June 10, 2010

سینمای مستقل دنیس هاپر

 
به مناسبت درگذشت دنيس هاپر بازيگر و کارگردان مستقل سينمای آمريکا
دنیس هاپر در سینما تک پاریس-۲۰۰۸
دنیس هاپر که در سن 74 سالگی بر اثر ابتلا به بیماری سرطان پروستات در گذشت، از چهره های مهم سینمای مستقل آمریکا بود و به همراه فیلمسازانی چون پیتر باگدانوویچ، جان کسه ویتس و رابرت آلتمن نقش مهمی در پایه گذاری سينمای مستقل آمریکا داشت. بعد از او بود که فیلمسازان مستقلی چون فرانسیس فورد کاپولا، مارتین اسکورسیزی، وودی الن، دیوید لینچ، جیم جاموش و دیگران ظاهر شدند. روزنامه گاردین از او به عنوان یکی از «بزرگ ترین شورشیان هالیوود» ياد کرد.
دنيس هاپر همیشه از سینمای مستقل آمريکا حمايت می کرد و علاوه بر بازی در فيلم های هاليوودی، با دستمزدهای اندک در فيلم های سینماگران مستقل آمریکایی مثل کاپولا، دیويد لينچ و جولين اشنبل بازی کرد.
بازيگری متد
دنيس هاپر سبک ویژه ای در بازیگری داشت و اغلب نقش افراد نامتعادل، الکلی و روان پریش را بازی می کرد: عکاس ديوانه در فيلم اینک آخرالزمان، بیمار جنسی در فیلم مخمل آبی، پدر معتاد و فاسد در فيلم اجل معلق و تکرار همین نقش در ماهی پران کاپولا.
وی دانش آموخته متد اکتینگ يا سبک بازیگری متد زیر نظر لی استراسبرگ در اکتورز استودیو بود (سبک بازیگرانی چون مارلون براندو، جیمز دين، رابرت دونيرو و وارن بيتی) و در بیش از هشتاد فیلم هاليوودی و مستقل در نقش های اصلی و فرعی بازی کرد.
دنيس هاپر از دوستان نزدیک جيمز دين بود و در فیلم های غول و شورش بی دلیل در نقش های فرعی در کنار او ظاهر شد.
در فیلم غول او جوان بیست ساله ای بود که در نقش فرزند راک هادسن ميليونر صاحب چاه های نفت تگزاس بازی کرد. همین طور در وسترن های کلاسیکی چون اراده حقیقی و پسران کیتی الدر در کنار جان وینظاهر شد.
هاپر همينطور در چند فیلم وسترن معروف از جمله اراده حقيقی و پسرا کيتی الدر در کنار جان وين، لوک خوش دست آرتور پن در کنار پل نیومن، جدال در اوکی کورال و از جهنم تا تگزاس ساخته هنری هاتاوی بازی کرد.
ايزی رايدر و سينمای مستقل آمريکا
دنیس هاپر در سال 1969 با همکاری پیتر فوندا و با بودجه 400 هزار دلار، فيلم مستقل و غيرمتعارف ايزی رايدر(EasyRider) را کارگردانی کرد.
ايزی رايدر، یکی از رادیکال ترین و انقلابی ترین فيلم های امریکایی و درواقع از نخستین فيلم های سینمای مستقل آمریکاست. این فيلم، تصویری واقعی از تضادها و شکاف های موجود در فرهنگ و زندگی آمریکایی‌ اواخر دهه‌ی شصت بود و دنیس هاپر با یک ذهنیت کاملا آوانگارد و تحت تاثیر فرهنگ شورشی و آنارشیستی دهه‌ی شصت و سینمای تجربی و آوانگارد آمریکایی مثل آثار مایا درن و کنت انگر آن را ساخت.
 ایزی رایدر از نظر فرم روایی و سبک و شخصیت‌های غیرمتعارف با استانداردها و معیارهای متعارف و پذیرفته‌شده هالیوود در تضاد بود. فیلمی که طرح داستانی دقیق و روشنی نداشت و کمی شلخته و ازهم گسیخته به نظر می رسید. استفاده‌ی گستاخانه‌ی دنیس هاپر از خشونت، سکس، مواد مخدر و موسیقی راک در آن زمان برای هالیوود و سينمای آمریکا به طور کل، غیرقابل قبول بود.
ایزی رايدر از چند نظر در سینمای جهان اهمیت دارد:
1-      نشان داد می توان با بودجه بسیار اندک مثلا 400 هزار دلار فیلم ساخت و فیلم موفق هم ساخت(بیش از 60 میلیون دلار فروش کرد) و متکی به استودیوهای بزرگ نبود. یعنی از اين نظر الهام بخش سینماگران جوان و مستقل شد.
2-      آغازگر ژانری به نام ژانر روود مووی یا فیلم های جاده ای در سینمای آمریکا شد.
3-      اینکه پلی زد بین فیلم های کلاسیک و سنت روایی و قصه گویی سینمای آمریکا و سینمای تجربی و آوانگارد این کشور از يک سو و سینمای هنری و موج نوی اروپایی در دهه شصت مثل آثار گدار و آنتونيونی از سوی ديگر و از اين نظر فيلم رادیکالی محسوب می شد.
 
4-      اینکه موسیقی راک را برای نخستین بار به عنوان موسیقی زمینه در فیلم به کار گرفت. موسیقی این فیلم مجموعه‌ای از آهنگ های مختلف از آهنگسازان و خوانندگان مشهور راک دهه‌ی شصت مثل جیمی هندریکس و راجر مک گوئین بود که دنیس هاپر خود آنها را انتخاب کرده بود.
5-      در دوره ای ساخته شد که نسل جوان شورشی، خشمگین, بدبین و آنارشیست آمریکایی تحت تاثیر جنبش های آزادیبخش جهان سوم از یک طرف، جنبش می 68 فرانسه و گرایش های ضد سرمایه داری، عرفانی و ضد ماتریالیستی مثل هیپی گری در آمریکا و جهان بود و ایزی رایدر نخستین فیلمی بود که گرایش ها و روحیات این نسل را در سینمای آمریکا نشان می داد. یعنی همان دوره ای که اندکی زودتر یا دیرتر فیلم‌هایی چون «بانی و کلاید»، «فارغ‌التحصیل»، «مش»، «قله زابريسکی» و «کابوی نیمه‌شب» ساخته شد. فیلم‌هایی که سازندگان آنها نسلی را نمایندگی می‌کردند که از سیستم و شیوه‌ی زندگی آمریکایی خسته و دلزده بود و راه گریز از این سرخوردگی اجتماعی را در مواد مخدر، سکس، هیپی‌گری و بی‌بندوباری اجتماعی جست‌وجو می‌کرد.
ایزی رایدر داستان دو جوان هیپی بود که با موتورسیکلت‌های غول‌پیکرشان به دنبال رؤیاهای خود و در جست‌وجوی مفهوم تازه‌ای از زندگی‌، دشتها و جاده‌های آمریکا را زیرپا می‌گذارند، اما ذهنیت سنتی جامعه آمریکا نمی‌تواند رفتار ناهنجار و آنارشیستی آنها را تحمل کند و در نهایت قربانی خشونت کور جامعه می‌شوند. دنیس هاپر خود نقش یکی از این جوان ها را بازی کرد و به همراه پيتر فوندا با موتورسيکلت ها و لباس هايشان به شمايل های فرهنگ دهه شصت و هفتاد آمريکا تبديل شدند.
هیچ کس بهتر از دنيس هاپر نتوانست ايده آلیسم آمریکایی و نهيليسم روشنفکرانه نسل جوان آمریکايی در دهه شصت را بازآفرینی کند.
از طرفی تاثير فیلم های وسترن هم بر ایزی رایدر کاملا مشهود بود و شخصيت های وایات و بیلی درواقع برگرفته از دو کاراکتر مشهور دنیای وسترن يعنی وايات ارپ و بيلی دی کيد بود.
ایزی رايدر تاثیر عمیقی بر فیلمسازان آمریکایی و اروپایی از جمله ويم وندرس و جيم جارموش گذاشت. تاثير اين فيلم بر فیلم های جاده ای دوست آمریکایی و پاریس تگزاس وندرس آشکار بود، همین طور بر عجیب تر از بهشت جيم جارموش. دنيس هاپر در دوست آمریکایی وندرس، بازی هم کرد.
بازگشت دوباره به سينما
دنیس هاپر در دوره ای از زندگی اش  به الکل و کوکائین پناه برد و از سینما فاصله گرفت اما در اواخر دهه هفتاد بعد از کنار گذاشتن اعتیاد و با بازی در فیلم حماسی ضد جنگ اینک آخرالزمان ساخته فرانسیس فورد کاپولا به سینما بازگشت. در این فیلم او در نقش يک عکاس ديوانه بدبين شاعر مسلک که در یکی ازجزاير ويتنام در کنار والتر کورتز ژنرال ياغی آمريکايی زندگی می کند، بازی چشمگيری ارائه کرد.
بازی در نقش يک ديوانه جنسی سادو ماژوخيست در فيلم مخمل آبی ساخته ديويد لينچ(1986)، يکی از نقاط عطف بازيگری دنيس هاپر در سينما به حساب می آيد.
 آخرین نقش آفرينی دنیس هاپر در سينما، فیلمی بود به نام مرثيه(Ele gy) ساخته ایزابل کوشت سینماگر اسپانیایی که در کنار بن کينگزلی، پنه لوپه کروز و پاتريشیا کلارکسون در نقش يک نويسنده برنده جايزه پوليتزر ظاهر شد.
اين فيلم بر اساس رمان فيليپ راث نويسنده برجسته آمريکايی ساخته شده بود و مرگ دنيس هاپر در آخر آن، به نحو غريبی مرگ قريب الوقوع او را پيش گويی می کرد.
فيلم ترسناک گوتيک «اجل معلق»(1980) و فيلم پليسی جنايی رنگ ها با بازی رابرت دووال و شان پن از فيلم های ديگری بود که دنيس هاپر کارگردانی کرد.
دنیس هاپر علاوه بر بازيگری و کارگردانی در سينما، مجسمه ساز، عکاس و نقاش هم بود وعلاقه زیادی به هنر مدرن و کانسپچوال آرت داشت. او در نقاشی پیرو سبک آبستره و اکسپرسیونیسم بود و در عکاسی هم به عکاسی پرتره علاقه داشت.
جک نیکولسن، ویگو مورتنسن و ديويد لينچ از دوستان نزديک او بودند.
دنیس هاپر در ایران
دنيس هاپر در ایران بازيگر کاملا شناخته شده ای بود. نسل انقلابی و شورشی دهه شصت و هفتاد ایران او را به خاطر بازی اش در ایزی رایدر می شناخت و نسل جدید بعد از انقلاب هم بازی های خوب او را در مخمل آبی ديوید لينچ و اینک آخرالزمان فرانسيس فورد کاپولا به ياد دارد.
يکی از فيلم های دوران اخير دنيس هاپر، بازی در فيلم ليو ساخته دوستم مهدی نوروزيان، از سينماگران ايرانی مقيم بريتانیا در يک نقش فرعی در کنار سم شپارد، الیزابت شو و جوزف فینس بود.
Posted by parvizj at June 10, 2010 2:47 AM | TrackBack