April 18, 2008

به ياد بهروز مقصودلو

عکس از پرويز جاهد
 
بهروز مقصودلو هم رفت. هنوز شصت سالش نشده بود اما همه جا نوشتند شصت ساله بود.
بهروز، انسانی نازنين و دوست داشتنی و رفيقی مهربان و بامعرفت بود. از آن رفيق های با معرفت که اين روزها خيلی کم پيدا می شوند و نمونه هايشان را شايد بتوان در فيلم های کيميايی ديد.
بهمن مقصودلو عامل آشنايی ما با هم بود اما خيلی زود دوستی خانوادگی عميقی بين ما به وجود آمد که ديگر متکی به ارتباط من با بهمن نبود. ايران که بودم حداقل هفته ای يک بار می ديدمش. يا در دفتر مهندسی اش در خيابان جهان آرا يا در زيرزمين خانه اش در يوسف آباد تهران که خودش آن را با سليقه معماری اش ساخته و تزيين کرده بود و پاتوق و محل رفت و آمد بسياری از چهره های نامدار سينما، هنر و ادبيات ايران بود. سه شنبه شب ها همه می آمدند و هر کس با خودش ويدئويی می آورد که دسته جمعی تماشا کنيم. اگرچه ديدن فيلم در آن محفل های گرم دوستانه، چندان جدی نبود و بيشتر در بک گراند پخش می شد و آنقدر حرف و حديث پيرامون سينما، ادبيات، هنر و سياست زياد بود که به ديدن فيلم نمی رسيد.
بهروز عاشق سينما بود و دوستی نزديکی با بسياری از اهالی سينما و هنر داشت.آدم های سرشناس زيادی را به ياد دارم که با او رفت و آمد داشتند و با بسياری از آنها در همان زيرزمين معروف آشنا شدم. از دکتر هوشنگ کاووسی و محسن مخملباف گرفته تا کامران فانی، بهاءالدين خرمشاهی، بهرام بيضايی، ناصر تقوايی، احمد محمود، جواد مجابی، هوشنگ گلمکانی، ابراهيم نبوی، نظام الدين کيايی، محمدرضا درويشی و خيلی های ديگر.
بهروز مقصودلو در کنار کامران فانی و بهاءالدين خرمشاهی عکس از پرويز جاهد
بهروز عاشق سينما بود ولی از اين راه نان نمی خورد. پولش را از راه حرفه اصلی اش که معماری بود در می آورد و خرج سينما وعلايق شخصی اش می کرد. او حامی فيلمسازان جوان و خوش فکر بود و تا جايی که می توانست و دستش می رسيد از آنها پشتيبانی می کرد. به جرات می توانم بگويم که بسياری از سينماگران مطرح امروز از اميرنادری گرفته تا بهمن قبادی، عليرضا امينی، محمد شيروانی، وحيد موسائيان و خيلی های ديگر، شروع کارشان را تا حد زيادی مديون حمايت های بی دريغ بهروز مقصودلو بوده و هستند. اگرچه برخی از اين دوستان حق دوستی را به جا نياورده و بهروز هميشه از بی معرفتی آنها گله می کرد.
امير نادری دوست بسيار نزديک بهروز بود و سال ها در آن زيرزمين با او و خانواده اش زندگی کرد. بهروز در توليد فيلم دونده هم نقش داشت و در صحنه ای از آن در نقش معلم اميرو بازی کرد.
فيلمسازی را خيلی دوست داشت و در تهيه فيلم های مستندی که برادرش بهمن مقصودلو می ساخت، مشارکت جدی و فعال داشت از جمله فيلم هايی که دو برادر در باره احمد شاملو و احمد محمود تهيه کردند. فيلمنامه کوتاهی هم نوشته بود به نام آن سوی ديوار شکسته که دلش می خواست آن را بسازد اما برای من مثل روز روشن بود که فيلم خوبی از آب درنمی آيد و اين را صراحتا بهش گفتم اما انگار تعلق خاطری به کاراکتر اصلی آن که يک لحاف دوز پير بود داشت که نمی توانست از آن دست بردارد و آخر هم آن را ساخت که در جشنواره فيلم های ايرانی در نيويورک که بهمن راه انداخت، شرکت کرد. تهران که رفتم برای من هم نشان داد و نتيجه همان بود که من فکر می کردم. در توليد بعضی از فيلم هايم مثل تعزيه به روايت ديگر و فال قهوه خيلی به من کمک کرد و من هرگز محبت هايش را فراموش نمی کنم.
بهروزمقصودلو،بهمن قبادی، پرويز جاهد و علیرضا امينی
بهروز قلب مهربانی داشت که برای سينما و هنر ايران می تپيد. قلبی که ناگهان شب سه شنبه از تپيدن بازماند.
صبح روز سه شنبه که رويا از اداره زنگ زد و با لحنی نگران و اندوهناک سراغ بهروز را از من گرفت، فهميدم که بلايی سرش آمده.
درگذشت نابهنگام او را به بهمن عزيز، به مادر گرامی اش، به همسرش نوشين عزيز و دخترش روژين که در صحنه ای از فيلم فال قهوه من هم بازی کرد صميمانه تسليت می گويم.
يادش برای من خيلی عزيز است و چهره و صدای گرم و مهربان او را هيچگاه نمی توانم فراموش کنم.
روحش شاد و قرين رحمت ابدی باد.
Posted by parvizj at April 18, 2008 2:21 PM | TrackBack
Comments

I'm ipmerssed! You've managed the almost impossible.

Posted by: Alla at August 27, 2011 8:07 PM

سلام من دنبال ناصر مهاجری از دوستان نزدیک بهروز مقصودلو می گردم اگر کسی ازش خبری داره یا راه تماسی با ایشون ممنون میشم به من ایمیل بفرسته .

Posted by: mahboube Raissi at January 13, 2009 10:00 AM

حرف درستی است. گلشيری، رادی، احمد محمود،منوچهر آتشی، هوشنگ حسامی، جمشيد اسماعيل خانی و خيلی های ديگر و حالا هم بهروز مقصودلو. واقعا بايد علتی داشته باشد. وقت کنم حتما می نويسم.

Posted by: پرويز at April 21, 2008 1:53 AM

این سالها بسیاری را به یاد می آورم از هنرمندان که بین 50 تا 60 سال مرده اند. عمرهای کوتاه حتما دلیلی دارد. اگر خواستی در این باره مطلبی بنویسی جا دارد. چرا عمر هنرمندان ایران کوتاه شده است؟

Posted by: مهدی at April 20, 2008 2:48 AM
Post a comment









Remember personal info?