February 21, 2011

خرس طلایی برلین و راز موفقیت اصغر فرهادی

 


قبل از اینکه «درباره الی» اصغر فرهادی در جشنواره برلین بدرخشد، بسیاری از تنگ نظران و منتقدان سینمای به اصطلاح « جشنواره ای» ایران معتقد بودند که عصر طلایی سینمای ایران در جشنواره های جهانی به سر آمده و این سینما دیگر دوران احتضار خود را می گذراند.

 اما اصغر فرهادی با «درباره الی» اش نشان داد که سینمای ایران نه تنها تمام نشده بلکه قابلیت های سینمایی کشف نشده ای دارد که می تواند هنوز برای تماشاگران غربی جذاب و غافلگیرکننده باشد.

 فرهادی با «درباره الی» سبکی را به سینمای ایران معرفی کرد که پیش تر در این سینما (لااقل با این ویژگی ها) وجود نداشت اگرچه این سبک از نظر روایت، شیوه بازیگری و میزانسن، شباهت های زیادی به سبک آثار فیلمسازان بزرگی چون رابرت آلتمن، جان کسه ویتس و پل تامس آندرسون و جاناتان دمی در «راشل ازدواج می کند»، دارد. سبکی که به استناد برخی فیلم های مابعد «درباره الی»، تاثیر قابل توجهی بر سینماگران ایران گذاشته و می رود همانند سینمای کیارستمی، به سبکی فراگیر تبدیل شود. برخی از نوشته های سینمایی به تاثیر پذیری آشکار فیلم های «سعادت آباد» مازیار میری و «یه حبه قند» رضامیرکریمی از فیلم درباره الی و شیوه فیلمنامه نویسی و کارگردانی فرهادی، اشاره کرده اند.

 من متاسفانه تا کنون شانس دیدن فیلم جدید فرهادی، «جدایی نادر از سیمین» را نداشته ام. فیلمی که شب گذشته در برلین درخشید و خرس طلایی جشنواره فیلم برلین را نصیب فرهادی و سینمای پرافتخار ایران کرد.

 اما از یادداشت های نویسندگان سینمایی در روزهای جشنواره فیلم فجر امسال که فیلم فرهادی را در تهران زودتر از برلین دیده اند، چنین برمی آید که فرهادی در این فیلم نیز تقریبا همان عناصر سبکی و تماتیک «درباره الی» را به خدمت گرفته است. گفته اند فرهادی در این فیلم نیز همانند فیلم های قبلی اش، تضادهای درونی جامعه پیچیده و چند لایه ایران را در قالب داستانی ملودراماتیک درباره زوجی از طبقه متوسط که به پایان رابطه خود رسیده اند، به تصویر کشیده است.

 طبقه متوسط شهرنشین و مدرنی که شیوه زندگی و طرز تفکرش برای تماشاگر غربی چندان آشنا نيست چرا که اگر آثار داریوش مهرجویی و فیلم های آخر کیارستمی (به ویژه فیلم های «ده» و «طعم گیلاس») را استثنا کنیم، اين قشر و مسائل آن در سینمای جدی و اندیشمندانه امروز ایران که عموما از طریق جشنواره ها به جهان معرفی می شود، کمتر مطرح شده و بيشتر در فيلم های کمدی- رمانتیک سبک و عامه پسند امروز ايرانی حضور داشته است.

 از سوی دیگر، سبک فیلمسازی فرهادی نیز برای مخاطب غربی آشنا با سینمای هنری امروز ایران بسیار متفاوت است. آنها به جای روایت های ساده و خطی از زندگی های غالبا اگزوتیک یکی دو شخصیت روستایی یا حاشیه نشینان شهری که نقش آنها را عموما نابازیگران ایفا کرده، در فیلم های فرهادی با روایت هایی پیچیده و پر رمز و راز از زندگی گروهی از افراد تحصیل کرده شهری مواجه اند که بازیگران آن عموما حرفه ای اند و کارگردان با قرار دادن آنها در موقعیت های دراماتیک، به آسیب شناسی روانی و اخلاقی آنها می پردازد.

 اما نکته آخر اینکه همه می دانیم که اگر هوشمندی اصغر فرهادی نبود، اکنون «جدایی نادر از سیمین» وجود نداشت و نمی توانست سیمرغ بلورین فجر و خرس طلایی برلین را به دست آورد. این درایت فرهادی بود که فیلمش را که می رفت متوقف شود، نجات داد. مسئولان سینمایی وزارت ارشاد به خاطر تضادها و اختلافات کهنه شان با خانه سینما و به انگیزه انتقام گیری از برگزارکنندگان جشن خانه سینما، نزدیک بود فیلم فرهادی را قربانی کنند. آنها حرف های فرهادی در این جشن را در دفاع از حق فیلمسازی جعفر پناهی، بهرام بیضایی و محسن مخملباف، بهانه کرده و برای تنبیه او، جلوی تولید این فیلم را گرفتند. اما همان مسئولان در جشنواره فجر امسال، در مقابل کارگردانی ماهرانه فرهادی سر فرود آورده و سیمرغ بلورین بهترین کارگردان را به او اهدا کردند و حالا نیز با برنده شدن او در برلین مجبورند که خود را خوشحال نشان دهند و در این پیروزی سینمای ایران خود را سهیم بدانند. هرچند آنها از ته دل راضی نبوده و نیستند که فیلم فرهادی از جشنواره ای جایزه بگیرد که در و دیوار آن با پوستر بزرگ جعفر پناهی، داور غایب جشنواره تزیین شده و ایزابلا روسلینی رئیس هیئت داوران آن، در کنار صندلی خالی پناهی، پیام او را که در اعتراض به حکم زندانش نوشته بود، بخواند. آنها همچنین احتمالا اصغر فرهادی را به خاطر دست دادن به ایزابلا روسلینی، هنگام دریافت جایزه اش نخواهند بخشید.



 اما اصغر فرهادی و جعفر پناهی هر دو جزو خانواده بزرگ سینمای ایران اند. آنها به واسطه فیلم هایی که ساخته اند جایزه های معتبر و افتخارات بزرگی برای سینمای ایران کسب کرده اند. آنها که پناهی را به خاطر فیلم ساختن به زندان محکوم می کنند یا به بهانه های مختلف جلوی فیلمسازی اصغر فرهادی و فیلمسازان خلاق و مستعدی چون او را می گیرند، لطفا بگویند که برای این سینما چه کرده اند؟

خرس طلایی برلین، مبارک اصغر فرهادی، مبارک جعفر پناهی و مبارک همه سینماگران مستقل و پیشرو سینمای ایران باد.

این نوشته در وب سایت مردمک منتشر شده است.
Posted by parvizj at 3:15 AM | TrackBack