January 29, 2010

آغاز جشنواره فيلم فجر با فيلم های توقيفی

 
 
 
بيست و هشتمين دوره جشنواره فيلم فجر روز يکشنبه با نمايش فيلم توقيفی به رنگ ارغوان ساخته ابراهيم حاتمی کيا آغاز به کار کرد.
 
با اينکه اعتراض های فيلمسازان ايرانی و تحريم جشنواره فيلم فجر از سوی برخی فيلمسازان برجسته جهانی مثل کن لوچ، تئو آنجلوپولوس و اليا سليمان، اعتبار و حيثيت بين المللی اين جشنواره را به شدت خدشه دار کرده اما همان طور که پيش بينی می شد اين جشنواره با استقبال گرم مخاطبان داخلی مواجه شده است.
صف های طويل علاقمندان سينما در برابر سينماهای نمايش دهنده فيلم هايی چون به رنگ ارغوان، تسويه حساب و صد سال به اين سال ها، نشانگر اين است که طرح تحريم جشنواره از سوی عامه تماشاگران چندان جدی گرفته نشده و آنها نمی خواهند فرصت ديدن فيلم هايی را که سال ها به دلايل مميزی در توقيف بوده، از دست بدهند.
 
مراسم افتتاحيه رسمی جشنواره نيز روز شنبه با حضور مديران سينمايی و برخی چهره های سرشناس سينما و تئاتر از جمله ابراهيم حاتمي‌كيا، عليرضا خمسه، اسحاق خانزادی، قطب‌الدين صادقي، شهرام اسدی، لادن مستوفی و محمد زرين‌دست در برج ميلاد تهران برگزار شد و مطابق سنت هر ساله با اهدا جوايزی، از برخی از پيش کسوتان سينمای ايران مثل علی کسمايی دوبلور سرشناس و اسحاق خانزادی صدابردار چيره دست، تقديربه عمل آمد.
برگزارکنندگان جشنواره فيلم فجرهمچنين در این مراسم با پخش کلیپی ويدئويی، نسبت به درگذشتگان سال گذشته سینمای ایران، از جمله امیر قویدل، مسعود رسام، نیكو خردمند، فرخ‌لقا هوشمند، عباس شباویز، پروین سلیمانی و ناصر آراسته ادای احترام کردند.
 
نمايش به رنگ ارغوان حاتمی کيا
  
فيلم به رنگ ارغوان که به خاطر مشکلات مميزی پنج سال در توقيف بود، سرانجام به دستور جواد شمقدری معاونت سينمايی وزارت ارشاد اسلامی، از توقيف درآمد و برای آن پروانه نمايش صادر شد و به عنوان فيلم افتتاحيه در جشنواره فجر به نمايش درآمد.
اما آن چنان که انتظار می رفت، نتوانست نظر مثبت منتقدان سينمايی را جلب کند و برخی از منتقدان، موضوع و ساختار آن را کهنه ارزيابی کردند.
با اين حال سيد جمال ساداتيان تهيه کننده فيلم معتقد است که اين فيلم همچنان جذابیت بسیاری برای تماشاگران دارد و آنها بعد از گذشت پنج سال، رنگ و بوی کهنگی در آن نمی​بینند.
ابراهيم حاتمی کيا کارگردان فيلم در جلسه نمايش اين فيلم برای اهالی مطبوعات، حاضر نشد و به همين دليل نشست خبری و مطبوعاتی اين فيلم با حضور خبرنگاران و نويسندگان مطبوعات و رسانه های گروهی برگزار نشد.
 
سعيد مستغاثی از منتقدان سينمای ايران،  به رنگ ارغوان را اثر شاخصی در کارنامه سينمايی حاتمی ‌کيا ندانست و جدال عشق و وظيفه در آن را تکراری خواند. به عقيده وی؛ حاتمی کيا با اين فيلم در جا زده است.
از سوی ديگر کوروش تهامی يکی از بازيگران فيلم که در جلسه نمايش فيلم حضور داشت پس از پايان نمايش فيلم در گفتگو با خبرنگاران، سکانس اعتراف گرفتن مامور وزارت اطلاعات از يکی از متهمان را در اين فيلم، بسیار دشوار و نفس گیر خواند و آن را یکی از بهترین سکانس های سینمای ایران اعلام کرد.
 
منتقدی به نام مانی بزرگمهر نيز در سايت پرده سينما، در باره اين فيلم نوشت:
« پس از چهار سال به رنگ ارغوان در نخستین سانس از نخستین روز جشنواره فجر به نمایش درآمد. در چهار سال گذشته حرف و حدیث های زیادی درباره این فیلم زده شده است. امروز به این نتیجه رسیدم که بخش مهمی از این جنجال ها بیخودی بوده. به رنگ ارغوان فیلم متوسطی است. به نظرم احتمالاً اگر بهترین فیلم حاتمی کیا را آژانس شیشه ای بدانیم، حتی ارتفاع پست هم فیلم خوب و شایسته ای به نظر می آمد. اما در به رنگ ارغوان ما حاتمی کیایی را می بینیم که چیزی به علاوه کارنامه گذشته اش نمی کند. چراکه این فیلم فقط «موضوع» نو و بدیعی (در اندازه سینمای ایران) دارد. وگرنه در فیلمنامه و حتی کارگردانی به شدت لنگ می زند. اگر این فیلم چهار سال قبل هم به نمایش درمی آمد هیچ اتفاق شگفت آوری رخ نمی داد. فقط به رنگ ارغوان می توانست پیش بینی کند که دوران قهقرای حاتمی کیا با فیلم های به نام پدر و دعوت و البته سریال حلقه سبز به تکامل خواهد رسید.»
 
اما سحر عصر آزاد منتقد سينمايی سايت خبر آن لاين، با اشاره به تاثير منفی عدم نمايش به موقع فيلم و توقيف آن، به رنگ ارغوان را با کمی اغماض، اوج ديگری در کارنامه سينمايی حاتمی کيا ارزيابی کرد.
به نوشته عصر آزاد:
 به رنگ ارغوان، در کارنامه این فیلمساز اثری متعادل در رویکرد به واقعیت و استعاره است. نه همچون آثار دوست‌داشتنی چون «روبان قرمز» و «موج مرده» کفه نماد و استعاره در آن سنگینی می کند و نه در رئالیسم سطحی‌زده «دعوت» غرق می شود. فیلمی است که هم نسبت خود را با واقعیت موجود حفظ کرده هم مفاهیم و نمادها به خوبی در بافت درام وارد شده‌اند.»
 
به رنگ ارغوان، داستان شفق، يكي از اعضای گروه های سياسی مخالف حکومت است كه اوائل انقلاب از كشور گريخته اما پس از سال ها تصميم مي گيرد برای ديدن دخترش «ارغوان» كه دانشجوی دانشكده جنگلداری در شمال ايران است، مخفيانه به ايران بازگردد. در اين حال يكی از مأمورين امنيتي به نام بهزاد(با بازی حميد فرخ نژاد) به عنوان دانشجو وارد دانشكده شده و از تمامی امكانات مدرن امنيتی استفاده مي كند تا با كنترل ارغوان، پدر او را به دام اندازد اما به تدريج بين او و ارغوان رابطه عاشقانه به وجود مي آيد. از طرف ديگر همكاران سياسی شفق نيز تصميم دارند او را ترور كنند تا به دست مأمورين امنيتی دولت نيفتد، ‌اما....
 
حمید فرخ​نژاد، خزر معصومی، کوروش تهامی، رضا بابک و فرهاد قائمیان بازیگران اصلی اين فيلم اند.
 
 
تسويه حساب ميلانی با مردها در جشنواره
 
فيلم تسويه حساب ساخته تهمينه ميلانی نيز که از جمله فيلم های توقيفی در سال گذشته بود، اخیرا نمایش آن بلامانع تشخیص داده شد و برای نخستين بار در سينمای ويژه مطبوعات و رسانه های گروهی به نمايش درآمد. نشست مطبوعاتی اين فيلم با حضور ميلانی و بازيگران و عوامل تهيه فيلم از جمله مهناز افشار، لادن مستوفی، اسحاق خانزادی(صدابردار)، علیرضا زرین دست(کارگردان)، ناصر چشم آذر(آهنگساز) و محمد نیک بین(تهيه کننده)، با جدال کلامی بين کارگردان و مخالفان فيلم به تنش کشيده شد.
ميلانی در فيلم تسويه حساب مثل هميشه با رويکرد فمينيستی و انتقادی ويژه اش به مسائل اجتماعی زنان در جامعه مردسالار ايران پرداخت اما فيلم او با واکنش های منفی برخی منتقدان حاضران در جلسه روبرو شد. « بازی های ابتدایی، دیالوگ های سطحی، فضای شعاری و دست کم گرفتن شعور مخاطب» از جمله انتقاداتی بود که متوجه فيلم خانم ميلانی گرديد.
میلانی در پاسخ به انتقادات مطرح شده گفت:
« در تسویه حساب سعی کردم با نگاهی دلسوزانه بزهکاری در زنان را به تصویر بکشم... با شرایط حاکم در کشور انتظار و توقع فیلم ایده آل و نمره ی صد نباید داشت، بلکه فیلمی ساخته ام که به واقعیت زندگی این قشر نزدیک شده است.»
وی گفت قصه اين فيلم واقعی است و آن را با الهام از زندگی يک زن بزهکار که در زندان با او هم سلول بوده، ساخته است.
يکی از تماشاگران نيز از استفاده مکرر فيلمساز از لفظ حيوان برای مخاطب قرار دادن مردان در اين فيلم انتقاد کرد اما محمد نيک بين تهيه کننده فيلم و همسر خانم ميلانی در توضيح آن گفت که فيلمساز منظور خاصی نداشته و به نظر او انسان يک حيوان اجتماعی است.
 
خبرنگار ديگری گفت که در تمام عمرش به اندازه اين فیلم، فحش نشنیده است و میلانی نيز در پاسخ گفت:
« شماها خیلی ناز شده اید و لای پنبه رشد کرده اید در صورتیکه در جامعه فحش های زیادی می شنوید.»
 
فيلم تسویه حساب ، داستان انتقام چهار زن از شوهران بوالهوس شان است و در آن مهناز افشار، لادن مستوفی، شهره لرستانی، السا فیروزآذر، بهاره افشاری، محمدرضا شریفی‌نیا، رضا عطاران، اکبرعبدی و سیاوش طهورث بازی می کنند.
 
 
بلاتکليفی برخی فيلم ها
 
در حالی که رفع توقيف از برخی فيلم های « مسئله دار» قديمی و نمايش آنها در جشنواره، توانسته تا حد زيادی در جذب مخاطبان عام سينما به جشنواره موثر باشد، با اين حال تکليف نمايش برخی از فيلم های ديگر مثل آتشکار ساخته محسن اميريوسفی ، زمهرير به کارگردانی علی روئين تن و هيچ به کارگردانی عبدارضا کاهانی که آنها نيز دارای مشکلات مميزی اند، همچنان روشن نيست.
عليرغم پيشنهاد عليرضا سجاد‌پور، مدیر كل اداره نظارت و ارزشیابی، مبنی ‌بر نمايش فيلم آتشكار در بخش جشنواره جشنواره‌ها، مهدی مسعودشاهی دبير جشنواره اعلام کرد که با توجه به بسته‌شدن جدول نمايش و نبودن جا، انجام آن ميسر نيست.
 
سجادپور که پيش از اين با ارسال نامه ای به جواد شمقدری خواهان نمايش اين سه فیلم با وجود داشتن برخی مشکلات نظارتی شده بود،  مجددا اعلام کرد که هیات انتخاب جشنواره، فيلم هیچ  را برای شرکت در اين جشنواره نپذيرفته است.
 
سجادپور همچنين در باره مشکلات فیلم  آتشکار ساخته محسن امیریوسفی که نزدیک به دو سال است در بلاتکليفی به ‌سر می‌برد، گفت:
« هنوز مشکلات این فیلم به طور کامل برطرف نشده است و در صورت برطرف شدن این مشکلات احتمال صدور پروانه نمایش برای «آتشکار» نیز وجود خواهد داشت.»
اما به گفته امیریوسفی، اين فيلم دو سال قبل پروانه نمایش دریافت کرده اما با دخالت غیرقانونی معاونت سینمایی وقت جلوی اکران آن گرفته شده است.
با اين حال امیریوسفی همچنان اميدوار است که فيلمش در اين جشنواره برای مردم و منتقدان به نمايش درآيد و به سرنوشت فيلم قبلی او يعنی خواب تلخ که از فيلم های برگزيده و تحسين برانگيز سينمای نوين ايران است، دچار نشود.
 
داوری در جشنواره فجر
 
 داوری جشنواره فيلم فجر، به دليل ترکيب غالب غير سينمايی و جهت گيری سياسی آن، همواره موضوعی بحث برانگيز بوده و تا کنون بارها مورد اعتراض سينماگران و منتقدان سينمايی قرار گرفته است.
رد داوری بخش مسابقه سينمای ايران در جشنواره امسال از طرف برخی سينماگران سرشناس مثل عزت الله انتظامی، عباس کيارستمی، فاطمه گودرزی، اصغر فرهادی و فرهاد توحيدی، برگزارکنندگان جشنواره فيلم فجر را در وضعيت دشواری قرار داده بود.  اظهار نظر شگفت انگيز آقای مسعودشاهی دبير جشنواره در مورد اعلام نام اعضای هيئت داوران بعد از پايان جشنواره، نه تنها با قواعد جشنواره های معتبر فيلم منافات داشت بلکه در تاريخ برگزاری جشنواره فيلم فجر نيز سابقه نداشته است. 
سرانجام پس از چند روز از شروع جشنواره، اعضای هیئت داوران این دوره متشکل از مسعود جعفری جوزانی(فيلمساز) ، اسفنديار شهيدی (فيلمبردار و تهيه‌کننده)، ابوالقاسم طالبی(فيلمساز)، محسن علی‌اکبری (تهيه کننده)، محمد ابراهيم فياض (کارشناس فرهنگی)، فاطمه گودرزی (بازيگر) و ناصر هاشم‌زاده (فيلمنامه‌نويس) معرفی شدند.
 
اعتراض به تصميم هيئت انتخاب جشنواره
 
تعدادی از تهيه کنندگان سرشناس سينمای ايران با ارسال شکايت نامه هايی به مسئولان جشنواره، به تصميم هيئت انتخاب اين جشنواره در مورد فيلمشان اعتراض کرده اند.
سيد ضياء هاشمی، از تهیه کنندگان سرشناس سینمای ایران که فيلم زمهریر را تهيه کرده، طی نامه ای به مسئولان جشنواره فجر، اعتراض شدید خود را به تصميم هیئت انتخاب جشنواره فیلم فجر و حذف فيلم او از بخش مسابقه، اعلام کرده است. در بخشی از نامه هاشمی آمده است:
«من سیدضیا هاشمی بانگ برمی‌آورم که اشتباه کرده‌ام، گفتم بعد از این همه فیلمسازی و فیلم بازی و رئیس و مرئوس بودن بیام برای وصیت‌ هم که شده یک فیلم بسازم که خستگی و درد کوفتگی بچه‌های جنگ و هم مسجدی‌هام توش باشه یه فیلم از جنگ و دفاع مقدس برای امسال برای سال 1388 که باهاش بشه بالید و نسل تازه را هوشیار کرد.»
وی در بخش ديگری از این نامه نوشته است:
«نیک می‌دانم که هیچ پدیده هنری در هیچ محاقی قرار نخواهد گرفت و هیچ توقیف و توقفی پایدار نمی‌ماند. همان طور که امروز شما آمدید محاق پیشینیان را شکستید. فردائیان هم محاق امروز شما را می‌شکنند و زمهریر نشان داده خواهد شد و خواهندش دید تا سیه‌روی شود هر که در او غش باشد.»
 
همچنین محمد احمدی، تهیه کننده فیلم لطفا مزاحم نشوید ساخته محسن عبدالوهاب هم طی نامه ای، نسبت به انتخاب نشدن فیلمش در بخش مسابقه سینمای ایران اعتراض کرد و خواهان خروج اين فيلم از بخش مسابقه فیلم های اول و دوم اين جشنواره شد.
عبدالوهاب در فيلم  لطفا مزاحم نشوید در قالب چهار قصه تو در تو، با رويکردی طنزآميز، گوشه هايی از زندگی و مشکلات جوانان در تهران امروز را روايت می کند. باران کوثری، افشین هاشمی، حامد بهداد، سیامک صفری و لیلی فرهادپور از جمله بازیگران این فیلم هستند.
 جشنواره فيلم فجر تا روز پانزدهم بهمن ادامه دارد.
Posted by parvizj at 3:53 AM | TrackBack

January 19, 2010

جشنواره فيلم فجر آری يا نه

 
ترديد ها در باره تحريم جشنواره فيلم فجر
  
 
ماه می 1968 است. فيلمسازان و تماشاگران معترض و خشمگين از دست دولت فرانسه و سياست های سرکوبگرانه آن، سالن بزرگ نمايش فستيوال کن را اشغال کرده اند، همه برای قاپيدن ميکروفون از دست های هم تلاش می کنند؛ از ژان لوک گدار انقلابی مائويست تا فرانسوا تروفو ليبرال، رومن پولانسکی، کلود شابرول، ميلوش فورمن و بسياری ديگر. فرياد گدار در اين ميان از همه بلند تر شنيده می شود که می گويد ما بايد با کارگران و دانشجويان و حرکت انقلابی آنها همبستگی داشته باشيم و به همين دليل بايد فيلم هايمان را از فستيوال بيرون بکشيم.
گدار خطاب به یک منتقد فیلم می گويد: «من دارم راجع به همبستگی، با تو حرف می‌زنم؛ اما تو داری درباره‌ی نمای تراولينگ صحبت می‌کنی. تو یک حرام‌زاده‌ای.»
 
همه حاضران در سالن برای گدار دست می زنند و سوت می کشند. به تدريج منتقدان سينمايی نيز به آنها می پيوندند و هيئت داوری فستيوال، متشکل از فيلمسازان برجسته ای چون رومن پولانسکی در پشتيبانی از حرکت آنها دسته جمعی استعفا می دهند.
روز ۱۸ می ۱۹۶۸ قبل از نمایش فیلم «Peppermint Frappé» ساخته‌ی کارلوس سائورا، فرانسوا تروفو و جرالدين چاپلين بازيگر اصلی فيلم(و همسر سائورا در آن زمان)، خود را از پرده‌ی سینمای نمايش دهنده فيلم آویزان می کنند و با اين کار خود مانع از نمايش آن می شوند. اين ها تصاويری است تاريخی که همه از فستيوال فيلم کن 1968 که برگزاری آن همزمان شد با شورش های خيابانی خونين می 68، به ياد دارند. حرکتی يک پارچه و هماهنگ که فستيوال کن را به تعطيلی کشاند.
از راست به چپ-رومن پولانسکی-لويی مال-فرانسوا تروفو-ژان لوک گدار و کلود للوش در فستيوال فيلم کن 1968
 
حال پرسش اين است که آيا چنين اتفاقی می تواند در جشنواره فيلم فجر امسال هم بيفتد. جشنواره ای که مهم‌ترين رويداد در تقويم سينمايی سالانه سينمای ايران است و عليرغم تمام انتقادها و اعتراض‌هايی که به نحوه برگزاری وسياست‌های اجرايی آن شده و می‌شود، فيلمسازان ايرانی دوست دارندفيلم‌هايشان را در بخش مسابقه آن شرکت دهند چرا که اين کار، نقش تعيين کننده ای در موفقيت تجاری فيلم هايشان دارد.
بخش مسابقه سينمای ايران، فعال‌ترين، پرجنب و جوش‌ترين، جنجالی‌ترينو پرمخاطب‌ترين بخش جشنواره فيلم فجر است. در اين بخش است که حاصل يک سال فعاليتسينماگران ايرانی به نمايش درآمده و مورد داوری قرار می‌گيرد. از سوی ديگراين بخش، معرفسياست‌های فرهنگی رسمی مسئولان سينمايی کشور است. بخشی که محدوده‌های سانسور و مميزی فيلم ها رامشخص کرده و ميزان تحمل دستگاه نظارت دولتی را برملا می کند. چشم همه فيلمسازان و دست‌اندرکاران حرفه ای سينمای ايران از فيلمساز گرفته تافيلمنامه‌نويس و تهيه کننده و بازيگر و منتقد سينما به اين بخش است.
 
سينماگران ايرانی و ايده تحريم جشنواره
 
از ماه ها پيش زمزمه تحريم جشنواره فيلم فجر از سوی فيلمسازان ايرانی در همبستگی با جنبش موسوم به «جنبش سبز» و مخالفت با سرکوب شديد و خشونت آميز اعتراض مخالفان دولت در خيابان ها، به طور پراکنده شنيده می شد.
 
اما آيا موضوع تحريم جشنواره از طرف سينماگران ايرانی، موضوعی واقعا جدی است يا تنها شايعه ای است که از طرف مخالفان حکومت و طرفداران «جنبش سبز» دامن زده می شود؟
 
در حالی که تنها چند روز تا برگزاری بيست و هشتمين دوره جشنواره فيلم فجر باقی است، تحريم جشنواره از سوی سينماگران معترض، هنوز شکل رسمی و قطعی پيدا نکرده و در قالب يک بيانيه منتشر نشده است.
 
ديدن نام سينماگران سرشناسی چون داريوش مهرجويی، تهمينه ميلانی، ابراهيم حاتمی کيا، پوران درخشنده، مجتبی راعی، ابراهيم فروزش، داريوش فرهنگ، حسن فتحی و شهرام اسدی در کنار نام برخی فيلمسازان جوان موفق مثل محسن امير يوسفی، عليرضا امينی، بيژن ميرباقری، مجيد برزگر، محسن عبدالوهاب و سامان مقدم می تواند ايده و تصور هر گونه تحريم جدی و يکپارچه از سوی سينماگران ايرانی را باطل کند.
 
با اين حال فيلمسازان به طور پراکنده و غير مستقيم، نارضايتی و اکراه خود از نمايش فيلم هايشان در جشنواره فجر امسال را بروز داده اند.
 
در حالی که دبيرخانه جشنواره فيلم فجر، ليست قطعی فيلم های ايرانی بخش مسابقه و بخش های ديگر جشنواره را اعلام کرده، هنوز هيچ قطعيتی در مورد حضور يا عدم حضور اين فيلم ها از سوی فيلمسازان و تهيه کننده های آنها وجود ندارد.
 
به گزارش ايسنا، از ميان 26 فيلم راه‌ يافته به بخش‌مسابقه‌ تنها 10 فيلم آماده نمايش اند و ساير فيلم‌ها هنوز آخرين مراحل آماده‌سازي را سپري مي‌كنند.
در اين ميان برخی از اين فيلم ها برخلاف سياست های قبلی جشنواره فيلم فجر، محصول امسال نيستند و زمان توليدشان به سال ها قبل برمی گردد اما به دلايل مشکلات مميزی، امکان نمايش در جشنواره فجر را نيافته اند.
 
در حالی که سينماگران ايرانی در سال های قبل برای آماده کردن فيلم خود و فرستادن آن به جشنواره، از هم سبقت می گرفتند، و بسياری از فيلم ها سرهم بندی شده و با نقص های فنی و کيفی بسيار در جشنواره به نمايش درمی آمد، امسال آنها نه تنها عجله ای برای اين کار نشان نمی دهند بلکه به بهانه ناتمام ماندن امور فنی فيلم، تمايلی برای شرکت فيلمشان در جشنواره فجر امسال ندارند.
 
از سوی ديگر تعدادی از سينماگران و بازيگران سرشناس ايرانی از جمله عزت الله انتظامی، فاطمه گودرزی و اصغر فرهادی، هر يک به دلايلی، پيشنهاد داوری جشنواره فيلم فجر امسال را رد کردند.
 
برخی از فيلمسازان از جمله رخشان بنی اعتماد و رسول صدر عاملی نيز از فرستادن فيلم های خود به جشنواره خودداری کردند.
رسول صدرعاملی که فیلم «زندگی با چشمان بسته» را در دست تدوين دارد، اعلام کرد که «حاضر نیست فیلم خود را قربانی آماده‌سازی عجولانه برای نمایش در جشنواره‌ها کند.»
 
عبدالرضا کاهانی که فيلم قبلی اش بيست، برنده ديپلم افتخار بهترين کارگردانی در جشنواره فيلم فجر سال گذشته شد و يک فيلم توقيفی به نام آنجا در کارنامه خود دارد، اعلام کرد که تنها در صورتی حاضر است فيلم جديدش به نام هيچ را به جشنواره بفرستد که وزارت ارشاد برايش پروانه نمايش صادر کند در حالی که طبق گفته سجادپور مديرکل اداره نظارت و ارزشيابی وزارت ارشاد، نمايش فيلم در جشنواره فيلم فجر، نيازی به اخذ پروانه نمايش ندارد.
 
کاهانی، فيلمسازی است که هنگام دریافت جایزه ویژه هیئت داوران چهل و چهارمین دوره فستيوال فیلم کارلووی واری در جمهوری چک برای فیلم بیست، از حاضران در سالن خواست، « برای ادای احترام به مبارزهٔ مردم ایران از جای خود برخیزند.»
 
 واکنش مسئولان سينمايی در برابر تحريم جشنواره
 
 اما سيد محمد حسينی وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی، تحريم جشنواره فيلم فجر از طرف سينماگران ايرانی را تکذيب کرد و آن را « تبليغات منفی عليه جشنواره» خواند که از سوی کسانی مطرح شده که « چون كار و فیلمی نداشته‌اند، نمی‌خواهند در جشنواره شركت كنند.»
 
جواد شمقدری؛ معاون امور سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نيز ضمن رد تحریم جشنواره آن را شايعه ای دانست که از طرف مطبوعات و رسانه ها به آن دامن زده می شود.
 
شمقدری با تاکيد بر خصوصيت ملی جشنواره فیلم فجر و پيوند آن با انقلاب اسلامی و آنچه که وی « هویت و تاریخ جدید ملت بزرگ ایران» خواند، اعلام کرد که « اين گونه حرکت ها نمی تواند به جشنواره فيلم فجر آسيب وارد کند.»
 
با اينکه مسئولان امور سينمايی، در اظهار نظرهای رسمی خود وانمود می کنند که تحريم جشنواره را به ظاهر جدی نگرفته اند اما برخی واکنش ها و اقدام های شتاب زده آنها مثل رفع توقيف از فيلم های توقيفی سال های قبل مثل به رنگ ارغوان(حاتمی کيا)، آتشکار(اميريوسفی)، تسويه حساب( تهمينه ميلانی)، صد سال به اين سال ها( سامان مقدم)، محفل اکس (حبيب الله کاوش) و سفر سرخ (فرخ نژاد)، بيانگر تلاش های آنها برای مقابله با موج تحريم احتمالی جشنواره از سوی فيلمسازان تلقی کرد.
از سوی ديگر در حالی که سياست جديد معاونت سينمايی در زمينه رفع توقيف از برخی فيلم های قديمی، می توانست به عنوان اقدامی تساهل آميز و حرکتی مثبت در جهت گشايش فضای سياسی و فرهنگی کشور و تعديل سانسور در سينمای ايران ارزيابی شود، اما مميزی و حذف برخی فيلم های توليدی جديد(مثل آتشکار، هيچ و زمهرير ساخته علی روئين تن) از بخش مسابقه جشنواره و يا نمايش بسيار محدود آنها در اين جشنواره به دليل داشتن « برخی مشکلات نظارتی»، در تناقض کامل با سياست قبلی است و اين تصور را که سياست رفع توقيف از فيلم ها از سوی مسئولان سينمايی جديد، تنها يک حرکت تاکتيکی برای مقابله با سياست تحريم احتمالی جشنواره و خنثی کردن آن است، تقويت می کند.
 
از طرف ديگر به گفته آقای سجادپور مديرکل اداره نظارت و ارزشيابی وزارت ارشاد، نمايش فيلم ها در جشنواره فيلم فجر امسال بدون صدور پروانه نمايش عمومی صورت می گيرد.
به اين ترتيب هيچ تضمينی برای نمايش عمومی فيلم های رفع توقيف شده قديمی و يا فيلم های جديدی که به اعتقاد مسئولين سينمايی، دارای مشکلات مميزی هستند و تنها در جشنواره فجر آن هم به صورت محدود برای عده قليلی از منتقدان و دست اندرکاران سينما نمايش داده می شوند، وجود ندارد و اين فيلم ها می توانند بعد از پايان جشنواره فيلم فجر، همانند فيلم سنتوری به راحتی به بايگانی سپرده شوند.
 
 پيامدهای تحريم جشنواره
 
  اما مناسبات سينمايی در ايران به گونه ای است که ايده تحريم جشنواره فيلم فجر يا هر جشنواره سينمايی ديگری، نمی تواند هرگز به شکلی که در غرب وجود دارد و نمونه تاريخی اش در فستيوال فيلم کن 1968 صورت گرفت، عملا تحقق پيدا کند.
 
سينمای ايران سينمايی به شدت وابسته به دولت  است و دولت مکانيسم های پيچيده ای برای کنترل و نظارت آن و تحت فشار قراردادن فيلمسازان در اختيار دارد. از اين رو اين احتمال وجود دارد که دولت بخواهد تحريم کنندگان جشنواره را با استفاده از اين مکانيسم ها تحت فشار قرار داده و مجازات کند. تحريم جشنواره ای سياسی و دولتی مثل فجر که به گفته آقای شمقدری با تاريخ انقلاب ايران گره خورده، نمی تواند عواقب سختی برای تحريم کنندگان نداشته باشد. به همين دليل بسياری از تهيه کنندگان بخش خصوصی و سرمايه گذاران سينمايی که در توليد فيلم های امسال مشارکت کرده اند، حاضر نيستند با سرمايه اشان ريسک کرده و عواقب احتمالی ناگوار تحريم مثل عدم صدور پروانه نمايش برای فيلم و يا تضييقات ديگر مثل اکران محدود فيلم هايشان و قطع امکانات دولتی را بپذيرند و به همين دليل از همين الان شاهد کشمکش هايی بين سينماگرانی که مخالف شرکت دادن فيلم هايشان در اين جشنواره اند با تهيه کنندگان اين فيلم ها هستيم.
مخالفت فيلمسازان با ارسال شتابزده فيلم هايشان به جشنواره فجر از يک سو و اصرار تهيه کنندگان فيلم ها برای حضور در جشنواره حتی به بهای فنا شدن کيفيت فيلم ها، به اختلافات ميان تهيه کنندگان و فيلمسازان دامن زده است.
 
رخشان بنی اعتماد که فيلمش را با حمايت شهرداری تهران ساخته، اعلام کرده که حاضر نيست فيلمش در جشنواره فجر به نمايش درآيد اما سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران که تهيه کننده اين فيلم است آن را بدون اطلاع و موافقت خانم بنی اعتماد به جشنواره فرستاده است که اين موضوع باعث بروز اختلافاتی بين کارگردان و تهيه کننده دولتی فيلم شده است.
 
حسن فتحي سازنده فيلم «کيفر» که فيلمش در ليست فيلم های بخش مسابقه جشنواره قرار دارد، نارضايتی اش را از اقدام تهيه کننده برای ارسال فيلم به جشنواره رسما اعلام کرده است. وی در اين باره گفته است:
«از آنجا که فيلمبرداري اين فيلم به تازگي خاتمه يافته است و ديگر مراحل فني فيلم به طور کامل انجام نشده است، لاجرم ارائه اين فيلم توسط تهيه کننده به جشنواره فجر انجام گرفته و از کيفيت مورد نظر من برخوردار نخواهد بود.»
 
به اين ترتيب در حالی که کمتر از چند روز به آغاز جشنواره باقی مانده، بايد ديد که بيست و هشتيمن جشنواره فيلم فجر که در واقع نخستين آزمون مسئولان سينمايی جديد است، در چه ابعادی و با چه کيفيتی برگزار خواهد شد.
جشنواره ای که شايعه تحريم آن از سوی سينماگران، همچون بختک بر سر آن سنگينی می کند و می تواند شکاف و بی اعتمادی ميان سينماگران و دولتمردان را عميق تر سازد.
 
Posted by parvizj at 2:28 PM | TrackBack

January 5, 2010

تعزيه به روايت ديگر

به بهانه پخش فيلم مستند « تعزيه به روايت ديگر» از برنامه آپارات بی بی سی
وقتی که بچه بودم، تعزيه برای من و بسياری از همسالان من، تنها يک نمايش يا تئاتر سرگرم کننده نبود بلکه تجسم واقعی رويدادی دلخراش در دشت سوزان کربلا و شرح مصائب و رنج های امام حسين و شهادت جانگداز او و يارانش(اوليا) به دست ستمگران و ظالمان(اشقيا) بود. مردی که نقش حضرت عباس را بازی می کرد، چهره ای زيبا و نورانی داشت و من نمی توانستم باور کنم که او آدمی معمولی است و کشاورزی از روستای اطراف است که حال برای مدت کوتاهی لباس سبز در بر کرده و در قالب اوليا فرو رفته است. او آنچنان ماهرانه و پرقدرت بازی می کرد که تصور جدايی او از نقش برای ما اصلا ممکن نبود. من و دوستان خردسالم، قهرمانی و شجاعت او را تحسين می کرديم و بر شهادت مظلومانه او زار زار می گريستيم. و در همان حال بر دشمنان سرخ پوش اش يعنی يزيد، ابن سعد و شمر لعنت می فرستاديم.  
پدرم تعزيه خوان نبود اما صدای گرم و خوبی داشت و مرثيه های عاشورا را آنچنان سوزناک می خواند که سنگدل ترين آدم ها را به گريه می انداخت. بسياری از تعزيه خوان های بزرگ و برجسته مازندران از دوستان او بودند از جمله آقای خليلی شمرخوان و معين البکا(کارگردان تعزيه)ی درجه يک منطقه شوی لاشت مازندران که دو تعزيه بزرگ حضرت عباس و حضرت امام حسين را در اين فيلم اجرا می کند و الهام بخش من در ساختن اين فيلم مستند بوده است. فيلمی که با تيمی بسيار کوچک و تجهيزاتی اندک تهيه شد و دشواری های زيادی در مراحل ساخت آن پيش آمد و هرگز آنچنان که می بايست، در ايران ديده نشد(متاسفانه اين سرنوشت بسياری از مستندهای ايرانی است).
 
رويکرد من در اين فيلم، رويکردی پژوهشی و تحليلی بود و هدفم اين بود که ضمن تحليل ساختار نمايشی تعزيه و بررسی جنبه های دراماتيک و نشانه شناسی آن، به ريشه های داستانی، آئينی، مذهبی و اسطوره ای آن بپردازم.
همه افرادی که در اين فيلم در باره تعزيه حرف می زنند، کاملا آگاهانه و بر اساس نوع تفکر و جايگاه پژوهشی ويژه شان انتخاب شدند. بهرام بيضايی، از نخستين کسانی است که با رويکردی اسطوره شناسانه و از ديدی آئينی و اساطيری به تعزيه و ريشه های آن نگاه کرده و مهم ترين کتاب پژوهشی در باره تعزيه را با عنوان نمايش در ايران نوشته است. جابر عناصری نيز سال هاست در دانشکده های هنری ايران، تعزيه درس می دهد و به جمع آوری نسخه های تعزيه و تذکره نويسی در باره آنها مشغول است. نگاه عناصری به تعزيه، تا حد زيادی مذهبی و اعتقادی است. لاله تقيان نيز از جمله پژوهش گرانی است که به همراه همسرش جلال ستاری، سالهاست در زمينه تعزيه و هنرهای نمايشی در ايران تحقيق می کند و رويکرد او نيز رويکردی آکادميک است و از زاويه متفاوت تری نسبت به بيضايی و عناصری به اين نمايش آئينی-مذهبی نگاه می کند. و اما اين تنها پژوهش گران ايرانی نيستند که در باره تعزيه و شکل های مختلف آن تحقيق و جستجو می کنند بلکه تعزيه از زمانی که مستشرقان و سياحان غربی به ايران رفت و آمد داشته و شاهد اجرای آن در تکيه دولت تهران و روستاها و شهرهای ديگر ايران بوده اند، توجه آنها را جلب کرده و موضوع تحقيق و بررسی آنها شده است. پروفسور پيتر چلکوفسکی استاد شرق شناسی و مطالعات اسلامی در دانشگاه نيويورک، از جمله کسانی است که در زمينه تعزيه تحقيقات زيادی انجام داده و کتاب ها و مقاله های بسياری منتشر کرده. او نيز با نگاهی کاملا سکولار و آکادميک به تعزيه نگاه می کند و حضور او به عنوان يک شرق شناس و اسلام شناس غربی در کنار پژوهش گران ايرانی، بعد پژوهشی ديگری به اين فيلم مستند بخشيده است.  و همين جا بايد از جای خالی مرحوم فرخ غفاری، مورخ سينما و تعزيه شناس برجسته ايرانی در اين کار ياد کنم که متاسفانه عليرغم کوشش من، حضور او در اين کار ممکن نشد.
شيوه کار من در ساختن اين فيلم مستند اين بود که ابتدا دو تعزيه امام حسين و حضرت عباس به طور جداگانه فيلمبرداری شد و بعد نسخه فشرده ای از هر دو تعزيه تدوين شد و در اختيار اين افراد قرار گرفت و آنها نيز جداگانه تحليل خود را در مورد عناصر و اجزای مختلف تعزيه بر اساس اين اجراهای ضبط شده، ارائه کردند.
ممکن است کاستی هايی در زمينه صدابرداری، فيلمبرداری و يا تدوين در اين کار به چشم بخورد اما تا جايی که می دانم اين فيلم تا اين لحظه، تنها فيلم مستندی است که در باره تعزيه و تحليل ساختاری و بررسی ريشه های آن ساخته شده است. همه فيلم های ديگری که در اين زمينه ساخته شده اند، هدف اصلی شان ثبت اجرای يک تعزيه به طور خلاصه يا به تفصيل بوده است.   
من اين فيلم را به همه تعزيه خوانان گمنام خطه مازندران تقديم کردم. شبيه خوانانی که بدون چشم داشت مالی يا شهرت، تنها به خاطر ايمان مذهبی شان می خوانند و با مهارتی شگفت انگيز، تراژدی کربلا را هر سال در روزهای ماه محرم به دراماتيک ترين شکلی روايت می کنند.
و نکته آخر اينکه اين فيلم در اصل هفتاد و پنج دقيقه است که برای پخش از بی بی سی، زمان آن کوتاه تر شد و به 50 دقيقه رسيد.
 
برای اطلاع بيشتر در باره اين فيلم و تماشای کليپ آن به آدرس های زير مراجعه کنيد:
-برنامه مستند آپارات در بی بی سی فارسی
- سايت International Film And Video Centre
Posted by parvizj at 1:31 AM | TrackBack