April 26, 2009

جن زدگان

 
نگاهی به فيلم « جن زدگی در کنه تيکت» ساخته پيتر کورن ول
 
 
مت پسرجوانی است که سرطان دارد و تحت درمان ويژه ای است. مادرش سارا برای اينکه به بيمارستان نزديک تر باشند، خانه بزرگ اما ارزانی را در ايالت کنه تيکت اجاره می کند. خانه ای که روزگاری نه چندان دور، مرده شوی خانه و محل انجام امورکفن و دفن مردگان بوده است.
آنها به خانه جديد نقل مکان می کنند و ورود آنها به خانه، آغاز گرفتاری های تازه ای است که با ارواح و مردگان ساکن در اين خانه جن زده پيدا می کنند. خانه جديد، نه تنها مرده شوی خانه بلکه محل احضار روح بوده و صاحب قبلی آن دکتر آيکمن با همکاری پسر جوانی به نام جونا که روح او اکنون در بدن مت حلول کرده، جلسات احضار روح را اداره می کرده است.                             
 
احضار ارواح، رابطه با مردگان، خانه ای که روزگاری مرده شوی خانه بوده و حالا پر از جنازه هايی است که در ديوارها و سقف آن دفن شده اند و ارواح مردگانی که در عذاب ابدی اند، مواد خام لازم برای شکل گيری يک درام ترسناک قوی را دارند اما متاسفانه پيتر کورن ول همه اين عناصر بالقوه درخشان را هدر داده است.
 
تماشاگران فيلم های ژانر ترسناک عموما دو دسته اند: يا کسانی اند که به ماورالطبيعه، روح، شيطان و نيروهای متافيزيکی باور دارند و ترس آنها عميق و با اعتقاد آميخته است يا افرادی اند که اعتقادی به وجود اين نيروها ندارند و تنها برای لذت و سرگرمی به تماشای اين فيلم ها می نشينند چرا که ترس خود منشا نوعی لذت در ادبيات و سينماست.
از سويی می توان گفت يک فيلم موفق سينمای وحشت، فيلمی است که نه تنها در سالن سينما لرزه بر اندام تماشاگر(چه مومن و چه بی اعتقاد) افکنده بلکه بعد از خروج او از سينما نيز تا مدت ها گريبان او را رها نکرده و از ذهن او بيرون نرود و باعث شود که او در عالم واقع نيز منتظر برخورد با ارواح، نيروهای فراطبيعی، مرموز و شيطانی باشد. 

 

اما « جن زدگی در کنه تيکت»(The Haunting in Connecticut) متاسفانه هيچ از يک از اين دو دسته تماشاگر را تحت تاثير قرار نمی دهد بلکه تنها با افکت های صوتی بلند و شوک های ناگهانی و سريع باعث آزار تماشاگر می شود.
فيلم از کليشه های متعارف و معمول ژانر وحشت، مثل موسيقی ترسناک، شوک های ناگهانی و سريع و ارواحی که به شکل سايه ها در خانه حرکت می کنند، استفاده می کند و فيلمساز و نويسنده فيلمنامه هيچ هوشمندی و خلاقيتی در ايجاد ترس به کار نبرده اند.
از آن نوع ترس مرموز و پنهان که آرام و تدريجا ظاهر می شود و رعشه بر اندام می اندازد، در اين فيلم خبری نيست. هر چه هست شوک های ناگهانی است که به مدد افکت های صوتی ديجيتال فراهم آمده است.
 علاوه بر صحنه های شوک آور مثل دری که با شدت بسته می شود يا روحی که از پشت يقه برادر مت را می گيرد، حضور ارواح که از نظر تصويری با رنگ های سوخته قهوه ای( به رنگ عکس های کهنه متعلق به مردگان و صاحبان قبلی خانه جن زده) از صحنه های رنگی دنيای واقعی متمايز شده اند، عناصر ترسناک ديگر فيلم را تشکيل می دهند.
 

با اينکه خانه جديد به خاطر پس زمينه تاريخی اش که محل نگهداری مردگان و امور کفن و دفن آنها بوده، به حد کافی قابليت لازم را برای شکل گيری يک درام ترسناک دارد اما فيلمساز نتوانسته از اين موقعيت بهره لازم را ببرد.
برخلاف مثلا کوبريک که در فيلم تلالو، بهترين استفاده را از فضای مرموز و وهمناک هتل زمستانی می برد يا الخاندرو آمنه بار که در فيلم ديگران با استفاده از فضای گوتيک قصر اشرافی، موقعيت های ترسناک درخشانی می سازد، پيتر کورن ول، همه امکاناتی را که برای خلق يک اثر جذاب و ديدنی ترسناک در اختيار داشته، از دست داده است.
 
در ژانر وحشت، بايد بين واقع گرايی و تخيل متافيزيکی تعادلی باشد تا تماشاگر بتواند با ترسی که فيلم قصد انتقال آن را دارد، ارتباط برقرار کند.
اما در فيلم « جن زدگی در کنه تيکت»، برعکس، فضای تخيلی، آن قدر گنگ و دور از دسترس است که تماشاگر آن را باور نمی کند.
اين فيلم ظاهرا بر اساس ماجرای واقعی خانواده اسندکر ساخته شده که در دهه هشتاد به خانه ای که در تسخير ارواح بود، اسباب کشی کردند و با چشم های خود شاهد تحرک ارواح در خانه شان بودند.
هيچ چيز مضحک تر و پيش پا افتاده تر از اين نيست که در تيتراژ و تبليغات تجاری فيلمی بنويسند که بر اساس يک داستان واقعی ساخته شده. فيلمساز هنوز نفهميده که عصر اين گونه تبليغات گذشته و ديگر حربه يک داستان واقعی در سينما کاربردی ندارد بلکه مهم اين است که آن جهانی که فيلمساز در فيلمش ساخته تا چه حد واقعی و باورپذير است و اگر فيلمی نتواند تماشاگرش را در اين مورد متقاعد کند، آنگاه تمام زحمات سازنده اش به هدر رفته است.
وقتی فيلمی نتواند به ارزش های سينمايی و هنری اش متکی باشد، سعی می کند با تکيه بر عناصر خارج از جهان فيلم، برای آن ارزش و اعتبار بيافريند.
 در اين مورد ادعای ساخته شدن فيلم بر مبنای يک ماجرای واقعی، نمی تواند اعتباری برای اين فيلم ايجاد کرده و آن را از سقوط نجات دهد.
فيلمساز آشکارا از فيلم های شاخص ژانر وحشت مثل جن گير، طالع نحس، تلالو، وحشت در اميتی ويل، سه گانه پولترگايست و پرندگان هيچکاک وام گرفته است.
 
جن گير و طالع نحس برای موجه ساختن ترس و حضور نيروهای شيطانی در فيلم به منابع انجيلی و لاتين رجوع کردند و تلاش کردند زمينه های تاريخی ومستند برای داستان فيلم فراهم کنند که در ژانر وحشت بی سابقه بود.
« جن زدگی در کنه تيکت» اگرچه از نظر طرح برخی مسائل انجيلی و لاتين و روان شناسی ماورا طبيعی مثل باور به جهان پس از مرگ، احضار ارواح، حلول روح، وهم زدگی و اکتوپلاسم، تا حدی تازگی دارد اما به سبب عدم تمرکز دقيق فيلمساز بر روی اين مباحث و پراکندگی آنها در فيلم، اين ايده ها به هدر می رود. 
صحنه اکتوپلاسم روح جونا که در خيال مت ظاهر می شود، بيشتر از آنکه ترسناک باشد، مشمئز کننده است.
 

 
نخستين سوالی که با ديدن اين فيلم به ذهن می رسد اين است که چرا آنها بعد از پی بردن به گذشته ترسناک خانه و وجود ارواح سرگردان در آن، آنجا را ترک نمی کنند. به ويژه اين که می دانيم اين خانه اجاره ای است و سارا و خانواده او دليل محکمی برای ماندن در آن ندارند.
به محض ورود آنها به اين خانه، مت شاهد رويدادهايی غيرطبيعی و نشانه های شيطانی می شود: آبی که مادرش کف زمين را می شويد ناگهان تبديل به خون می شود، دستش وارد ديواری می شود که پر از کرم ولجن است و سايه هايی در گوشه های تاريک خانه حرکت می کنند.
از طرفی دری شيشه ای و سياه و مرموز در زيرزمين خانه است که به اتاقی راه دارد که انگار مهر و موم شده است و هيچ کس جز مت نمی خواهد بداند که چرا.
 
منطق فيلم به ما می گويد که تنها کسانی می توانند با ارواح ارتباط برقرار کنند که مثل مت يا مرد روحانی جن گير( نيکلاس) در آستانه مرگ باشند اما وقتی بقيه اعضای خانه مثل سارا يا برادر کوچک مت يا دختر عمويش، مستقيما و به طور فيزيکی با ارواح مواجه شده يا مورد حمله آنها واقع می شوند، اين منطق خدشه دار می شود.
 
مت به طرز عصبی کننده ای در باره چيزهايی که می بيند سکوت می کند و چيزی در مورد آن به پدر ومادرش نمی گويد چرا که ظاهرا هيچ کس حرف او را باور نمی کند اما وقتی هم که همه داستان رويارويی او با ارواح و مردگان را باور می کنند، سعی نمی کنند آنجا را ترک کنند.
 
شخصيت پردازی فيلم بسيار سست و ضعيف است. پيتر پدر خانواده، که معمولا در فيلم های اين ژانر، وظيفه حمايت از افراد خانواده را در مقابل نيروهای شر به عهده دارد، در اين فيلم نه تنها هيچ نقش موثری ندارد بلکه در بخش های مهمی از فيلم غايب است.
او مثل مهمانی است که گاه و بيگاه در خانه ديده می شود و نسبت به آنچه که در پيرامون او اتفاق می افتد، بی تفاوت است. در صحنه ای از فيلم، سارا همسرش از او به عنوان يک شوهر فداکار قدردانی می کند اما دقايقی بعد وقتی می بيند که مست و پاتيل به خانه می آيد و از خشم تمام لامپ های چراغ هايی را که سارا و بچه هايش از ترس روشن گذاشته اند، می شکند، او را با خفت از خانه بيرون می راند.
 شخصيت پردازی مت نيز پر از ايراد است. او که از بيماری سرطان پيشرفته رنج می برد و در آستانه مرگ است، نشانه های اندکی از اين بيماری را بروز می دهد. به جای آن در صحنه ای از فيلم او را می بينيم که مسير نسبتا طولانی بيمارستان تا خانه را بدون ناراحتی می دود.
 

 در بخش ميانی فيلم، بيماری مت تقريبا فراموش می شود و ترس از ارواح و نيروهای شيطانی که در خانه آنها لانه کرده اند، چنان بر فضای فيلم مستولی می شود که کارگردان يادش می رود که مت سرطان دارد و از اين بابت بايد رنج بکشد اما برعکس آنچه که او را ناراحت می کند و آزار می دهد، تصاويری از گذشته و ارواح مردگان خانه است.
 
بازی الياس کوتيس در نقش مرد جن گير شايد تنها نقطه قوت فيلم باشد. شخصيت او با اينکه يادآور شخصيت کشيش های فيلم های جن گير يا طالع نحس است اما بازی خوب و راحت کوتيس آن را بسيار دلچسب و باور پذير ساخته است.
او تنها شخصيتی است که ترس واقعی را با خود و حرف هايش به درون دنيای فيلم می آورد.
صحنه رانندگی او در جاده و ديدن روح جونای مرده در صندلی عقب اتومبيل، بی ترديد ترسناک ترين صحنه فيلم است.
 
با اين حال « جن زدگی در کنه تيکت» از آن نوع فيلم هايی است که به سرعت فراموش می شوند چرا که ويژگی های لازم يک اثر به ياد ماندنی را ندارد.
 
برای ساخته شدن يک فیلم ترسناک خوب به چيزهايی بيشتر از موسيقی ترسناک، يک مشت روح سرگردان و زخمی و خانه ای که درو دیوار آن پر از جنازه است، احتیاج است.
Posted by parvizj at April 26, 2009 6:07 PM | TrackBack
Comments

من بدنبال شخصى که در احضار روح متبحر باشد، ميگردم. لطفا مرا راهنمايى کنيد. با سپاس فراوان. ایمیل من:

m.melody80@yahoo.com
.....
من متاسفانه چنين شخصی را سراغ ندارم. اگر يافتيد و نتيجه گرفتيد ما را هم خبر کنيد
پرويز

Posted by: mina at November 8, 2009 10:30 AM
Post a comment









Remember personal info?