April 5, 2008

جنگ صليبی خيرت ويلدرس عليه اسلام

نگاهی به فيلم فتنه
 
فيلم ضد اسلامی فتنه ساخته خيرت ويلدرس همانند فيلم تسليم تئو ون گوگ، فيلمی کاملا ايدئولوژيک است که به انگيزه مبارزه با يک ايدئولوژی ديگر ساخته شده و تقريبا از همان فرم و رويکردی استفاده می کند که ون گوگ در فيلم خود به کار بسته بود: فرم خطابه ای. يعنی همان فرمی که در فيلم های تبليغاتی سياسی و آگهی های تجاری به کار گرفته می شود و بيننده را با انبوهی از اطلاعات يک سويه و جهت دار بمباران می کند و به اين طريق می خواهد او را ترغيب به خريد يک کالا يا تحميل يک فکر يا عقيده سياسی کند. در اين روش معمولا فيلمساز موضعی قاطع و جزمی نسبت به يک موضوع يا پديده دارد و می کوشد با استفاده از کنار هم چيدن مجموعه ای از تصاوير و صداها که فاقد ارتباط های روايی هستند، بيننده را مجاب به پذيرش موضع خود و ايده ای از پيش تعيين شده کند.
خيرت ويلدرس دقيقا از همين شيوه برای القای انديشه ضد اسلامی خود بهره گرفته است. او که پيش از اين بارها از پشت تريبون پارلمان هلند يا ميکروفون های رسانه های جمعی اين کشور انديشه های ضد اسلامی خود را فرياد زده است اينک همان انديشه ها را می خواهد با اتکا به فيلمی ناقص و سرهم بندی شده از نماهای آرشيوی، به شکل يک بيانيه تصويری عليه اسلام، قرآن و مسلمانان ارائه دهد.
هدف ويلدرس از ساختن اين فيلم پراکندن ترس و وحشت از نفوذ و گسترش اسلام در غرب است و بايد گفت که وی تا اندازه ای در القای اين ديدگاه خود به بيننده دچار اسلاموفوبيای غربی موفق است چرا که او زمينه و شرايط را برای طرح اين ايده خود مناسب می بيند و از احتمال مقبوليت آن نزد توده عام غربی آگاه است. او بر موج اسلاموفوبيايی سوار است که همتايان غربی او با کمک رسانه ها ساخته اند و متکی به باورهايی است که در فرهنگ غرب زمينه دارد. او برای القای ديدگاه خود بر استدلال هايی تکيه می کند که متکی بر باورهای عمومی و رايج است و برای اين منظور تصاويری را جفت و جور می کند که بيشترين تاثير حسی را بر بيننده بگذارد. تصاويری از سر بريده يک زن، گروگانی که سرش به وسيله مسلمانان تندرو در مقابل دوربين از بدن جدا می شود، شليک مستقيم نيروهای طالبان به سر يک زن افغانی و کودکان شيعه عراقی که قمه در دست دارند و خون از سر و روی آنها جاری است، به اندازه کافی دلخراش و تکان دهنده اند و حداقل می توانند همذات پنداری بيننده را نسبت به استدلال های سياستمدار/فيلمساز هلندی برانگيزند.
فتنه در دو بخش ساخته شده و بدون استفاده از نريشن(صدای راوی) روايت خود را پيش می برد. آنچه که اين دو قسمت را به هم متصل می کند نمای آغازين آن است که با تصويری از بمب ساعتی بر روی عمامه پيامبر اسلام در کاريکاتور توهين آميز دانمارکی و تايمری که در کنار آن عدد 15(به نشانه زمان فيلم) را نشان می دهد، شروع می شود(صدای تيک تاک تايمر بر روی اين تصوير بسيار هشدار د هنده است) و در پايان فيلم دوباره به همين تصوير ارجاع می دهد منتهی اين بار وقتی تايمر بمب به صفر می رسد، برق صاعقه ای می درخشد و صدای رعدی شنيده می شود و به اين ترتيب خيرت پيام اصلی فيلم خود را که انفجار بمب اسلام در قلب اروپا و نابودی تمدن غربی است، ابلاغ می کند.
تصاوير بخش اول که عمدتا از يوتيوب و سايت های اسلام گرايان تندرو انتخاب شده و به ناشيانه ترين شکلی با بی سليقگی تمام کنار هم چيده شده يا درهم ديزالو می شوند تا اين فکر را القا کنند که اسلام دين خشونت، ترور و قتل است و قصد نابودی پيروان همه اديان ديگر و غلبه بر جهان غرب را دارد. ظاهرا فيلمساز با حذف گفتار(نريشن) می خواهد زيرکانه ادعا کند که من فکرم را به مخاطب تحميل نکرده ام بلکه او را در قضاوت آزاد گذاشته ام اما در واقع او با نشان دادن تصاويری از قساوت ها و جنايت های مسلمانان افراطی در نقاط مختلف جهان و استناد به برخی آيات قرآن، تخم ترس و وحشت و نفرت از اسلام را در دل مخاطب غربی می کارد و او را نسبت به آينده تمدن غرب مضطرب و نگران می سازد.
بحث در درستی يا نادرستی اين تصاوير به طور مجزا نيست. بدون ترديد بسياری از سخنان و احکام خطيبان تندرو اسلامی عليه غرب و دستاوردهای مهم آن مثل ليبراليسم، دمکراسی و آزادی بيان واقعی است و ساختگی نيست اما بحث بر سر شيوه استدلال فيلمساز/سياستمدار و چيدن اين سخنان و تصاوير کنار هم و هدايت آن به سمتی است که فکر مورد نظر او را القا کند.
آقای خيرت با انتخاب عنوان فتنه می خواهد بر چالش بين اسلام(به عنوان کلیتی يکپارچه) و دنيای غرب تاکيد کند. در روايت خيرت تنها با يک قرائت و تفسير و در نتيجه يک تصوير از اسلام مواجه ايم و آن قرائت طالبانی و فاندامنتاليستی از اسلام است. وی در چيدمان تصاوير و صداهايش مطلقا به قرائت های مختلف از اسلام ارجاع نمی دهد بلکه آگاهانه و زيرکانه همه قرائت های معتدل، ميانه رو، صلح طلبانه و مدرن از اسلام را حذف کرده و تنها بر قرائت تنگ نظرانه، خشن و فاشيستی از اسلام تکيه می کند. او از ميان 6000 آيه قرآن تنها آياتی را انتخاب می کند که در آن مسلمانان به جهاد عليه کافران و کشتن آنها دعوت شده اند. وی بدون اينکه زمينه نزول چنين آياتی را درنظر بگيرد، آنها را از کانتکست موضوعی و تاريخی خود جدا ساخته و به شکل شعارهايی ترسناک و تهديدآميز به بيينده ارائه می کند. اين همان کاری است که القاعده، طالبان و همه افراط گرايان اسلامی می کنند. آنها نيز با های لايت کردن و برجسته ساختن اين آيات، مسلمانان را به جهاد عليه غرب فرا می خوانند و قتل عام مردم بی گناه را موجه جلوه می دهند. خيرت نيز به همين حربه متوسل شده است. در اين ميان اين قرآن است که به عنوان کتابی مقدس که مورد احترام ميليونها مسلمان است مورد استفاده ابزاری قرار گرفته و در جهت اهداف و مقاصد سياسی خاص از آن بهره برداری می شود. خيرت در فيلم خود، کتاب مقدس مسلمانان را به سلاحی عليه خود آنها بدل ساخته است.
 
تکرار تصاوير مربوط به قربانيان بمب گذاری های لندن و مادريد و استفاده از تصاوير واعظان مسلمان تندرو به صورت سوپرايمپوز بر روی اين تصاوير و همخوانی کلام اين واعظان با آيه های قرآنی که از زمينه اصلی شان جدا شده اند، روايت را به جايی می رسانند که با شعارها و ايده های اسلامی جهان گستر برخی از رهبران کشورهای اسلامی مثل رئيس جمهور ايران تکميل شده و بيينده هلندی را برای ديدن بخش دوم فيلم و پذيرش ايده ضد اسلامی فيلمساز آماده می سازد.
به علاوه فيلمساز سعی کرده با استفاده از موسيقی های فاخر و کلاسيک مثل قطعه رقص عربی چايکوفسکی و اپرای پير گينت ادوارد گريگ(بر اساس نمايشنامه هنريک ايبسن)، فقر تصويری وحشتناک فيلم را جبران کرده و به آن وجهه فخيمانه ای بدهد.
در بخش دوم فيلم، خيرت با دست گذاشتن روی حساس ترين، داغ ترين و ملتهب ترين موضوع های جاری در جامعه هلند و به طور کلی جامعه غرب يعنی حقوق زنان، کودکان و همجنس گرايان که از سوی مسلمانان تهديد می شود، تصوير سياه و بدبينانه خود از اسلام را تکميل کرده و به هلندی ها هشدار می دهد که اگر دير بجنبند، تمدن، فرهنگ و آزادی شان به وسيله مسلمانان از دست خواهد رفت.
تصوير قطاری که از سمت چپ کادر وارد شده و با سرعت به سمت مسجدی در سمت راست کادر می رود، به عنوان تمثيلی از آينده هلند و قدرت گيری و نفوذ اسلام در اين کشور(وبه طور کلی غرب) نشان داده می شود.
نمايش آمارهايی از افزايش جمعيت مسلمانان در هلند و قاره اروپا از 1909 تا امروز، حربه موثر ديگری برای ايجاد رعب و وحشت از اسلام در دل مخاطبان غربی است.
فيلم فتنه مطلقا فاقد ارزش های هنری و سينمايی و تنها در حد يک موعظه سياسی، تبليغاتی و ايدئولوژيکی است که در کارزار تبليغاتی غرب عليه جهان اسلام ساخته شده است.
حيرت ويلدرس با ساختن اين فيلم، اروپائيان را به جنگ صليبی تازه ای عليه مسلمانان جهان فراخوانده است.
اين نوشته نخستين بار در سايت  زمانه منتشر شده است.
مطالب ديگر در اين زمينه:
فتنه ای در پوشش آزادی بيان. وب لاگ ملکوت. داريوش محمد پور
فتنه. وب لاگ چهار ديواری. مانی ب
Posted by parvizj at April 5, 2008 1:56 AM | TrackBack