مسابقه که مخاطب بیشتری دارد نبود و بنابراین تصمیم گرفته شد که در بخش مهجورتری به نام نوعی نگاه نمایش داده شوند. گرچه مسئولان جشنواره ادعا می کنند چنین قصدی نداشته اند و تنها خواسته اند این فیلم ها به هر شکلی نمایش داده شوند.

 در حالی که به نظر می رسد فضای فرهنگی در ایران تنگ تر و بسته تر شده و به گفته برخی فیلمسازان، شرایط فیلمسازی در دوران معاونت سینمایی کنونی سخت تر شده و مایوس کننده است اما تنوع فیلم ها و فیلمسازان حاضر در جشنواره فجر امسال، تصویر دیگری از این وضعیت را به ما نشان می دهد. از طرف دیگر علیرغم تاکید مکرر مسئولان امور سینمایی بر وجود ممیزی و ضرورت اعمال سانسور در سینما، شاهد نمایش عمومی بسیاری از فیلم های توقیف شده در سال های گذشته ایم. فیلم های عصر جمعه مونا زندی و آتشکار محسن امیر یوسفی، آخرین نمونه های فیلم های توقیفی بودند که به نمایش عمومی درآمدند.

 گفته های برخی از فیلمسازان ایرانی شرکت کننده در جشنواره فیلم دوبی نیز به گمان من حاکی از امیدواری آنها به شرایط کنونی فیلمسازی در ایران بود. یکی از آنها که مجوز اکران فیلمش را تازه دریافت کرده بود می گفت که دیگر هیچ فیلم توقیفی در ایران وجود ندارد و معاونت سینمایی فعلی برای همه فیلم های توقیفی مجوز صادر کرده است. بعد وقتی لیستی از فیلم های توقیفی سال های گذشته را که اجازه نمایش در ایران ندارند را برایش خواندم، توضیح داد که برخی از این فیلم ها متعلق به فیلمسازانی است که دیگر در ایران نیستند و در خارج از کشور فعالند و برخی دیگر متعلق به کسانی اند که با اینکه در ایران اند اما خودشان دنبال رفع توقیف فیلم خود و اکران عمومی آنها نیستند. یکی دیگر از فیلمسازان شرکت کننده در این جشنواره نیز معتقد بود که سینماگران می توانند از طریق گفتگو و تعامل با مدیران سینمایی کشور، مشکلات خود را حل کنند.

 حال باید پرسید علیرغم همه جنجال هایی که در چند روز گذشته بر سر نمایش و یا حذف فیلم ها در جشنواره فجر امسال وجود داشته، آیا تنور این جشنواره گرم خواهد شد. 

عبدالرضا كاهانی، فیلمساز جوان و خلاق که سال گذشته فیلم هیچ او با سرو صدا و جنجال بسیار در جشنواره بیست و هشتم به نمایش درآمد، امسال نیز فیلمی دارد به نام اسب حیوان نجیبی است که قرار است در بخش نوعی نگاه این جشنواره که برگزارکنندگان جشنواره آن را با الهام از بخشی به همین نام در فستیوال فیلم کن راه انداخته اند، به نمایش درآید. اما این فیلم نیز همانند فیلم قبلی او با مشکل ممیزی مواجه شده است. وی در نامه نگاری خود با علیرضا سجادپور، مدیر كل اداره نظارت و ارزشیابی وزارت ارشاد، گفته است که نمی خواهد فیلمش تنور جشنواره را گرم کند. کاهانی خطاب به سجادپور می نویسد: یادتان هست دو هفته پیش گفتید اسب حیوان نجیبی است را سریع برسان، چون جزو فیلم‌هایی است که تنور جشنواره را گرم می‌کند. و من در جواب گفتم مگر فیلم من بخاری است؟ حتما یادتان رفته. شما اساسا آن چه را به نفع‌تان نیست یادتان می‌رود.

 اما مسئولان جشنواره ظاهرا کاسه صبرشان زیادتر از حدی است که بخواهند با این نوع نامه نگاری ها و اعتراض ها، از کوره در رفته و از تصمیمشان در مورد نمایش یا عدم نمایش فیلم کاهانی و فیلمسازانی چون او در جشنواره منصرف شوند. لذا در چنین مواردی ترجیح می دهند سیاست رایزنی را درپیش گیرند و با فیلمسازان برای حل نمایش فیلمشان به گفتگو نشینند. به همین دلیل آقای سجادپور، پاسخ نامه سرگشاده کاهانی را در رسانه ها و به صورت علنی نمی دهد و اعلام می کند که با او در مورد فیلمش گفتگو خواهد کرد.

 اما این گفتگوها همیشه نتیجه بخش نیست. رایزنی های کارگردان ها و تهیه کننده های فیلم های خانه پدری ساخته کیانوش عیاری، زندگی با چشمان بسته ساخته رسول صدرعاملی و انتهای خیابان هشتم ساخته علیرضا امینی با مسئولان امور سینمایی تا کنون به نتیجه ای نرسیده و آنها نتوانستند امکان نمایش فیلم های خود در جشنواره را فراهم کنند.

 گفته می شود که این سه فیلم به دلیل حساس برانگیز بودن موضوع آنها و داشتن مشکلات ممیزی، از جشنواره حذف شده اند.

 امسال علاوه بر اعتراض ها و نارضایتی های تعدادی از فیلمسازان شرکت کننده در جشنواره، برگزارکنندگان این جشنواره با دو موضوع بسیار مهم نیز دست به گریبان بوده اند. نخست داوری این جشنواره است که نه تنها در دوران کنونی بلکه در تاریخ جشنواره فیلم فجر، همواره از موضوع های بحث برانگیز در میان سینماگران و منتقدان سینمایی بوده است. رویکرد گزینشی و سیاسی ایدئولوژیک برگزارکنندگان جشنواره در چیدن اعضای هیئت داوران جشنواره، از بدو پیدایش این جشنواره تا امروز وجود داشته و بسته به شرایط سیاسی کشور و گرایش دولت حاکم، غلظت آن کم و زیاد شده است.

در بسیاری از دوره های این جشنواره شاهد حضور یکی از نمایندگان سیاسی دولت یا مجلس در میان اعضای هیئت داوران جشنواره فجر بوده ایم. فیلمسازان و بازیگرانی هم که برای داوری انتخاب می شده اند معمولا از چهره های به اصطلاح خودی و یا از کسانی بوده اند که نرمش بیشتری با نظام نشان داده اند.

 بنابراین حضور فردی کاملا سیاسی با تفکرات رادیکال متمایل به دولت مثل حسن عباسی در میان اعضای داوران جشنواره فجر امسال، نه تنها عجیب و دور از انتظار نیست بلکه کاملا قابل پیش بینی بود.

 گرفتاری دیگر مسئولان جشنواره، محکومیت سنگین جعفر پناهی و محمد رسول اف دو سینماگر برجسته از سوی قوه قضاییه است. معضلی که حل آن ظاهرا از اختیارات و توان مدیران جشنواره فجر و مسئولان سینمایی کشور خارج است. حکمی که نه تنها باعث حیرت بسیاری از سینماگران برجسته جهانی شده و آنها را به واکنش و اعتراض واداشته، بلکه مدیران جشنواره های جهانی مهم مثل جشنواره کن و جشنواره برلین را برانگیخته تا برنامه های ویژه ای در حمایت از این دو فیلمساز سرشناس تدارک ببینند.

 جشنواره فیلم فجر نیز نتوانسته به این موضوع مهم که به حیثیت سینمای ایران بستگی دارد و می تواند تمام تلاش های مدیران و سیاست گذاران آن را برای توسعه این سینما بی ثمر سازد، بی اعتنا بماند. دیدیم چگونه مسعود کیمیایی، در شب افتتاحیه جشنواره فجر و در مراسم بزرگداشت خود، فروتنانه از دستگاه قضایی کشور خواست که در حکم جعفر پناهی تجدید نظر کند.

حرکت کیمیایی، در فضای کنونی ترس خورده و ریاکار سینمای ایران، حرکتی زیبا، جسورانه و قابل تقدیر است. حرکتی که حاضران در مراسم شب افتتاحیه جشنواره را غافلگیر کرد. باید دید آیا مقامات قضایی ایران می توانند این درخواست کسی را که 50 سال در سینمای ایران زحمت کشیده و خون دل خورده است و جشنواره می خواهد برای یک عمر دستاورد سینمایی اش از او تقدیر کند، نادیده بگیرند؟

 حال جشنواره فیلم فجر شروع شده و باید دید داریوش مهرجویی، اصغر فرهادی، مسعود کیمیایی، رضامیرکریمی و دیگر فیلمسازان نخبه ایران در آخرین ساخته های خود، چگونه به انتظارات تماشاگران و دوستداران سینمای جدی، اندیشمندانه و مستقل ایران پاسخ می دهند.

 

Posted by parvizj at 12:49 AM | Comments (1) | TrackBack