January 22, 2008

اقتباسی محافظه کارانه از يک رمان جنجالی

نگاهی به فيلم بريک لين

بريک لين(Brick Lane) ساخته سرا گورون يکی از جنجالی ترين فيلم های به نمايش درآمده در سال گذشته بود اما در واقع همه جنجال ها، هياهوی بسيار برای هيچ بود. من رمان مونيکا علی نويسنده بنگلادشی تبار مقيم بريتانيا را نخوانده ام. رمانی که اين فيلم بر اساس آن ساخته شد و منشا همه اين جاروجنجال ها بوده است.
بريک لين نام محله ای در شرق لندن است که محل سکونت بسياری از مهاجران يهودی، پاکستانی و بنگلادشی است و در طی ساليان گذشته همواره محل درگيری ها و تنش های نژادی بوده است.
ابتدا اين يهودی های مهاجر روسی(يديش ها) و بعد لهستانی بودند که مورد آزار نژادپرستان انگليسی اين محله واقع می شدند و به دنبال آن با مهاجرت بنگلادشی ها و پاکستانی ها نفرت نژادی از يهودی ها معطوف آنها می شود.
جنجالی که در مورد اين فيلم پيش آمد اين بود که جامعه بنگلادشی های منطقه بريک لين در اعتراض به رمان خانم مونيکا علی که به نظر آنها توهين آميز بود مانع از فيلمبرداری اين فيلم در اين منطقه شدند.

محله بريک لين در لندن
به اعتقاد آنها خانم علی در رمانش، ارزش ها و اعتقادات اسلامی و فرهنگ جامعه بنگلادشی های لندن را به تمسخر گرفته و تصويری  سياه و منفی از اين جامعه و زنان بنگلادشی ارائه کرده است و حالا اين فيلم نيز می خواهد همين تجربه را تکرار کند.
بسياری از چهره های سياسی و رسانه ای بريتانيا مثل جرج گلووی و خانم جرمين گرير مفسر گاردين از اين حرکت اعتراضی پشتيبانی کردند. به نظر جرمين گرير، خانم علی که از مادری انگليسی و پدری بنگلادشی است صلاحيت نوشتن در باره جامعه بنگلادش را نداشته است. وی از بنگلادشی ها خواست که نه رمان مونيکا علی را بخوانند نه فيلم سرا گورون را ببينند. شيوه برخورد او با رمان و فيلم مورد تمسخر سلمان رشدی قرار گرفت. رشدی در حمايت از رمان مونيکا علی، خانم جرمين را بی فرهنگ وعقب مانده توصيف کرد.
نازنين شخصيت محوری فيلم بريک لين، دختری بنگلادشی است که پدرش بعد از خودکشی مادرش او را در سن 17 سالگی به چانو، مردی بنگلادشی که دو برابر او سن دارد و ساکن انگليس است، شوهر می دهد.
نازنين از خانواده ای مسلمان و روستايی است که ناگهان از روستايی دورافتاده در بنگلادش به قلب شهری مدرن پرتاب می شود اما اين تغيير مکان و جغرافيای زندگی به معنی تغيير فضای فکری نازنين نيست. چرا که او عليرغم زندگی در فضايی مدرن، همچنان در خانواده و محيطی زندگی می کند که به او اجازه تجربه نزديک زندگی مدرن را نمی دهد. او جز با يکی دو همسايه هموطن با هيچ انگليسی ای ارتباط ندارد.
در رمان مونيکا علی او زنی است که حتی زبان انگليسی هم نمی داند و با رفتن به کلاس زبان شروع به يادگيری انگليسی می کند. اما بيکاری همسرش او را مجبور می کند پيشنهاد زن همسايه را در مورد کار خياطی در خانه بپذيرد. اين کار باعث آشنايی نازنين با جوانی به نام  کريم می شود که برای تحويل گرفتن لباس هايی که نازنين می دوزد به خانه او می آيد. کريم، جوان، خوش قيافه و قوی است و همه چيزهايی را که شوهر نازنين ندارد می تواند به او
بدهد. به تدريج رابطه عاشقانه ای بين او و کريم به وجود می آيد.

از سويی نازنين خواهر کوچک تری دارد که در بنگلادش زندگی می کند و مرتب برای او نامه های رمانتيک می فرستد و در نامه هايش از تجربه های عا شقانه و جنسی اش سخن می گويد. نامه ها و حرف های خواهر جوان انگيزه نازنين را برای ارتباط با کريم قوی تر می سازد. اما با حادثه يازده سپتامبر همه چيز تغيير می کند. خشونت و درگيری های نژادی در محله بريک لين شدت می گيرد و کريم به واسطه ارتباطش با گروه های تندرو اسلامی، ايده های راديکال اسلامی و ضدغربی پيدا می کند. با تغيير وضعيت سياسی و اجتماعی در لندن، شوهر نازنين نيز تصميم می گيرد به بنگلادش برگردد و نازنين بر سر دوراهی بين رفتن و ماندن قرار می گيرد.


رمان مونيکا علی ظاهرا به مسائل مهم دنيای امروز مثل مهاجرت، بحران هويت، ازدواج تحميلی و تناقض های زندگی زن سنتی مسلمان در جامعه مدرن ، تضاد بين فرهنگ سنتی و مدرن، نژادپرستی، و بنيادگرايی اسلامی  می پردازد اما آنچه که در فيلم خانم گورون به نمايش درآمده کاريکاتوری از همه اين مساثل است.
فيلم خانم گورون با نمايش صحنه هايی زيبا و سرسبز از کشتزاران برنج در بنگلادش شروع می شود. جايی که نازنين و خواهر کوچکش هسينا زندگی می کنند. آنگاه با يک فست فوروارد به 16 سال بعد، ما با زندگی فعلی نازنين به همراه شوهر و دو دخترش در آپارتمانی دولتی در منطقه بريک لين لندن آشنا می شويم.
نمايی از نماز خواندن نازنين، قرار است اعتقادات مذهبی او را به تماشاگر بفهماند اما جز همين صحنه باسمه ای هيچ نشانه ديگری از اعتقادات اين زن روستايی و مسلمان در فيلم نمی بينيم.

خانم گورون سينماگر تازه کاری است اما به واسطه ارتباطات سياسی و مالی گسترده ای که دارد( او دختر  لرد گورون ناشر ميليونر و خانم نيکی گورون معاون شهردار لندن است) توانسته امتياز رمان پرفروش و جنجالی خانم مونيکا علی را بخرد و آن را به فيلمی ضعيف و سطحی  تبديل کند که مثلا می خواهد حرف های مهم و گنده ای در باره مشکلات مهاجرت و  زنان مسلمان مستاصل و محروم ازلذت های جنسی برای تماشاگر غربی تعريف کند.
بريک لين با تيم زنانه اش از نويسنده تا کارگردان تا فيلمنامه نويس و تدوين گر و بسياری عوامل ديگرش می خواهد فيلمی فمينيستی در باره مشکلات زن سنتی و مسلمان مهاجر در جامعه مدرن بريتانيا باشد اما در اين هدفش نيز موفق نيست. ظاهرا نازنين بايد از وضعيتی که در آن به سر می برد ناراضی باشد و آن را بروز دهد اما شخصيت او در فيلم، زنی خاموش و تسليم است که کمترين نشانه ای از اعتراض به وضعيتی که در آن به سر می برد در وجود او نمی بينيم. شايد نويسنده در رمان، احساسات، عواطف و اميال درونی نازنين را توصيف کرده باشد اما فيلمساز نتوانسته تمهيدات تصويری و روايتی مناسبی برای بيان شخصيت او پيدا کند.  

سرا گورون کارگردان فيلم بريک لين. عکس از پرويز جاهد 
به علاوه وضعيت زندگی او آنقدرها هم که فيلمساز(و شايد هم نويسنده) می خواهد بگويد بد نيست. او زندگی آرام و بی دردسری دارد. شوهرش مسلمان معتدلی است که با تندروی های کريم و سخنان آتشین او مخالف است. او حتی با اينکه به رابطه پنهان کريم و همسرش پی می برد اما آن را ناديده می گيرد و به روی خود نمی آورد. او مرد مهربان و خانواده دوستی است و برخلاف داستان های فمينيستی ديگری که در باره خشونت مردان مذهبی در خانه و آزار همسرانشان شنيده ايم يا در فيلم ها ديده ايم، آدم بی آزاری است. بنابراين تنها عاملی که باعث جذب نازنين به طرف کريم و خيانت به شوهرش می شود(ظاهرا رابطه نازنين و کريم در رمان صريح تر، جسورانه تر و بی پرواتر از فيلم است)، می تواند انگيزه جنسی يا وسوسه های جوانی باشد که آن هم در پايان فيلم محو می شود.  
ظاهرات خانم گورون فکر می کرد با ساختن رمان خانم علی به همان شهرتی می رسد که خانم علی رسيد اما همه چيز خلاف تصور او از کار درآمد. تمام جنجال ها محدود به قبل از ساخته شدن فيلم بود و بعد از نمايش آن هيچ سروصدايی در باره آن برپا نشد. تقريبا همه ناراضيان و منتقدان بنگلادشی در باره آن سکوت کردند و کمتر کسی نيز زبان به تحسين آن گشود. احتمالا رويکرد محافظه کارانه و محتاطانه خانم گورون در اقتباس از رمان خانم علی، همه جنبه های جذاب و جنجال برانگيز آن را خنثی کرده است.

Posted by parvizj at January 22, 2008 4:17 AM | TrackBack
Comments

پوريای عزيز

من سايت يا وب لاگ ديگری ندارم. حتما بهتان سر می زنم. موفق باشيد.

Posted by: پرويز at March 30, 2008 6:10 AM

سلام آقاي جاهد
من هميشه مطلباي شما در راديو زمانه رو ميخونم.
ميخواستم بدونم آيا بلاگ يا سايت ديگه اي هم داريد؟
در ضمن به بلاگ ما هم سر بزنيد و مارو مورد لطف خود قرار دهيد.
با تشكر.

Posted by: pouria at March 15, 2008 11:24 PM

سلام دوست عزیز. با چند مطلب از یک دوست بروزم:
-ترجمه ی مقاله ی منتشرنشده ای از والتر بنیامین درباره ی کافکا
-ترجمه ی داستان منتشرنشده ای از اوهنری
-مقاله ای درباره ی یکی از شعرهای یدالله رویایی
-و ترجمه ی چند نمایشنامه از هرولد پینتر و مقاله ای از مارگارت آتوود درباره اش.
یاحق.

Posted by: ابوذر کریمی at February 13, 2008 3:13 AM

تحریم کلیپ اخیر لیلا فروهر که تصویر مبارزان جنبش دانشجویی ایران را مسخ نموده است فراموش نشود .[بدرود][گل]

Posted by: nadi at February 12, 2008 11:27 AM

1- مرتضی عزيز
پيشنهاد شما را با مدير سايت درميان می گذارم و اگر امکانش باشد حتما اين کار را می کنم.

2- ساسان عزيز
خوشحالم که اين کتاب چنين اثری روی تو گذاشته. برايت آرزوی موفقيت می کنم.

3- فريد عزيز
متاسفانه نسخه های فيلم های آقای گلستان در دسترس نيست. شايد بتوانيد از طريق انجمن مستند سازان ايران در تهران خانه سينما پيدا کنيد.

Posted by: parviz at February 5, 2008 4:55 PM

سلا آقای جاهد

بسیار از نوشته های شما لذت می برم گرچه باید اعتراف کنم من هم بعد از کتاب جنجالی گفتگو با دوربین با شما آشنا شدم، اگر اجازه بدید یک پیشنهاد فنی برای سایت شما داشتم که نه تنها درخواست من که در خواست بسیاری از دوستان من هم هست . اینکه اگر امکان آن وجود دارد لطف کنید و در سایت خود امکام راه اندازی خبرنامه را فراهم کنید چون بساری از ما فرصت سر زدن به تمام سایت ها را نداریم و بیشتر از آدرس میل خود استفاده می کنیم.
بسیار ممنونم

Posted by: مرتضی at February 1, 2008 3:13 PM

سلام اقای جاهد . شاید شما خودتون ندونید چه تاثیر شگفتی روی من گذاشتید ولی من براتون توضیح میدم .
اقای جاهد بعد از خوندن نوشتن با دوربین یه دریچه جدید به روی من باز شد تقریبا تمام زندگی من ازهر نظری زیرو رو شد . با خوندن این کتاب یاد گرفتم که چه طور کتاب بخونم چه جور فیلم ببینم و چه جور بیندیشم و چه طور زندگی کنم . و من تا اون زمان یعنی تا 19 سالگی که برای اولین بار این کتاب رو در دستم گرفتم فهمیدم هیچ کدوم ازین کارا رو درست انجا نمیدم حرف های گلستان برای من مثل نسیمی بود که روی غبارهای 19 ساله ذهنم وزید و اونا رو رو محو کرد . حالا دیگه میدونم ازین زندگی چی میخوام و اینو مدیون شخص شما هستم که با این مصاحبه این کارو انجام دادید و بعد هم حرف های گلستان . وقتی صراحت کلام وسعت دید معلومات و درک و سواد بالای گلستان رو در کنار صبوری و سعه صدر شما دیدم فهمیدم هنوز تو این دنیا ادم های انسان پیدا میشن . ای کاش من زودتر این حرف ها رو خونده بودم .
در هر صورت برای تمام عمرمم من مدیون شمام شما که با چاپ این کتاب و مصاحبه مسیر زندگی منو عوض کردید . خیلی دوست داشتم شما رو جایی از
نزدیک ببینم و این حرف ها رو به شما بزنم ولی الان که وبلاگتون رو پیدا
کردم خیلی خوشحالم که تونستم بالاخره این حرفمو به شما منتقل کنم . من این کتاب رو بیش از 10 بار خوندم و هر بار نکته جدیدی کشف کردم مصاحبه شما باعث شد من تمام کتاب های گلستان رو بخونم و کلا شروع به کتاب خواندن و درست خواندن به طور جدی کنم .
امیدوارم شما سالیان سال با سلامتی کامل زندگی کنید و باز هم این چنین کتاب های پر ارزشی رو کار کنید
زنده باشید.

Posted by: AMIR SASAN at January 31, 2008 3:07 PM

سلام ممکن است فیلم از قطره تا دریا را بدست آوریم؟ چون خیلی دنبالش هستیم

Posted by: farid dehdezi at January 28, 2008 9:57 AM
Post a comment









Remember personal info?