June 2, 2009

به من رای بدهيد

نگاهی به فيلم‌های تبليغاتی دو نامزد رقيب رياست جمهوری
 
چند روزی به انتخابات رياست جمهوری ايران باقی نمانده و نامزدهای رياست جمهوری هرکدام با استفاده از فرصتی که صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران در اختيارشان گذاشته، سعی کرده اند به کمک فيلمسازان هوادار خود، فيلم تبليغاتی موثری برای معرفی خود و برنامه های سياسی آينده شان بسازند و از تلويزيون نمايش دهند و به اين ترتيب رای بيشتری به دست آورند.
سعی من بر اين است که در اين نوشته کوتاه به دو فيلم تبليغاتی دو نامزد مختلف از دو جناح متضاد يعنی محمود احمدی نژاد نامزد جناح راست و اصول گرا و ميرحسين موسوی نامزد جناح چپ و اصلاح طلب که در شب های گذشته از صدا و سيمای ايران پخش شد، بپردازم.
اينکه سازندگان اين فيلم ها که از فيلمسازان حرفه ای و سرشناس کشورند، تا چه حد از امکانات بيانی سينما برای معرفی نامزدهای مورد نظرشان بهره گفته اند و در اين کار تا چه حد موفق بوده اند.
 
فيلم تبليغاتی محمود احمدی نژاد
 
تفاوت آقای احمدی نژاد با نامزدهای ديگر در موقعيت ويژه اوست. يعنی او در جايگاهی نشسته است که ديگران برای رسيدن به آن و کنار راندن او از آن جايگاه برنامه ريزی کرده و نقشه کشيده اند. بنابراين او بايد نشان دهد که اولا برای حفظ اين جايگاه مصمم است و قصد کناره گيری ندارد و ثانيا فرد شايسته و لايقی برای اين جايگاه است و برای اثبات آن از عملکرد خود و دولت اش در چهار سال گذشته شاهد بياورد.
جواد شمقدری سازنده فيلم تبليغاتی آقای احمدی نژاد که مشاور سينمايی ايشان و از نيروهای وفادار و مدافع دولت اوست و فيلم تبليغاتی وی در انتخابات قبلی را نيز ساخته بود، با علم به اين موضوع، اين فيلم تبليغاتی را ساخته است.
به همين دليل در اين فيلم آقای احمدی نژاد از برنامه ها و طرح های سياسی و اجتماعی آينده خود حرف نمی زند بلکه بيشتر از کارهای گذشته اش می گويد. شمقدری با تکيه بر نگاه مهندسی و صنعتی آقای احمدی نژاد، مهم ترين شعارهای دولت او در زمينه سياست داخلی و خارجی يعنی اجرای عدالت، اولويت دادن به مسائل استانی، طرح های صنعتی، دستيابی ايران به تکنولوژی هسته ای و شعارهای ضد آمريکايی و ضد صهيونيستی او را محور فيلم خود قرار داده و با استفاده از تصاوير نامحدود آرشيوی که در اختيار داشته، سعی کرده بيننده را مجاب کند که عملکرد دولت آقای احمدی نژاد در اين زمينه ها عالی و بدون نقص بوده است.
اما بيان آشفته فيلم نشان می دهد که شمقدری طرح مشخصی برای فيلم خود نداشته و آن را روی ميز مونتاژ سرهم بندی کرده است.
بخش مهمی از فيلم با استفاده از نماهای آرشيوی ساخته شده و تنها نماهای بازسازی شده، جدا از گفتگوی شمقدری با احمدی نژاد، مربوط به گفتگو با پسربچه و دختر بچه ای است که در سفرهای استانی احمدی نژاد به ديدار او رفته اند و با حرارت و شور زيادی از رئيس جمهور محبوب خود حرف می زنند.
حجم انبوه نماهای آرشيوی از سفرهای استانی آقای رئيس جمهور تا سفرهای خارج کشور او و استقبال پرشور مردم به ويژه روستائيان از او، می خواهد پايگاه مردمی وسيع احمدی نژاد و نفوذ گسترده او در ميان اقشار محروم و زجرکشيده را به ذهن بيننده القا کند در حالی که کارکرد معکوس پيدا می کند.
شمقدری در تدوين فيلم، خلاقيتی از خود نشان نمی دهد. روايت فيلم آشفته و پريشان است.  نماهايی از سفرهای استانی بدون هدف، به نماهايی از سفرهای خارج از کشور برش خورده و حرف های قهرمان تنيس ايرانی-فرانسوی در ستايش از سياستهای خارجی احمدی نژاد به دعاهای پيرزنی ايلامی برای رئيس جمهوری که برای او خانه و کاشانه ساخته، پيوند می خورد. ميزانسن و دکوپاژ گفتگوی احمدی نژاد نيز بيش از حد ساده و پيش پا افتاده است. فيلمساز در فاصله ای بسيار دور از رئيس جمهور نشسته و نماهای لانگ شات که به نماهای اکستريم کلوزآپ از چهره آقای احمدی نژاد برش می خورد، چشم بيينده را آزار می دهد. گنجاندن سوال های فيلمساز که با لحن خشک، بی رمق و کشداری ادا می شود، ريتم فيلم را کند کرده و تماشاگر را خسته می کند.
استفاده از موسيقی حماسی و رزمی، بر روی نماهای آرشيوی از پرتاب موشک، پروژه های بزرگ صنعتی و فک پلمب از تاسيسات هسته ای، و صحنه های استقبال مردم از احمدی نژاد، در جهت برجسته ساختن شعارها و برنامه های خاص دولت احمدی نژاد و نگاه اسطوره ساز فيلمسازهوادار اوست که در اين راه تا حد زيادی موفق است.
اما از سوی ديگر فيلم تبليغاتی احمدی نژاد، مردم را به مثابه کليتی عام و توده ای بی شکل و فاقد هويت مشخص طبقاتی، فرهنگی و سياسی، مخاطب قرار می دهد. شيوه چيدمان تصاوير فيلم، پرسش های فيلمساز و پاسخ های آقای احمدی نژاد، همگی اين مخاطب گنگ و انتزاعی را درنظر گرفته اند.
فيلم تبليغاتی ميرحسين موسوی
 
فيلم تبليغاتی آقای موسوی را گويا مجيد مجيدی سينماگر سرشناس ساخته است. از اين رو انتظار زيادی را در بيننده آشنا به کارهای مجيدی بر می انگيزد.
فيلم تبليغاتی موسوی با نگاهی نوستالژيک، غمخوارانه و پر از اندوه و حسرت به گذشته، روزهای انقلاب، امام و جنگ ساخته شده است.
فيلمساز با تاکيد بر گذشته انقلابی موسوی و نزديکی او به بنيانگذار انقلاب اسلامی، سعی کرده موسوی را به مصداق بارزی از پيام اميرالمومنين به مالک اشتر که در آغاز فيلم شنيده می شود، تبديل کند:
«خادمان شايسته را در ميان خاندان صالح بجوييد، ميان آنها که در اسلام سابقه ای ديرين دارند.»
با دوربين روی دست همراه با موسوی وارد بيمارستان شده و به ديدار بيماری می رويم که قادر به حرف زدن نيست و تنها انگشت اش را به سمت نقطه نامعلومی اشاره می کند. اين صحنه دراماتيک با پنهان کردن هويت بيمار و رمز حرکت انگشت او در بدو ورود به فضای فيلم، تعليقی در بيننده ايجاد می کند که تا صحنه کشف هويت بيمار يعنی احمد عزيزی شاعر اهل بيت، در بيننده می ماند. پس از آن فيلمساز از زبان موسوی به معرفی او می پردازد.
در اين معرفی که بسيار کوتاه است بيشتر بر رابطه نزديک موسوی با امام و نقش او در جنگ تاکيد شده است.
برخلاف فيلم تبليغاتی احمدی نژاد، تاکيد چندانی بر عملکرد موسوی در زمان نخست وزيری اش در سال های آغاز انقلاب نيست. به جای آن وی به تشريح ديدگاه های فعلی اش در باره رواج گسترده پنهان کاری، ريا و دروغ در جامعه و پای بندی اش به ارزش های انقلاب حرف می زند. ارزش هايی که به زعم اوجای خود را به سوداگری داده و فضايی را ساخته که با پنج هزار تومان می توان رای يک نفر را خريد.
صحنه گفتگو با موسوی خوب طراحی شده. قرار گرفتن موسوی در پس زمينه سياه، او را برجسته تر ساخته و توجه بيينده را معطوف او می سازد.
فيلم موسوی ظرافت های سينمايی و دراماتيک زيادی دارد.  موتورسواری با کودکی خردسال به موازات اتوبوس موسوی حرکت می کند و برای او دست تکان می دهد. موسوی که نگران تصادف آنهاست دستور توقف می دهد و مرد را به درون اتوبوس فرا می خواند. مرد شروع می کند به شرح و بيان دردهای شخصی اش.
در صحنه مشابه ديگری، زنی وارد اتوبوس می شود و از موسوی می خواهد که برای نجات فرزندش از شر اعتياد به هروئين و از بين بردن بيکاری کاری بکند.
فضای فيلم برخلاف فيلم احمدی نژاد، غيرحماسی و تا حدزيادی غم انگيز و دلگير است که موسيقی ملانکوليکی که با ويولون و پيانو نواخته می شود آن را تشديد کرده است.
فيلمساز از نماهای مربوط به سفرها و سخنرانی های تبليغاتی موسوی به خوبی در لابلای فيلم استفاده می کند اگرچه نوع شعارها و سخنان تبليغاتی موسوی نيز همانند احمدی نژاد جهت دار و محدود است و مخاطبان گنگ و نامشخصی را هدف قرار داده است.
در اين فيلم تبليغاتی همانند فيلم قبلی از اقشار متنوع جامعه، از روشنفکران، دگرانديشان، اقليت های قومی و مذهبی، جنبش زنان و دانشجويان و خواسته ها و مطالبات آنها خبری نيست.
با اين حال کارگردان، موفق شده که تصويری از يک نامزد اپوزيسيون قوی دولت ترسيم کند که به وضعيت موجود و نحوه مديريت کشور معترض است و به دنبال تغيير است و در اين راه بر اراده گروه های وسيعی از مردم تکيه دارد.
 
Posted by parvizj at June 2, 2009 2:14 AM | TrackBack