March 9, 2009

درگذشت فيلمنامه نويس «کشتن مرغ مقلد»

 
هورتون فوت(Horton Foote) فيلمنامه نويس آمريکايی و نويسنده فيلمنامه « کشتن مرغ مقلد» در سن 92 سالگی درگذشت. نويسنده ای که رابرت دوال بازيگر آمريکايی او را « صدای آمريکای بزرگ» ناميد و فرانک ريچ منتقد تئاتر نيويورک تايمز طنز نوشته های او را با چخوف و نگاه او به جامعه آمريکا را با نگاه ويليام فاکنر به آمريکا مقايسه کرده است.
وی هفته قبل در آپارتمانش در هارتفورد کنه تيکات زمانی که در خواب بود، درگذشت. مرگی ظاهرا آرام و بی دردسر.
هورتون مدت ها بود که بر روی مجموعه ای از نمايشنامه هايش با عنوان« چرخ يتيم خانه» کار می کرد.
او فيلم نامه فيلم هايی چون «سفر به باونتی فول»، « فردا» و «بخشش های پرمهر» را نوشت اما بهترين فيلمنامه اش، « کشتن مرغ مقلد» بود که برايش اسکار آورد.
گريگوری پک در فيلم کشتن مرغ مقلد ساخته رابرت موليگان
فوت علاوه بر « کشتن مرغ مقلد» به خاطر نوشتن فيلمنامه « بخشش های پرمهر» نيز برنده جايزه اسکار بهترين فيلمنامه شد.
او از نويسندگانی بود که مهارت زيادی در اقتباس از رمان ها و داستان های ادبی داشت.
کشتن مرغ مقلد، نوشته هارپر لی، رمانی بود که جايزه پوليتزر 1964 را به دست آورد اما هورتون فوت در سال 1962 فيلمنامه ای بر اساس آن نوشت که رابرت موليگان فيلمی از روی آن ساخت با شرکت گريگوری پک در يکی از بهترين و فراموش نشدنی ترين نقش هايش( اتيکاس فينچ) که به خاطر آن جايزه اسکار بهترين بازيگر را دريافت کرد. به علاوه هورتون فوتنيز برنده اسکار بهترين فيلمنامه اقتباسی شد. انيستيتوی فيلم آمريکا
(American Film Institute)  از اتيکاس فينچ به عنوان يکی از بزرگ ترين قهرمانان سينما در قرن بيستم نام برده است. در نظرخواهی های عمومی نيز همواره از فيلم کشتن مرغ مقلد به عنوان يکی از محبوب ترين فيلم های تمام عمر تماشاگران سينما اسم برده میشود.
 
گريگوری پک در کشتن مرغ مقلد
کشتن مرغ مقلد از زبان دختری به نام اسکات فينچ روايت می شود که دختر وکيل سفيدپوستی به نام اتيکاس فينچ است که دفاع از جوان سياه پوستی به نام تام رابينسون را که به اتهام ناروای تجاوز به يک دختر سفيدپوست محاکمه می شود، به عهده می گيرد آن هم در شهر کوچکی به نام ميکوم از ايالت آلاباما با مردمی خودپسند و نژادپرست.
هورتون که خود نويسنده ای اهل جنوب بود، روح جنوبی رمان لی هارپر و فضای نژادپرستانه ای را که بر آن حاکم بود، به خوبی درک کرد و در اقتباس خود، منعکس کرد.
 
هارپر لی خود از اقتباس هورتون و موليگان برای فيلم راضی بود و از اين فيلم به عنوان يکی از بهترين آثار اقتباسی در سينما نام برده است. لی آنقدر به هورتون اعتقاد داشت که يک بار در باره اش گفت:
« او شبيه خداوند است.»
 
هروتون فوت قبل از آنکه نويسنده معروفی شود برای امرار معاش دست به کارهای مختلفی زد از متصدی آسانسور گرفته تا فروشنده يک کتاب فروشی.
 
وی در سال 1973 فيلمنامه « فردا» را بر اساس رمانی از ويليام فاکنر نوشت که رابرت دوال آن را کارگردانی و در آن بازی کرد.
وی در سال 1997 فيلمنامه مجموعه تلويزيونی« پيرمرد» را بر اساس داستانی از ويليام فاکنر نوشت که برنده جايزه تلويزيونی امی به عنوان بهترين فيلمنامه اقتباسی گرديد.
هورتون فوت همچنين به خاطر نوشتن نمايشنامه « مرد جوانی از آتلانتا» در سال 1995 برنده جايزه پوليتزر گرديد.
شخصيت های اين نمايشنامه که در دهه پنجاه آمريکا اتفاق می افتد، زوج ميان سالی هستند که سعی می کنند با خودکشی فرزند جوانشان که مشکوک به همجنس گرايی بود، کنار بيايند.
از چپ به راست آرتور ميلر، جان گور، ماريا ايرنه فورنز، ادوارد آلبی و هورتون فوت
 
هورتون در فيلمنامه ها و نمايشنامه هايش، روياهای شکست خورده مردم را تصوير می کرد. شخصيت های نمايشنامه ها و فيلمنامه های فوت، آدم هايی با اراده اما جايز الخطا بودند. مايکل ويلسون، مدير هنری تئاتر هارتفورد و کارگردانی که تعدادی از نمايشنامه های هورتون را بر روی صحنه اجرا کرد، بعد از درگذشت او در باره اش گفت:
« هورتون فوت با خلق شخصيت هايی فراموش نشدنی در تئاتر و سينما، قلب و روح ما را به لرزه درآورد و مفهوم انسان بودن را به ما نشان داد.»
هورتون زمانی در گفتگو با نيويورک تايمز گفت:
« من عميقا به روح انسان اعتقاد دارم...من آدم هايی را می شناسم که روزگار، هر بلايی توانست سر آنها آورد تا آنها را نااميد کند، از بين ببرد و روح آنها را درهم شکند اما آنهاهمچنان عزت نفس خود را حفظ کردند.»
نمايشنامه ها و فيلمنامه های هورتون فوت، تمی انسانی و نوستالژيک داشت و وی به جای داستان هايی در باره موضوع هايی عجيب و قهرمانان بزرگ، به روايت داستان هايی ساده در باره مردمی معمولی با خاطراتی در باره گذشته علاقمند بود، به داستان هايی در باره کودکان بی سرپرست يا خانواده های بدون فرزند يا آدم هايی که در عشق، حياتی دوباره می ديدند.
وی در سال 1988 در اين باره چنين گفته است:
« خيلی طول نکشيد تا بفهمم که زمان حال همه آن چيزی است که ما در گذشته داشتيم و از بين رفت و ما کاری در اين مورد نمی توانيم بکنيم.»
هورتون فوت تا آخرين روزهای عمرش در تئاتر فعال بود و برای کارگردان های مختلف نمايشنامه می نوشت.
نمايشنامه کمدی « تقسيم املاک» او که در باره خانواده ای است که بر سر ارث با هم دعوا می کنند، فصل گذشته بر صحنه تئاتر برودوی بوده است.
 
گفتگو با هورتون فوت در يوتيوب
صحنه هايی از فيلم درخشان «کشتن مرغ مقلد» بر روی يوتيوب:
 
http://www.youtube.com/watch?v=uyYw0k--qNY
http://www.youtube.com/watch?v=k8TgqenWW0I&NR=1
http://www.youtube.com/watch?v=QscnBBGQNxo&feature=related
http://www.youtube.com/watch?v=tgUSil2CQyA&feature=related
 
 
 
Posted by parvizj at March 9, 2009 7:42 PM | TrackBack
Comments

با عرض سلام و خسته نباشید
اینجانب مه لقا فرزانه از حضور محترم شما تقاضا دارم تا در صورت امکان یک نسخه از کتاب نفیس و بی نظیر کشتن مرغ مقلد را برای بنده به آدرس ذیل بفرستید .
با تشکر فراوان

آدرس بنده : تهران - خیابان ولیعصر - میدان منیریه - کوچه فردوس - پلاک 16 جدید - طبقه دوم
.......

من متاسفانه تنها يک نسخه از اين کتاب را دارم و گرنه برايتان می فرستادم.

Posted by: مه لقا فرزانه at September 10, 2009 10:56 AM

سلام
من این فیلم را دیده ام. به نظر من یکی از شاهکار های سینمای امریکا است.
هورت فوت همیشه به ساده گی ها می پرداخت در تمام کار هایش. ساده گی که بار ها نادیده گرفته می شود و غرور آدمی ان را زیر لگد له می کند.
زنده باد یادش.

Posted by: صحرا کریمی at March 16, 2009 12:07 PM

به فاصله ي چند ماه از درگذشت رابرت موليگان . این فیلم دیگر برایمان خاطره شد.

Posted by: آرمان at March 15, 2009 8:02 PM
Post a comment









Remember personal info?