February 4, 2010

جشنواره فيلم فجر و تابو شکنی سينماگران ايرانی

اين نوشته در روزهای برگزاری جشنواره با حذف و تغيير برخی قسمت ها در سايت بی بی سی منتشرشد:   
در حالی که هنوز مسئولان سينمايی کشور و برگزارکنندگان جشنواره فيلم فجر از زير فشار سنگين تحريم جشنواره از سوی برخی فيلمسازان معترض داخلی و همتاهای بين المللی آنها کمر راست نکرده اند، نمايش فيلم های به رنگ ارغوان، آتشکار، زمهرير و تسويه حساب در اين جشنواره، آنها را در موقعيت دراماتيک و دشوار تازه ای قرار داده است.
رفع توقيف از برخی فيلم های جنجالی توقيفی مثل به رنگ ارغوان(ابراهيم حاتمی کيا)، تسويه حساب(تهمينه ميلانی)، صد سال به اين سال ها(سامان مقدم) و نمايش محدود فيلم های زمهرير ساخته علی روئين تن، زخم شانه حوا ساخته حسين قناعت و آتشکار ساخته محسن اميريوسفی در جشنواره، با اعتراض ومخالفت برخی روحانيون تندرو و نويسندگان سينمايی به اصطلاح « ارزشی» مواجه شد.
فيلم هايی که با ديد و رويکردی انتقادی به مسائل سياسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه نگاه کرده و برخی تابوها را شکسته اند و به همين خاطر نمايش عمومی برخی از آنها هنوز امکان پذير نيست  
اگر با ديدی مثبت و خوش بينانه به عملکرد مسئولان جديد امور سينمايی نگاه کنيم و سياست رفع توقيف از فيلم های به اصطلاح «مسئله دار» از نظر مميزی را سياستی جدی از سوی آنها فرض کرده و تنها يک تاکتيک موقتی برای مقابله با طرح تحريم جشنواره و گرم کردن فضای عمومی آن تلقی نکنيم، بايد گفت که مقامات جديد وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به خصوص آقایان شمقدری معاون امور سينمايی و سجادپور مدير کل اداره نظارت و ارزشيابی، برخلاف آنچه که تصور می شد و از حرف ها و انتقادهای تند آنها به وضعيت سينما در ايران پيش از رسيدن به اين مقام ها برمی آمد، ظاهرا تصميم دارند انعطاف و نرمش بيشتری نسبت به سينماگران و آثارشان نشان دهند و اگر اين سياست با پی گيری و قاطعيت بيشتری ادامه يابد بدون شک از سوی سينماگران ايرانی با استقبال مواجه خواهد شد.
اما از آن طرف تندروها هم بی کار ننشسته اند. يعنی کسانی که هميشه می خواهند در اپوزيسيون فرهنگی نظام باشند و از موضع راديکال مذهبی و کاملا ايدئولوژيک به سينما نگاه می کنند.
 
مخالفت اخير مجمع نمايندگان روحانی مجلس با محتوای برخی فيلم های به نمايش درآمده در جشنواره فجر را نيز بايد از همين زاويه ارزيابی کرد. به باور اين دسته از روحانيون،« برخي از فيلم‌های دهه فجر بسيار زننده است.»
از سوی ديگر برخی از روزنامه نگاران و نويسندگان سينمايی مطبوعات که خود را « منتقد ارزشی» می خوانند و علنا از سانسور و قلع و قمع فيلم ها دفاع می کنند، شديدا با سياست های جديد وزارت ارشاد در جهت رفع توقيف از فيلم های توقيف شده قديمی و نمايش محدود برخی فيلم های « مسئله دار» جديد از نظر مميزی، در جشنواره مخالفت کرده اند.
به عقيده نويسنده سينمايی «شبكه خبر دانشجو» وابسته به بسیج دانشجویی، اکران عمومی فيلم های به رنگ ارغوان و تسويه حساب، « يک اقدام انتحاری و يک خودزنی ناجوانمردانه در عرصه سينمای ايران» است.
 
اين شبکه خبری حتی خواهان محاکمه انقلابی ابراهيم حاتمی کيا سازنده اين فيلم و مسئولان سينمايی به خاطر نمايش اين فيلم شد.
 
فيلم زمهرير ساخته علی روئين تن نيز که از بخش مسابقه جشنواره حذف شده بود، با موافقت مدير کل اداره نظارت و ارزشيابی وزارت ارشاد، به صورت محدود و تنها در يک سانس آن هم ديروقت، برای اهالی مطبوعات و خبرنگاران به نمايش درآمد اما از طرف اين دسته ازتماشاگران هو شد.
 
زمهرير، داستان دختر یک شهید (با بازی بیتا بادران) است که بنا به وصیت پدرش در جستجوی مردی است که پدرش خواسته حقیقت را نزد او جستجو کند. دختر پس از جستجوهای فراوان سرانجام متوجه می شود آن مرد یک آوازه خوان دوره گرد است که هميشه ترانه «لب کارون» را در خيابان می خواند.
 
در نشست مطبوعاتی فيلم زمهرير که تا نزديکی های سپيده دم ادامه داشت، تعدادی از خبرنگاران و نمايندگان رسانه های گروهی، سازنده فيلم را به خاطر ساختن اين فيلم که به نظر آنها « مبتذل» و «توهين به ارزش ها و دفاع مقدس» بود، تحت فشار قرار دادند تا حدی که اين فيلمساز مجبور شد به خاطر ساختن اين فيلم، اظهار ندامت کرده و از اين افراد عذرخواهی کند.
 
علی علایی از اعضای شورای مرکزی انجمن منتقدان و نویسندگان در اعتراض به روئين تن گفت:
«من متعلق به نسلی هستم که زیر 10 تابوت شهید را گرفته‌ام شما در این فیلم به ادبیات و تاریخ ما توهین کرده‌اید.»
 
روئین‌تن نیز در پاسخ گفت:
« من شاید فیلم غیرمتعارف ساخته باشم ولی نیت و قصد نداشتم تا به دفاع مقدس اهانت کنم و حالا اگر این فیلم به آن میزانی بد است که شما را ناراحت کرده است واقعا شرمنده هستم و شرمنده همه شما هستم که باور و اعتقاد شما را به دفاع مقدس دردآوردم و هرگز نخواستم که به دفاع مقدس توهین کنم.»
 
علی روئين تن کارگردان زمهرير در نشست مطبوعاتی
اعتراض ها اما تنها متوجه نمايش فيلم های زمهرير و به رنگ ارغوان نبود بلکه از نمايش فيلم زخم شانه های حوا نيز به خاطر « تلفیق مهوع و مبتذل یك داستان عشقی با ظواهری از جنگ و دفاع مقدس» و نشان دادن « تصویری واژگونه از سینمایی بیمار» به شدت انتقاد شد.
 
در واقع اين نوع مخالفت ها با سينما در ايران ريشه ای تاريخی دارد و من قبلا هم گفته ام اگر فتوای رهبر انقلاب اسلامی يعنی آيت الله خمينی نبود، ما امروز بر سر مشروعيت سينما در ايران و بود و نبود آن مشکل داشتيم چرا که هنوز هستند کسان بسياری که با ذات سينما، تئاتر و هنرهای نمايشی و همچنين موسيقی مشکل دارند، و آن ها را پديده هايی شيطانی و کافرانه ارزيابی می کنند.
حال در چنين فضايی، طبيعی است که هر گونه نرمش و برخورد معتدل و آزادمنشانه با سينما، هنر و فرهنگ با مقاومت اين افراد روبرو می شود. برای اين دسته از افراد فرق نمی کند وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی، آقای خاتمی يا مهاجرانی باشد يا آقای صفار هرندی و يا سيد محمد حسينی.
به همين دليل آقای شمقدری برای رفع توقيف از فيلم سفر به هيدالو ساخته آقای مجتبی راعی که از فيلمسازان متعهد و معتقد به نظام است، به خاطر بازی يک هنرپيشه زن احتمالا « مسئله دار»، بايد از روحانيت فتوا بگيرد:
« فیلم سفر به هیدالو ساخته آقای مجتبی راعی، فیلم بسیار خوبی است، فقط مشکل آن، مشکل بازیگر زن آن است که شاید برای اکران آن، نیاز به یک فتوا داشته باشیم تا بتوانیم پروانه نمایش صادر کنيم.»
 
حتی رئيس جمهور مملکت، يعنی آقای احمدی نژاد نيز که منتخب اين آقايان و مورد تاييد آنهاست، نمی تواند پا را از محدوده ها و خطوط قرمز تعيين شده، بيرون بگذارد و آزادانه از فيلمی که مورد تاييد اين گروه نيست دفاع کند و اگر فيلمی مثل به رنگ ارغوان را تاييد کند، بايد پاسخ گوی حرف های به اصلاح «ساختار شکنانه» خود باشد.
 
 احمدی‌نژاد بعد از تماشای فيلم حاتمی کيا در پاسخ به سوال خبرنگاران، اين فيلم را فيلمی « قوی و خوب از نظر انتقادی» توصيف کرد که به اعتقاد او به خاطر « سليقه ای عمل کردن» توقيف شده بود.
 
به اعتقاد من تابوها و خطوط قرمزی در جامعه و سينمای ايران وجود دارد که هميشه بايد رعايت شود و شکستن يا عبور از آنها به سادگی امکان پذير نيست و به جسارت و شجاعت سينماگران از يک سو و تعامل، آزادمنشی و ميزان ظرفيت و تحمل مسئولان سينمايی از سوی ديگر نياز دارد.
جشنواره فيلم فجر هميشه معياری برای ارزيابی ميزان اين جسارت ها و حد تحمل و ظرفيت مسئولان سينمايی بوده است.
در دوره های قبل اين جشنواره و در دوران وزارت آقای صفار هرندی، با کمترين نرمش و ميزان تحمل از سوی مديران ارشاد در برخورد با سينماگران و آثار آنها مواجه بوديم اما به نظر می رسد که مديران جديد قصد دارند با رفع توقيف از فيلم های توقيفی و نمايش فيلم های « مسئله دار» از نظر مميزی، حد بالاتری از ظرفيت نظام را در مواجهه با آثار سينمايی و هنری انتقادی و تابوشکن نشان دهند.
سينماگران ايرانی بعد از انقلاب، به تدريج و با سماجت و پی گيری، بسياری از تابوها را شکستند و بر محدوديت های مميزی غلبه کردند. در دوره هايی از تاريخ سينمای ايران، نمايش کلوزآپ از صورت بازيگر زيباروی زن بر روی پرده ممنوع بود. همين طور حرف زدن از عشق زمينی، روابط عاشقانه بين زن و مرد، خيانت خانوادگی و بسياری مسائل ديگر ممنوع بود اما اين محدوديت ها به تدريج حذف يا تعديل شد اگرچه مقاومت از سوی مخالفان و تندروها هميشه وجود داشته است.
اين مخالفت ها هميشه بوده و هست چرا که جزء ذاتی و طبيعی پروسه حرکت جامعه ايران به سوی مدرنيته است. اين تندروها با هر گونه انديشه مدرن و تحول در سينمای ايران مخالف اند. از نظر آنها تنها نوع سينما، سينمايی است که با ديد بسته، محدود و تنگ نظرانه آنها ساخته شود و با باورها و ارزش های ايدئولوژيک و ضد مدرن آنها مطابقت داشته باشد نه سينمايی که به انگيزه سرگرمی يا هنری برای مخاطبان وسيع داخلی يا مخاطبان خاص جهانی ساخته می شود و برای سينمای ايران اعتبار و افتخار می آفريند.
اين افراد ترجيح می دهند دکان سينما در ايران برای هميشه تخته شود تا اينکه فيلمی ساخته شود که مطابق سليقه و نگاه کج آنها نباشد.
Posted by parvizj at February 4, 2010 10:31 PM | TrackBack