September 27, 2008

تنها مردی که می تواند

 
نگاهی به فيلم مستند مردی با چهار همسر
ساخته ناهيد پرسون
 
مد تها بود فيلمی در باره ايران از تلويزيون های انگليس پخش نشده بود. نيک فريزر مدير بخش استوری ويل بی بی سی چهار چندی پيش می گفت به زودی پخش محموعه ای مستند در باره ايران را از اين شبکه آغاز خواهند کرد و فعلا سرگرم جستجو و ديدن فيلم های مستندی است که مستندسازان غربی و ايرانی در باره ايران ساخته اند. اگر چه معتقد بود که نتوانسته در ميان کارهايی که تا آن زمان به او ارائه شده، فيلم مناسبی که با استانداردهای بی بی سی چهار و برنامه استوری ويل(Storyville) که واقعا يکی از بهترين برنامه های مستند تلويزيون های دنياست، بخواند، پيدا کند.
 
اما کانال مور فور(More 4) که جزئی از شبکه چهار تلويزيون بريتانياست، اخيرا پخش مجموعه مستندی را تحت عنوان داستان های واقعی شروع کرده که در واقع مستندهايی است که در باره زندگی واقعی مردم در نقاط مختلف جهان ساخته شده.
شب سه شنبه گذشته فيلمی در باره ايران از اين برنامه پخش شد با نام مردی با چهار همسر(4 Wives, One Man). سازندگان آن فيلمسازان ايرانی تبار مقيم سوئدند؛ ناهيد و دخترش ستاره پرسون که به نقطه ای در مرکز يا جنوب ايران(احتمالا شيراز) سفر می کنند تا با دوربين شان زندگی مردی روستايی به نام هدايت را که با چهار همسر و بيست فرزندش زندگی می کند، ثبت کنند.
فيلمساز با آوردن آيه ای از قرآن در آغاز فيلم که به مردان مسلمان اجازه می دهد چهار همسر برای خود انتخاب کنند، به زمينه شرعی چند همسری ارجاع می دهد اما ديگر تا آخر فيلم وارد اين بحث نمی شود و بر روی زندگی چهار زن اصلی فيلم يعنی فرنگی، گلی، شهپر و زيبا که همسران هدايت اند تمرکز می کند و سعی دارد تاثير چندهمسری را بر زندگی آنان نشان دهد. زندگی زير يک سقف با مردی هوسباز، که هميشه به داشتن زن جوان ديگری فکر می کند، آنها را به زنانی حسود، نااميد و پر ازحسرت بدل کرده که از وضعيت موجود خود احساس بيزاری می کنند و نسبت به آينده خود سخت بيمناک اند.  
هدايت اين طور که فيلم نشان می دهد، روستايی نسبتا متمولی است. او از راه کشاورزی و گوسفند داری خرج خود و زن و بچه هايش را می دهد و تنها آرزويش خريد يک تراکتور و گرفتن يک زن جوان ديگر است اما با توجه به چهار زنی که دارد، از نظر شرعی قاعدتا نمی تواند به طور رسمی همسر ديگری اختيار کند با اين حال در پايان فيلم می بينيم که او دختر جوان ديگری را از روستای همجوار انتخاب کرده و به عنوان همسر پنجم وارد زندگی اش می کند و فيلم نشان نمی دهد که او چگونه اين مسئله را از نظر شرعی توجيه کرده است.
فيلم فاقد نريشن است و فيلمساز سعی کرده با استفاده از حرف های تک تک زنان فيلم و حرف های هدايت و مادر پيرش که در کنتراست با حرف های آنهاست، روايت اصلی فيلم را پيش ببرد.
هيچ يک از زنان از هدايت و زندگی خود با او رضايت ندارند و در برابر دوربين خانم پرسون، از خصلت های بد او و ظلمی که در اين سال ها بر آنان رفته سخن می گويند. نماهايی از هدايت که با فرزندانش برخورد خشونت آميز دارد لابلای حرف های اين زنان گذاشته شده تا تاييدی بر صحت گفتار آنان باشد.
در اين ميان فيلمساز به زن جوان هدايت يعنی زيبا بيش تر از بقيه توجه کرده و همواره او را در مرکز قاب خود قرار می دهد. زيبا در ميان چهار زن هدايت تنها کسی است که بچه ندارد و در حالی که بچه های زنهای ديگر از سرو کول او بالا می روند در حسرت داشتن يک بچه می سوزد. او اعتراف می کند که قبل از هدايت عاشق پسر جوانی بوده و هنوز چشمش به دنبال اوست. اما هنگامی که هدايت به او می گويد که در صدد گرفتن يک زن ديگر است او را تهديد به خوراندن سم می کند. در ميان زنان هدايت او تنها کسی است که به نسبت به ازدواج بعدی هدايت حساس است و با او مخالفت می کند. زنان ديگر ظاهرا برايشان اهميتی ندارد. هدايت اما در حرف های خود می گويد که انتظار او از زنانش چيست. ظاهرا او در مورد هر چيز مثل غذا، سکس و کار، توقع خاص و جداگانه ای از آنان دارد. او صبحانه اش را پيش شهپر می خورد و ناهارش را پيش زيبا. هر شب هم که می خواهد با يکی از آنها بخوابد، از قبل به آنها خبرمی دهد که در اتاقشان را برای او باز بگذارند. او ظاهرا بايد عدالت را بين همسرانش رعايت کند اما فيلمساز با گنجاندن صحنه ای که هدايت گوشت گوسفند را ميان همسرانش تقسيم می کند و شهپر ناراضی، سهم اش را به سمت او پرت می کند، نشان می دهد که او قادر به انجام اين کار نيست.
زنان از زندگی خود با هدايت می نالند و در گوش هم در باره بدی ها و ستم های او نجوا می کنند يا در خلوت زير لب آوازهای غمناک می خوانند. هيچ يک از آنان به ما نمی گويند که چرا همسر مرد زن داری مثل هدايت شده اند. قطعا دلايل اقتصادی يا خويشاوندی يا قومی بسياری پشت اين تصميم آنها بوده اما فيلمساز چيزی در اين باره به ما نمی گويد.
هدايت در اين فيلم مرد زن باره ای است که تنها به خود و به ارضای شهوت خود می انديشد(اين را در آغاز فيلم از زبان مادر پيرش نيز می شنويم که رو به دوربين می گويد بچه من فقط به کس فکر می کند) و سرنوشت همسرانش برايش اهميتی ندارند. او در صدد است خانه شهپر را بفروشد و با آن برای خود تراکتور بخرد.
اگر تمام داستان فيلم را باور کنيم و فرض کنيم هيچ يک از صحنه های آن بازسازی يا دراماتيزه شده نيست، آنگاه به اين نتيجه می رسيم که هدايت می تواند عليرغم ميل همسران خود با دختر جوان و باکره ديگری رابطه برقرار کند و او را به عنوان همسر پنجم خود برگزيند. فيلم با صحنه ای تمام می شود که او دخترک را که پشت موتورسيکلت او نشسته به خانه می آورد و زيبا که در گوشه ای کز کرده و به آنها نگاه می کند، کليد اتاقش را برای آنها پرت می کند.
يکی از ويژگی های خوب فيلم اين است که خانم پرسون سعی کرده، بين دوربين خود و سوژه صميميت ايجاد کند. آنها در مقابل دوربين او احساس راحتی می کنند و با صراحت و بدون واهمه يا خجالت حرف خود را می زنند. حضور فيلمساز، مخل اين رابطه صميمانه بين دوربين و سوژه نيست. شيوه او شيوه مستندسازی بی واسطه است و او تنها مشاهده گری است که به ثبت مشاهدات خود با دوربين پرداخته و قضاوت را به بيننده واگذار می کند.
موسيقی فيلم نيز که بر اساس تم ها و ملودی های ايرانی ساخته شده و کار کريسترليندر آهنگساز سوئدی است بسيار زيبا و تاثيرگذار است.
Posted by parvizj at September 27, 2008 1:27 AM | TrackBack
Comments

دورود /

این مقاله تون رو در رادیو زمانه خونده بودم . به نظر میرسه اونجا رو مقدم تر
از وبسایت شخصی خودتون میدونین .
آقای جاهد سوالی داشتم امیدوارم بتونید کمکم کنید .
اخیرن فیلم " مردی که به لیبرتی والانس شلیک کرد" ( جان فورد ) رو دیدم و
نکته ای به ذهنم رسید .
همونطور که فیلم رو دیدید عمده داستان فیلم در فلاش بک طولانی و
بی انقطاع تا پایان فیلم می گذره .
با توجه به این نسخه ای که من دیدم صحنه های آغازین و نهایی فیلم که
جیمز استوارت بخاطر مرگ دوست دیرینش در روزگار سالخوردگی به اون
شهر برگشته فاقد دوبله فارسی بود به ذهنم خطور کرد که احتمالن به
دلایلی در زمانی که فیلم دوبله شده پخش کنندگان ایرانی فیلم قید
فصل های ابتدایی و انتهایی فیلم رو زدند و به همون داستان اصلی که
تمامن در فلاش بک میگذره بسنده کردند .
می خواستم بدونم آیا این حدس من که ذکر شد با توجه به شکل دوبله
فیلم درسته یا خیر ؟

راستی یه خبر .. بلاخره بعد از مدتها جستجو قراره که طی چند روز آینده
سری کامل دی وی دی فیلم های آقای گلستان رو بگیرم .
شاید با توجه به اینکه سودی رو عاید ایشون نمیکنه و حقوقشون رعایت
نمیشه از منظر اخلاقی خیلی خبر خوبی تلقی نشه اما کاش به ایشون
اطمینان بدید که واقعن با شرایط فعلی هیچ راه دیگه ای برای علاقمندانشون
در ایران باقی نیست تا با آثارشون آشنا بشن .


منتظر توضیح شما درباره سوالی که طرح کردم هستم .


وقت خوش ./././././././././././././././././././././.

..................................

سلام
خوشحالم که حوصله خواندن يادداشت های مرا داريد. راستش من با زمانه کار می کنم و طبيعی است که مطالب اول اونجا منتشر شود و بعد به اين صفحه که در واقع بايگانی مطالب من است منتقل شود چون من واقعا وقت وب لاگ نويسی ندارم اگرچه خيلی دوست دارم روزانه يادداشت بنويسم اما فرصتش را واقعا ندارم. حتی همين مطالب را هم دير دير اينجا می گذارم.
اما در مورد ليبرتی والانس حرف شما در مورد ساختار روايتی فيلم درست است و فيلم مطابق سنت برخی فيلم های کلاسيک آن دوره ابتدا در زمان حال شروع شده و بعد به فلاش بک می رود و در آخر دوباره به زمان حال برمی گردد. اما اينکه در نسخه دوبله فارسی آيا دست کاری شده بود يا نه واقعا به يادم نمی آد چون نسخه دوبله را زمانی خيلی دور در سينما نپتون شاهی ديدم و حافظه ام ياری نمی کند اما چندی قبل که در ايران بودم دی وی دی چند تا فيلم قديمی را ديدم که دوبله بود اما برخی صحنه های آن به انگليسی بود و همين سوال برای من هم پيش آمد.
آن موقع به نظرم رسيد که شايد مترجم آن صحنه ها را نفهميده، دوبله نکرده اند.
در مورد دی وی دی های گلستان هم فکر می کنم ايشان ديگر در اين مورد بی خيال شده اند و حساسيتی ندارند.
ارادتمند
پ.ج

Posted by: گنجشکک اشی مشی at October 2, 2008 10:04 PM

سلام
.:: آخرين دوران رنج ::.
در نيوشاي خرد.
جستاري پيرامون نهليسم در ايران

Posted by: ارغوان at September 29, 2008 10:54 PM
Post a comment









Remember personal info?