September 29, 2010

جشن خانه سينما و نگرانی های سينماگران ايرانی


چهاردهمین دوره جشن خانه سینما همزمان با روز ملی سینما در شرایطی برگزار شد که شکاف بین بدنه سینمای ایران و دولت (امور سینمایی وزارت ارشاد) روز به روز عمیق تر شده و به حد نگران کننده ای رسیده است.

آنچه که شب پنج شنبه گذشته در چهاردهمين دوره جشن خانه سینما اتفاق افتاد، بیانگر تشویش ها و نگرانی های سینماگران ایرانی ازوضعيت امروز سينمای ايران و هراس آنها از عدم وجود امنیت شغلی در حوزه فعالیت حرفه ای آنها بود.

 سینماگران ایرانی از فرصتی که این جشن برای آنها فراهم کرد استفاده کرده و زبان به انتقاد از وضعيت حاکم بر سینمای ایران پرداختند.

اين انتقادها چند محور عمده داشت. مهم ترين محور اين انتقادها، فقدان امنيت شغلی اهالی سينمای ايران بود که از زبان رخشان بنی اعتماد کارگردان و محمدرضا موئينی تدوين گر سينما بیان شد.

رخشان بنی اعتماد گفت: تاريخ شاهد و ناظر است كه هيات مديره خانه سينما در وانفسای شرايط حاضر چقدر در رابطه با امنيت شغلی تلاش كرد و چقدر سد و مانع وجود دارد اما مهم اين است كه ما خانواده سينما اينجا هستيم.

محمدرضا موئینی، تدوين گر سينما نیز در همين زمينه، اين پرسش را مطرح کرد: " فقدان امنیت شغلی و كوشش علیه ایجاد امنیت سینماگران سوگند چه كسانی است؟"

سخنان اين دو سينماگر نشان می دهد که سينماگران ايرانی، نگران امنيت شغلی و گرفتاری های صنفی خودند و از خانه سينما به عنوان تنها نهاد صنفی مستقل سينما، انتظار دارند که مسئوليت حل آن را به عهده بگيرد اما در اين ميان، دولت و وزارت ارشاد با دخالت مستمر خود می خواهند قدرت خانه سينما را محدود کرده و کنترل آن را در دست خود گيرند. اين مسئله، زمينه اصلی اختلاف بين خانه سينما و وزارت ارشاد اسلامی و تنش ميان اين دو دستگاه در چند سال اخیر بوده است.

برخی از سینماگران مثل علیرضا خمسه و مهران رجبی، نيز در این مراسم حرف های خود را در قالب گلایه و به زبان طنز مطرح کردند. حرف های آنها نيز به طورغیرمستقیم متمرکز بر امنيت شغلی و مسائل صنفی حوزه سينما بود.

موضوع ديگری که از زبان سينماگران در جشن خانه سينما مطرح شد، وضعيت اسفبار اکران و نمایش عمومی فيلم ها بود که در حرف های هوشنگ گلمکانی منتقد سينما و سردبير مجله فيلم منعکس بود.

گلمكانی، هنگام اهدای دیپلم افتخار بهترین كارگردانی اول به مجید برزگر برای فیلم «فصل‌ باران‌های موسمی»، زبان به انتقاد از وضعیت فیلم های روی پرده سینماها گشود و از اهل سینما و خانه سینما خواست كه در حد توانشان فكری به حال این سینما بکنند که به گفته او دارد "آبروی سینمای ایران را می‌برد".

سينمایی که هيچ تناسبی با آنچه که از سينمای ايران به دنيا معرفی شده ندارد. سينمایی که بسیار سطحی تر و ساده انگارانه تر و شلخته تر از سينمای فارسی قبل از انقلاب است و همان تم ها را در فضای جديد دارد بازسازی می کند و اين در شرايطی است که بسیاری از فيلم هایی که در ده سال گذشته در سينمای ايران توليد شده اند، به دلايل مختلف امکان نمایش نداشته اند. برخی مشکلات مميزی داشته و برخی قربانی دسته بندی ها، باندبازی ها و زد و بندهای مافيایی حاکم بر سينمای ايران شده اند.

موضوعی که قبلا در بيانيه 46 سينماگران ايرانی نسبت به حذف سينمای مستقل منعکس شده بود. عباس کیارستمی، بهرام بیضایی، ناصر تقوایی، رخشان بنی اعتماد، احمدرضا درویش، کیانوش عیاری و کیمورث پور احمد از جمله 46 سینماگر امضاء کننده این بیانیه بودند که  با هشدار نسبت به حذف سینمای مستقل تاکید کردند که "در شرایط کنونی، ملاک برای نمایش عمومی یک فیلم ، فیلمساز آبرودار و فیلم آبرومند نیست.می‌خواهند سینمای مستقل را حذف کنند و یا حداکثر لطف کنند و در گلخانه نگه دارند."

اما تند ترين انتقاد در مراسم جشن خانه سينما، از طرف اصغر فرهادی کارگردان فيلم درباره الی صورت گرفت که بيانگر وضعيت سينمای امروز ايران و فضای امنيتی و پليسی حاکم بر آن بود. وضعيتی که مسئولان سينما، فيلمسازان را به خاطر طرح واقعيت های تلخ اجتماعی به جاسوسی متهم می کنند. وضعیتی که سينماگر و بازيگر ايرانی را مجبور به مهاجرت از وطن می کند.

آرزوهای اصغرفرهادی، خواست همه سینماگران ایرانی است. اینکه روزی برسد که هیچ سینماگر و بازیگر ایرانی به خاطر فشارهای سیاسی و اجتماعی مجبور به مهاجرت نشود، اینکه فیلمسازان مجبور به مهاجرت شده مثل امیرنادری، به وطن برگشته و بتوانند دوباره فیلم بسازند و اینکه هیچ فیلمسازی به خاطر عقاید سیاسی و فرهنگی اش، زندانی نشود و از حقوق فردی و شهروندی مثل حق مسافرت به خارج از کشور و شرکت در فستیوال ها برخوردار باشد.

به اعتراف بسیاری از سینماگران مستقل ایرانی، سینما در ایران در سال های اخیر به ويژه بعد از روی کار آمدن دولت آقای احمدی نژاد به شدت تحت فشار بوده است.

این فشارها و محدودیت ها که در دوره هایی تنها محدود به سینماگران سکولار و دگراندیش بود در دوران جدید دامنه وسیع تری یافته و بسیاری از سینماگران مذهبی معتقد و نزدیک به حکومت از جمله رضاميرکريمی، ابراهيم حاتمی کيا و مجيد مجيدی را که روزگاری "خودی" تلقی می شده اند، دربر گرفته است.

امروز این تنها بهرام بیضایی، داریوش مهرجویی، ناصر تقوایی و عباس کیارستمی یا بهمن قبادی و جعفر پناهی نیستند که نسبت به وضعیت سینمای ایران معترضند بلکه بسیاری از سینماگران جوان مثل اصغر فرهادی، سامان سالور و عبدالرضا کاهانی نیز از منتقدان جدی این وضعیت به حساب می آیند.

اختلاف بین خانه سینما و دولت (دستگاه وزارت ارشاد) در دوران آقای احمدی نژاد شدت گرفته و در ماه های گذشته به نقطه بحرانی خود رسیده است.

دولت خواهان کنترل همه جانبه بر سینما و اعمال سلیقه و تحمیل دیدگاه های تنگ نظرانه و ایدئولوژیک خود بر اهالی سینماست. به باور مسئولان خانه سینما، وزارت ارشاد می خواهد نگاه امنیتی خود را بر سینما حاکم کند.
وزیر ارشاد و همفکران او قادر به تعامل درست با بدنه سینما نیستند. بین دولت و سینمای ایران شکاف عظیمی به وجود آمده و سینماگران ایرانی هر روز بیشتر خود را با دولت بیگانه تر احساس می کنند.

وزارت ارشاد با صدور بخشنامه ها و احکام تند وشدید، همه تلاش خود را برای مهار سینما و جهت دادن آن به کار بسته اما غافل از آن است که این نوع نگاه های امنیتی و پلیسی با روح هنر و سینما در تعارض است و سینماگران و هنرمندان آن را برنمی تابند.
 
رویکرد وزارت ارشاد در حوزه فرهنگ و هنر، رویکردی تمامیت خواهانه و انحصارطلبانه است.  به گفته محمد مهدی عسگرپور، مدیر عامل خانه سینما، دولت می خواهد "هم سیاست گذار، هم هدایت کننده و هم مجری باشد و خودش تشخیص بدهد به چه کسی کمک کند و به چه کسی خیر".

مدیر عامل خانه سینما که یکی از منتقدان سیاست های وزارت ارشاد در عرصه سینماست، مهم ترین معضل امروز در عرصه مدیریت فرهنگی در ایران را غلبه نگاه امنیتی بر حوزه فرهنگ و هنر در ایران می داند.

عسگرپور در انتقاد از این نگاه  می گوید: کسی که فرهنگ و هنر را مدیریت می کند باید بخش قابل توجهی از نگاهش فرهنگی باشد، و البته از مشاورین امنیتی استفاده کند. اما نه اینکه دارای نگاهی امنیتی باشد و از مشاور فرهنگی استفاده کند.

به اعتقاد آقای عسگرپور، " دولت به دنبال آن است تا همه نقش های یک جامعه را خودش داشته باشد. شعار حمایت از بخش خصوصی را می دهد اما در عمل به آن متعهد نیست".

نگاه امنیتی مدیران سینما در ایران تا حدی گسترش یافته که جواد شمقدری، معاون امور سینمایی و سمعی بصری وزارت ارشاد، چندی قبل، پیداکردن نقاط تاریک و بزرگ کردن آنها در فیلم های ایرانی به قصد جایزه گرفتن از دیگران را از "جاسوسی" بدتر خواند.

حرف های معاونت امور سينمایی، نتیجه ای جز ياس و دلمردگی برای سينماگران ایرانی ندارد. من گمان نمی کنم که هيچ فیلمساز ایرانی بخواهد با نشان دادن سیاهی های مملکت خود جایزه بگیرد اگرچه نمایش «سياهی ها» (تقسیم بندی پديده های اجتماعی به سياه و سفید نیز محل اعراض است) را حق مسلم هنرمندان و سينماگران می دانم.

سينماگر ایرانی باید اطمینان داشته باشد که می تواند فیلمی را که ساخته (هرچند انتقادی و تابوشکن)، بدون ترس از متهم شدن به «سياه نمایی و جاسوسی»، به جشنواره ها بفرستد.

بدبینی مسئولان وزارت ارشاد به خانه سینما تا حدی است که به گفته مدیر عامل خانه سینما، برخی از آنان، خانه سینما را "پایگاه دشمن" خوانده و قرار گرفتن نام گلشیفته فراهانی در میان نامزدهای دریافت جایزه بهترین هنرپیشه زن جشن خانه سینما را مصداق رخنه کردن دشمن در ساختار خانه سینما دانستند.

سینمای هنری و مستقل ایران به جای کنترل و هدايت، نیاز به حمایت و تشويق دارد.
 
باید سانسور و مقررات ممیزی از سر راه سينماگران ایرانی برداشته شود تا آنها بتوانند با آزادی عمل و اختیار بیشتری فيلم بسازند نه اینکه دائما نگران توقیف فيلم و يا امنیت شغلی خود باشند.

Posted by parvizj at September 29, 2010 1:49 AM | TrackBack
Comments

سلام
به حد شگفت انگیزی از وبلاگتان لذت بردم و البته برای نظر باید سر صبر سراغ وبلاگتان بیایم
بسیار ممنونم در ضمن دوست دارم که سری هم به وبلاگ من بزنید فارغ از این که لینکم کنید یا نه لینکتان می کنم و باز هم ممنون
miladroshany.blogfa.com

Posted by: میلاد at October 13, 2010 12:41 AM
Post a comment









Remember personal info?