January 6, 2009

کاتيوشا، شعری برای مردم غزه

 
شون اوبراين
 
در حملات هوايی نيروهای اسرائيلی به نوار غزه بيش از 400 فلسطينی کشته و نزديک به 2000 نفر زخمی شده اند که بيشتر آنها زنان و کودکان بی گناه بوده اند.
شون اوبراين شاعر برجسته انگليسی در واکنش به اين حملات بی رحمانه اسرائيل به غزه و کشتار مردم بی دفاع فلسطينی، شعری سروده است با نام کاتيوشا که در روزنامه گاردين منتشر شده است.
 
شون اوبراين، پروفسور نويسندگی خلاقه در دانشگاه نيوکاسل است و در سال 2007 برنده دو جايزه ادبی مهم بريتانيا يعنی جايزه فوروارد و جايزه تی اس اليوت شده است.
وی گفته است که عنوان اين شعر برگرفته از نام موشک های کاتيوشاست که وی در روزهای تعطيل آخر سال از تلويزيون شاهد شليک آنها بوده است:
« من عنوان اين شعر را از نام يک موشک روسی گرفته ام که در واقع به معنی کودک خردسال در زبان روسی است. اين شعر هم يک دعا و هم يک لالايی است.»
 
اوبراين در باره سرودن اين شعر گفته است:
« به نظر می رسد در اين لحظه از سال، يک تناقض لاينحل بين پيشامدها و در مورد آنچه که دارد اتفاق می افتد، وجود دارد... من پشت ميزم نشسته بودم و ايده اين شعر به ذهنم رسيد. شعر مثل هر چيز ديگر در اين جهان زندگی می کند و سعی اش بر آن است که رويدادها را قابل فهم سازد از جمله ستيزها و کشمکش ها را. اين شعر يک پيام نيست بلکه بازتاب وحشت مهيبی است که در حال روی دادن است.»
وی در باره درگيری های اخير در منطقه غزه می گويد:
« نخوت همراه با خشم عميق و ريشه دار در اين کشمکش، اجازه نمی دهد که دخالت بين المللی تاثير گذار باشد.»  
 اين شعر را ترجمه کرده ام ونخستين بار در سايت راديو زمانه منتشر شد:
 
کاتيوشا
 
کاتيوشا، کاتيوشا
کمان آتش:
جهان آخرت کجاست؟
 بر فراز يا در زير؟
خفه شده در يک تونل
با مورفين و نان
 يا سوخته در خرابه ای
در ميان يک زيتون زار
 
کاتيوشا، کاتيوشا
نيزه آرزو
آيا چمنزار سبزی هست؟
يک بوته گل سرخ بيابانی شجاع
يا زندانی با ستون هايی از شعله های آتش؟
کاتيوشا کاتيوشا
يک گور يا يک بوته گل سرخ؟
کاتيوشا، کاتيوشا
تنها خداوند می داند.
Posted by parvizj at January 6, 2009 4:09 AM | TrackBack
Comments

هر ملتی سر نوشت خود را خود رقم می زند
و اگر به دنبال دلیلی برای حال خود است باید انرا در گذشته جست و جو کند

Posted by: مهدی at February 8, 2009 1:55 PM

آقای جاهد
باید خروارها از شما ممنون باشم که از نوشته‌های تازه به آسانی درنمی‌گذرید و آن را با خوانندگان‌تان تقسیم می‌کنید، خصوصا از طریق رادیو زمانه و البته گاهی هم خوانندگان را متحیر می‌کنید، مانند نوشته‌ی قبلی‌تان.
قلم‌تان مانا
..................
ممنون شيمای عزيز
چقدر حيف که ديگر برایمان نمی نويسيد.
پرويز جاهد

Posted by: شیما زارعی at January 6, 2009 3:44 PM
Post a comment









Remember personal info?