January 11, 2011

جشنواره فیلم دوبی و اسلام پترودلار



این مطلب را قبل از آغاز فستیوال فیلم دوبی نوشته ام که نخستین بار در سایت مردمک منتشر شد:

امسال اولین بار است که در جشنواره بین المللی فیلم دوبی یا به قول خود عرب ها، «مهرجان دوبی السینمایی الدولی»، که هفتمین دوره اش را برگزار می کند، شرکت می کنم.

درباره اش زیاد خوانده و شنیده بودم. اینکه مهم ترین فستیوال دنیای عرب است و از فستیوال های معتبر و قدیمی جهان عرب مثل قاهره و مراکش هم پیشی گرفته است. فیلم های خوبی انتخاب می کنند، داوران اش معتبرند و بیشتر از همه آنها زرق و برق دارد و به پاتوق ستارگان بزرگ هالیوود تبدیل شده است.

از آسمان دوبی آن پایین را نگاه می کنم سرم گیج می رود. جدا از ترس من از ارتفاع، دیدن ساختمان های بلند و برج هایی که در کنار خلیج فارس، آسمان صاف و آفتابی را می خراشند، بر ترس من می افزاید.

عکس از پرویز جاهد

دیدن شهر از نزدیک برخلاف تصویر آن از آسمان، چندان رعب انگیز نیست اگرچه هنوز شهر را کامل ندیده ام اما تا همین حد که دیده ام ، خیلی قلابی و مصنوعی به نظر می رسد. با اینکه خیلی شیک و ترو تمیز و مدرن است اما نمی دانم چرا هیچ علاقه ای در من ایجاد نمی کند. به گمان من بیشتر به هجو و کاریکاتوری از شهرهای مدرن و بزرگ دنیا مثل نیویورک و تورنتو شبیه است. جدا از معماری و بافت شهری آن، چهره انسانی شهر نیز قابل توجه است. دوبی  از جمله معدود کشورهای اسلامی است که در آن از ایدئولوژی اسلامی از نوعی که در عربستان، پاکستان یا ایران تبلیغ شده و در همه اجزا جامعه و دولت تنیده شده است و حوزه عمومی و خصوصی را یکی کرده است، خبری نیست. نوعی اسلام غیرسیاسی و متعادل که به مسیحی و گبر و یهودی و شیعه و سنی به چشم کافر یا دشمن نگاه نمی کند. جامعه ای که در آن شیخ های مسلمان عرب، برادر وار در کنار نمایندگان کارتل های بزرگ نفتی، دلالان سرمایه داری جهانی، بیزینس من های انگلیسی و ایرانی، کلاه بردارها و مافیای سکس و فحشا، زندگی مسالمت آمیزی دارند.  

علیرغم ظاهر اسلامی و متشرع حکومت شیخ محمد بن آل مکتوم، در عمل نشانه های زیادی از این تشرع و سخت گیری در سطح جامعه به چشم نمی خورد. پترودلار همه چیز را حلال کرده است. از مشروبات الکلی که با قیمت های بسیار بالا در فروشگاه های دیوتی فری فرودگاه و هتل های بزرگ شهر فروخته می شود تا ساحل دریا که زنان و مردان نیمه لخت، آزادانه در آن شنا می کنند.

 سرمایه داری شیخ های دوبی، اسلامی را به جامعه پیشنهاد کرده است که در آن از داغ و درفش خبری نیست و هیچ کس حق فضولی در زندگی شخصی شهروندان را ندارد. جامعه ای که در آن متدیان و مومنان از دیدن زنان نیمه عریان یا زوج های خندان در خیابان رگ گردنشان برافروخته نمی شود و غیرتشان تحریک نمی شود. شاید در همین جامعه هم کسانی باشند که دلشان بخواهد نهی از منکر کرده و همه را به زعم خود به راه راست هدایت کنند اما حکومت این اجازه را به آنها نمی دهد چرا که می داند در این صورت، امنیت سرمایه را به هم می زند و تراست ها و شرکت های بزرگ بین المللی را فراری می دهد.


 فستیوال فیلم دوبی را باید در چنین کانتکستی مطالعه کرد. در چنین بستری است که یک رویداد سینمایی می تواند در یک کشور ثروتمند اسلامی که حاکمان آن قصد صدور انقلاب یا پیاده کردن احکام شرع اسلامی را در جامعه ندارند و مسئولان سینمایی اش همانند مسئولان سینمایی ما از سینمای ناب اسلامی حرف نمی زنند و فیلمسازان را به خودی و ناخودی تقسیم نمی کنند، شکل گیرد و توجه جهانی را معطوف خود سازد.

 فستیوال فیلم دوبی، در هفتمین سال برگزاری اش به مدد پترو دلارها و پول های وحشتناکی که خرج آن می شود و حامیان گردن کلفتی که دارد (ازجمله شرکت های نوکیا، جی وی سی، کنزو، ورجین، آئودی، امارات ایرلاین، مروارید دوبی و سی ان ان)، توانسته، جای خود را در میان جشنواره های جهانی فیلم تثبیت کند. اما این تنها سرمایه و پول نیست که می تواند یک جشنواره نوظهور را  به سطحی همتراز جشنواره های مهم روز دنیا برساند بلکه رعایت اصول و استانداردهای یک جشنواره بین المللی است که اهمیتی فراتر از پول دارد و رمز موفقیت جشنواره های نوپای شیخ نشینان حاشیه خلیج فارس، مثل جشنواره دوبی، جشنواره ابوظبی و جشنواره دوحه است.

 اتفاقی که علیرغم، سابقه درخشان هنری و موفقیت های بین المللی سینمای ایران در خارج از کشور، هرگز در داخل ایران و به ویژه در مورد جشنواره فیلم فجر بعد از 27 دوره برگزاری، نیفتاده است.

رقابتی بودن جشنواره، تنوع بخش ها و نوع فیلم هایی که انتخاب می شود، نمایش کامل و بدون سانسور فیلم ها، حضور کارگردان، تهیه کننده و بازیگران اصلی فیلم، هیئت داوران معتبر بین المللی، انتخاب و نمایش فیلم هایی که در جشنواره های دیگر نبوده و برای نخستین بار به نمایش درمی آیند، دعوت از چهره های سرشناس سینمایی جهان، اجرای مراسم فرش قرمز و حضور ستارگان سینمایی، و پوشش قوی رسانه ای، برگزاری سمینارها، میزدگردها و کارگاه های سینمایی با شرکت فیلمسازان و منتقدین سرشناس بین المللی و البته زرق و برق و مهمانی های پرشکوه شبانه، برخی از مهم ترین پارامترهایی است که می تواند بیانگر درجه اعتبار و اهمیت یک جشنواره فیلم جهانی نزد محافل سینمایی مختلف جهان باشد.  

 جشنواره فیلم دوبی، در طی سال های گذشته، تلاش زیادی کرده که با رعایت این استانداردها، بر اعتبار سینمایی خود بیفزاید و همین وجه تمایز آن با جشنواره ای مثل فجر است که همواره قربانی نگاه ایدئولوژیک سیاست گذاران و برنامه ریزان آن و محدودیت های کلی حاکم بر سینمای ایران بوده است.

 حضور چهره های شناخته شده سینمایی مثل شیلا ویتاکر و آنتونیا کارفر در میان برنامه ریزان جشنواره فیلم دوبی، نشانه دیگری از توجه به پرستیژ و اعتبار بین المللی این جشنواره از سوی مدیران و برگزارکنندگان آن است اگرچه مهره های بازنشسته و سوخته ای چون ویتاکر مدت هاست که جایی در سینمای بریتانیا ندارند اما هنوز می توانند به اعتبار شهرت قبلی شان برای مسئولان جشنواره دوبی، مهم باشند و مثل کنه خود را به آنها بچسبانند. 

 با اینکه امیرنشینان حاشیه خلیج چندان دل خوشی از حکومت ایران ندارند و تنش های سیاسی زیادی بین آنها وجود دارد اما جشنواره فیلم دوبی حداقل در ظاهر سعی کرده که خود را از این تنش های سیاسی دور نگه دارد. این جشنواره در طی دوره های گذشته، نه تنها فیلم های ایرانی را در بخش های مختلف خود پذیرفته بلکه کارگردان های ایرانی مثل بهمن فرمان آرا را در مقام داور جشنواره نشانده است.  

 امسال نیز شاهد حضور فیلم ها و سینماگران ایرانی در بخش های مختلف این جشنواره ایم. رخشان بنی اعتماد داور بخش فیلم های کوتاه این جشنواره است و سپیده فارسی، محسن عبدالوهاب، رفیع پیتز، فریبرز کامکاری، ابراهیم سعیدی، شاهین پرهامی و علیرضا داوود نژاد، با فیلم هایشان در جشنواره امسال شرکت کرده اند.

Posted by parvizj at January 11, 2011 7:51 PM | TrackBack