August 28, 2008

روبات های عاشق

نگاهی به فيلم وال-ای
 
شايد با درگذشت اولی جانستن(Olli Johnston) آخرين بازمانده نسل انيماتورهای کمپانی ديزنی و کسی که مستقيما با والت ديزنی کار می کرد، عصر انيميشن های زيبا و دوست داشتنی ديزنی به پايان رسيده و حال نوبت کمپانی پيکسار و انيماتورهای جوان آن مثل اندرو استنتن(Andrew Stanton) و جان لسه تر(John Lasseter) شاگرد اولی جانستن است که با اسباب بازی ها و روبات ها و موجودات کامپيوتری اشان ما را سرگرم کنند.
 
سينمای انيميشن امروز يکی از موفق ترين و پول سازترين قالب های سينمايی است. کمپانی پيکسار(Pixar) در ساليان اخير با ساختن انيميشن های موفق و پولسازی چون داستان اسباب بازی ها، در جستجوی نيمو و اخيرا راتاتوی(Ratatouille) از موفق ترين کمپانی های توليد کننده فيلم های انيميشن بوده است.
از سوی ديگر کمپانی دريم وورکز(Dream Works) که با پيکسار و ديزنی در رقابت سرسختانه و دائمی است، با ساختن سه گانه شرک توانست در زمينه ساخت انيميشن های تری دی(3D) و با تکنولوژی بالا از آنها پيش بگيرد.
موفقيت شرک و فيلم های تری دی بعد از آن نشان داد که اين گونه فيلم ها، قالب جذابی برای مخاطبان سينما به نظر می رسد و سرمايه گذاری در آن تقريبا تضمين شده است. تنها لازم است که سناريويی جذاب با کاراکترهای جالب و دوست داشتنی برای آن نوشته شود که دامنه تخيل آن زياد بوده و با توليدات قبلی متفاوت باشد.
حالا ديزنی جديد که بيش از کيفيت کار، به پول و جنبه تجاری فيلم می انديشد، با خريد کمپانی پيکسار، بزرگ ترين بازار انيميشن را دوباره در اختيار گرفته است.
کمپانی پيکسار بعد از موفقيت فيلم هايی چون داستان اسباب بازی ها و در جستجوی نيمو، حالا فيلم ديگری در ژانر علمی تخيلی ساخته که شخصيت های آن روبات ها و آدم ماشينی ها هستند.
روبات ها برای نخستين بار به عنوان شخصيت در فيلم های علمی تخيلی ظاهر شدند. متروپوليس اثر فريتزلانگ شايد نخستين فيلم در اين ژانر بود که در ابتدای قرن بيستم و دوران شکل گيری ژانر علمی تخيلی، روبات را به عنوان يک شخصيت در فيلم معرفی کرد.
بعد از آن روبات ها در فيلم های علمی تخيلی ژاپنی و هاليوودی ظاهر شدند و به دنبال آن استانلی کوبريک بود که ايده کامپيوتر متفکر(هلHal ) را به عنوان يک شخصيت جالب که در برابر خالق خود طغيان می کند، در فيلم اديسه فضايی 2001 مطرح کرد و وال- ای با داشتن شخصيت کامپيوتری مشابه يعنی اتو(Auto) که برعليه خالق اش يعنی کاپيتان مک کری شورش می کند، در واقع از اين نظر وامدار فيلم درخشان کوبريک است.
ايده اوليه فيلم وال-ای قبل از ساختن انيميشن داستان اسباب بازی ها(Toys Story) در ذهن اندرو استنتن شکل گرفت، و حال کمپانی پيکسار 14 سال بعد و پس از ساختن چند انيميشن پرفروش، سرانجام تصميم گرفت آن را بسازد و اين در حالی است که تکنولوژی تری دی(3D) نسبت به زمان داستان اسباب بازی ها تحول زيادی پيدا کرده و کيفيت بالاتر و زنده تری يافته است.
از آنجا که به کارگيری اين تکنولوژی آسان تر شده و همه چيز در آن برنامه ريزی شده است، به همين دليل انيماتورها وقت بيشتری دارند که به جزئيات بينديشند و صحنه ها را با دقت طراحی کنند به طوری که نتيجه آن هم برای بچه ها جالب باشد و هم برای بزرگسالان.
اندرو استنتن(Andrew Stanton) که قبلا انيميشن در جستجوی نيمو را برای پيکسار ساخته و فيلمنامه داستان اسباب بازی ها هم نوشته اوست، کارگردان اين فيلم هست. در جستجوی نيمو در زير آب جريان داشت و وال-ای در فضا می گذرد. اندرو استنتن در باره ايده ساختن اين فيلم چنين می گويد:
 « ايده ساختن وال- ای مربوط به پيش از ساختن داستان اسباب‌بازی هاست. ساخت اين فيلم كار ساده‌اي نبود، بايد شرايطي فراهم می‌‌شد تا بتوان آن را ساخت. وقتي فيلم در جستجوی نيمو را تمام كردم، احساس كردم حالا مي‌شود وال- ای را ساخت. ما دنياي زير آب را تجربه كرده بوديم و شما هنگام تماشاي نيمو احساس مي‌كنيد واقعا در زير آب هستيد. به همکارانم گفتم حالا بياييد همين كار را در فضا انجام دهيم. وال - اي بايد طوري ساخته مي‌شد كه عمق صحنه را نمايش می داد و اين حس را در شما ايجاد می کرد كه در فضاي لايتناهي هستيد و به يك سفر فضايي رفته‌ايد. تمهيدات زيادی را تمرين و تجربه كرديم تا توانستيم به اين حس برسيم. در اين مورد تجربه نيمو كمك زيادی به ما كرد. خالقان جنگ‌ ستارگان خيلي خوب اين حال و هوا را در يك فيلم زنده خلق كرده بودند و حالا ما مي‌‌خواستيم آن را در يك كار انيميشن تجربه كنيم.»
 
وال- ای انيميشنی علمی تخيلی و افسانه ای عاشقانه و رمانتيک است که داستان آن در آينده ای دور اتفاق می افتد. در سياره ای که آسمانخراش هايش با زباله ها ساخته شده اند.
 وال- ای با فيلم کوتاهی به نام پرستو(Presto) شروع می شود. اين فيلم کوتاه پنج دقيقه ای در باره يک شعبده باز عصر ويکتوريايی است که با خرگوشی زرنگ بر روی صحنه نمايش می دهد. دعوای آنها بر سر يک هويج که به سبک کمدی های اسلپ استيک و کارتون های تام و جری اجرا شده، آنقدر جذاب و لذت بخش است که با تمام فيلم وال-ای برابری می کند.
اما موضوع فيلم وال- ای خيلی مرتبط با شرايط دنيای امروز و مسائل محيط زيست است که به امر نگران کننده ای برای بشر مدرن تبديل شده.
حالا اين فقط ال گور نيست که با فيلم مستند حقيقت ناراحت کننده در باره گرم شدن زمين و خطر نابودی جهان و از دست رفتن طبيعت هشدار می دهد. حالا انيماتورها هم به سراغ چنين ايده های زيست محيطی رفته اند و آن را برای سينما و مخاطبان جذاب يافته اند.
ايده فيلم وال- ای ايده ای آخرالزمانی است منتهی نه به مفهوم مذهبی آن بلکه به مفهوم علمی و تکنولوژيکی آن. داستان فيلم در قرن بيست و هشتم(يعنی700 سال بعد) اتفاق می افتد.
آلودگی کره زمين به حد غيرقابل تحملی رسيده و اين سياره به زباله دانی بزرگ تبديل شده و جز موجودی ماشينی، هيچ جنبده ای بر روی آن حرکت نمی کند.
در چنين شرايطی، انسان ها به موجوداتی عليل، تنبل، عاجز و متکی به روبات ها تبديل شده اند و تنها همين روبات است که می تواند آنها و سياره شان را نجات دهد.
مسئله اين است که روبات ها در اين فيلم بسيار پيچيده تر، هوشمندتر، پرتحرک تر و جذاب تر از انسان ها هستند.
زمينيان سياره را ترک کرده و به ايستگاهی فضايی به نام اکسيوم گريخته اند و صدها هزار روبات را برای جمع آوری زباله ها از روی زمين به کار گماشته اند و حال بعد از حدود 700 سال از ميان آن همه روبات تنها يک روبات به نام وال- ای همچنان فعال و سرگرم جمع آوری آشغال ها و طبقه بندی آنهاست.
وال- ای يک روبات مکانيکی ساده و بی احساس نيست بلکه ماشينی است که قلب دارد و نسبت به رويدادهای پيرامونش واکنش های عاطفی نشان می دهد. او عاشق سينماست و ويدئوی فيلم موزيکال قديمی مربوط به دهه شصت (Hello, Dolly) را که در ميان زباله ها پيدا کرده، هر روز تماشا می کند و صحنه ای که در آن دختر و پسری دست در دست هم می رقصند، محبوب ترين صحنه اوست و با آن عشق ورزيدن را تمرين می کند.
وال-ای موجود تنهايی است و تنها همدم او يک سوسک شيطان است که همه جا به دنبال او می رود تا اينکه سروکله يک روبات ديگر به نام ايو پيدا می شود که انسان ها او را برای ارزيابی زمين و جستجوی گياه و نشانه های حيات به زمين فرستاده اند. يک روز وال- ای در ميان زباله ها گياه سبزی پيدا می کند که نشانه ای از اميد و بازگشت حيات به کره زمين است.
وال-ای عاشق ايو می شود اما ايو روباتی است که برخلاف وال-ای، فاقد احساس و عاطفه است. او تنها به ماموريتش فکر می کند که جستجوی گياه و پيدا کردن نشانه های حيات بر روی کره زمين برای بازگرداندن ساکنان آن است. او درکی از عشق ندارد و تنها در آخر فيلم است که به عشق وال-ای پاسخ می گويد و با اين عشق حافظه او را برمی گرداند.
تم اصلی فيلم عشق و ستايش زندگی است. ويدئوی موزيکال دهه شصت نشانه ای از عشق و محبت انسانی است که به سطل زباله انداخته شده و وال-ای با پيدا کردن آن در واقع عشق گم شده را باز می يابد و نجات می دهد و سرانجام اين عشق است که می تواند جهان را از نابودی و آلودگی نجات دهد.
انسان های ايستگاه فضايی قرن هاست که وابسته روبات ها شده اند و بدون کمک آنها حتی قادر به راه رفتن هم نيستند.
ايو با خود تصاويری از زمين را برای کاپيتان مک کری فرمانده ايستگاه فضايی می برد که او را به وحشت می اندازد و تصميم می گيرد انسان ها را برای پاک سازی و زدودن آلودگی به زمين بفرستد.
سرانجام وال-ای، ايو و کاپيتان مک کری به همراه انسان ها و روبات های ديگر به زمين برمی گردند تا آنجا را دوباره آباد و برای سکونت آماده سازند.
اندرو استنتن، کارگردان فيلم در باره آن چنين می گويد:
« من هميشه عاشق فيلم‌های علمی تخيلی بوده ام و شايد تعجب كنيد اگر بگويم تمام كساني كه در کمپانی پيكسار كار مي‌كنند، دوستدار فيلم‌های علمی تخيلی هستند. آنها وقتي ديدند قصه‌ای پيدا شده كه می‌توان براساس آن يك انيميشن علمی تخيلی توليد كرد، هيجان‌زده شدند. هفته‌ها دور يك ميز نشستيم و درباره اين‌كه روبات‌های فيلم بايد چگونه و چه شكلی باشند، حرف زديم. مي‌خواستيم آنها شخصيت هايی زنده باشند كه خيلی طبيعی به نظر مي‌رسند. هدف ما اين بود كه تماشاگران اين شخصيت ها را باور كنند و بتوانند از نگاه ها و حركاتشان به روحيات آنها پی ببرند. نمی‌خواستم اين شخصيت ها تحميلی به نظر برسند.»
 
وال-ای از نظر جلوه های بصری و گرافيکی جالب و ديدنی و موسيقی آن که کار تامس نيومن آهنگساز برجسته آمريکايی است،مثل اغلب کارهای او زيبا و شنيدنی است.
وال- ای با نوآوری های بصری و صوتی، قدرت تخيل و شيوه روايت جذاب اش توانسته مخاطبان زيادی را جلب کند و به يکی ديگر از محصولات پرفروش ديزنی-پيکسار تبديل شود.
وال- ای ضمن داشتن عناصر انيميشن های کلاسيک و پيام های اخلاقی آن، حاوی حرکت های تازه و جسورانه ای در سينمای انيميشن است. به علاوه وال-ای نخستين فيلم انيميشن بلندی است که در ژانر فضايی و علمی تخيلی ساخته شده و به گفته کارگردان آن نوعی اداي دين و احترام به فيلم‌‌هاي بزرگ سينماي علمي تخيلي (مثل اوديسه فضايي، جنگ‌ ستارگان ، ئي‌تي، پيشتازان فضا و برخورد نزديك از نوع سوم) است. ارجاعات فيلم به آثار کلاسيک سينمای علمی تخيلی چون اديسه فضايی کوبريک کاملا آشکار است به ويژه استفاده از موسيقی واگنر برای صحنه ايستگاه فضايی و شورش اتو(Auto) کامپيوتر کاپيتان مک کری که دقيقا يادآور شورش هل(Hal) در اديسه فضايی است..
فيلم در بخش اول تقريبا فاقد ديالوگ است و روايت بدون تکيه بر ديالوگ پيش می رود.
روبات های وال- ای برخلاف روبات های فيلم های علمی تخيلی ديگر زياد حرف نمی زنند و تنها با ايما و اشاره يا صداهايی مکانيکی با هم ارتباط برقرار می کنند. در اينجاست که نقش موسيقی و افکت های صوتی اهميت پيدا می کند. صدا سازی بن برت(Ben Burtt) و افکت های صوتی او و موسيقي تامس نيومن به خوبی فقدان ديالوگ را جبران می کند. بن برت همان کسی است که طراحی صدای فيلم های جنگ ستارگان و ای تی را انجام داده است.
از اين نظر وال- ای شباهت زيادی به فيلم آخرين نبرد لوک بسون دارد که آن نيز در جهان آپوکاليپتيکی بعد از انفجار هسته ای می گذرد، با قهرمانانی خاموش که انگار سخن گفتن از يادشان رفته است.
در اين فيلم سيگورني ويور، بن برت، اليسا نايت، جف گارلين، فرد ويلارد و كتي نجيمي به جای شخصيت های کارتونی فيلم حرف می زنند.
 
اما واقعا مضحک و باعث شرمندگی است که کار بشر به آنجا برسد که مفهوم عشق از يادش برود و به جای آن يک موجود کامپيوتری که خودش آفريده تا به کارهای مکانيکی بدون احساس بپردازد، حفظ و انتقال اين عشق را بر عهده گيرد.
پيام اخلاقی و انسانی فيلم زيباست اما آيا می توان اين موجودات کامپيوتری بد ريخت را دوست داشت و به عنوان کاراکتر پذيرفت. من يکی که دلم برای انيميشن های قديمی ديسنی و شخصيت های زيبا و دوست داشتنی آن خيلی تنگ شده.
 
 
Posted by parvizj at August 28, 2008 9:33 PM | TrackBack