December 20, 2007

به ياد آيرا لوين نويسنده رمان های گوتيک

 
آيرا لوين، رمان نويس و نمايشنامه نويس آمريکايی و خالق رمان گوتيک مشهور بچه رزمری در سن 78 سالگی درگذشت.
آثار او ترکيبی از ژانرهای معمايی، تريلر، گوتيک و علمی تخيلی بود. او دنيای جنون آميزی را ترسيم می کرد که هر چيزی می توانست در هر زمان برای هر کسی اتفاق بيافتد.
 
لوين در طی چهار دهه تنها 7 رمان نوشت که از ميان آنها بچه رزمری، پسران برزيل، همسران استپ فورد و تراشه از همه مشهورترند. وی نويسنده ای نيويورکی بود اما خانواده او در اصل از مهاجران يهودی روسيه بودند که در قرن نوزده وارد آمريکا شدند. لوين فارغ التحصيل زبان انگليسی و فلسفه از دانشگاه نيويورک بود. در زمان دانشجويی به عنوان پادو در استوديو های تلويزيونی کار کرد و از اين طريق با افراد بانفوذ آشنا شد و با کمک آنها به عنوان نويسنده کارش را برای تلويزيون شروع کرد.
نخستين رمان او بوسه پيش از مرگ بود که در سن 20 سالگی نوشت و در سال 1953 منتشر شد و ميليون ها نسخه از آن به فروش رفت. رمانی ترسناک

که حسی از طنزی شيطانی در آن بود و دوبار به فيلم درآمد، يک بار در 1956 به کارگردانی گرد اسوالد و بازی رابرت واگنر و بار ديگر در 1991 به کارگردانی جيمز دردن و بازی مت ديلن.
لوين علاوه بر رمان، چندين نمايشنامه نيز در ژانر وحشت و ادبيات گوتيک نوشت که بارها بر صحنه تئاتر برودوی اجرا شد. خود در باره شروع کار نمايشنامه نويسی اش گفته است:
« پدر و مادرم مرا به نيويروک بردند تا نمايشنامه ده سرخپوست کوچک را ببينم. از همان موقع که مجسمه ها يکی يکی از روی پيش بخاری ها و بازيگران نيز تک تک از روی صحنه غيب می شدند، من احساس کردم عاشق تئاتر شده ام که گيرا بود، می درخشيد و به حيرت وا می داشت. البته من کارم را به عنوان رمان نويس شروع کرده بودم و حالا می خواستم نمايشنامه نويس باشم».
تله مرگ نخستين نمايشنامه او بود با درونمايه ای گوتيک و ترسناک که 75 بار در برودوی روی صحنه رفت. در باره زوج جوانی که وارد مجتمعی ويکتوريايی می شدند که قبلا قتلی در آن اتفاق افتاده و از آن زمان خالی مانده بود اما مادر مقتول فکر می کرد فرزندش هنوز زنده است. در 1982 سيدنی لومت اين نمايشنامه را به فيلم برگرداند که در آن کريستوفر ريو و مايکل کين بازی می کردند.
نوشتن نمايشنامه گربه لعنتی(Drat! The Cat) ده سال وقت گرفت اما تنها 8 بار روی صحنه اجرا شد. داستانی عاشقانه و موزيکال با بازی اليوت گولد و لسلی وارن در باره زن سارقی که پليس ها را اغوا می کرد و در قرن نوزده اتفاق می افتاد. موسيقی آن کار آهنگساز سرشناس، ميلتون شفر بود و باربارا استرايسند در آن ترانه ای می خواند با عنوان مرا لمس کن که بار اروتيک زيادی داشت.
پس از آن لوين دوباره به رمان نويسی روی آورد و رمان مشهور بچه رزمری را نوشت.
در آپارتمان لوين در نيويورک رختشويخانه ای بود که او هرگز به زنش اجازه نمی داد تنها وارد آنجا شود. اين ايده الهام بخش او برای نوشتن رمان بچه

ميافارو و جان کسه ويتس در نمايی از فيلم بچه رزمری ساخته رومن پولانسکی

رزمری شد که پس از انتشار هرگز اجازه نداد همسر حامله اش آن را بخواند اگرچه زندگی زناشويی آنها يک سال بعد از هم پاشيد.
بچه رزمری، درونمايه ای شيطانی و هراس آور داشت ومضمون آن با وقايع زمان لوين مرتبط بود از جمله بازديد پاپ از نيويورک.
رمان، بسيار موفق شد و رومن پولانسکی فيلمساز لهستانی تبار امتياز ساخت آن را به عنوان اولين فيلم آمريکايی خود خريد و آن را با شرکت ميا فارو و جان کسه ويتس در نقش همسر شيطان پرست او ساخت که به يکی از بهترين فيلم های او تبديل شد.
فيلم در آپارتمان داکوتا در نيويورک فيلمبرداری شد يعنی همان آپارتمانی که جان لنون در آن سکونت داشت و در مقابل در ورودی اش ترور شد.
رمان ها و نمايشنامه های لوين به خاطر درونمايه های جذاب و ويژگی های دراماتيک قدرتمند آن هميشه الهام بخش فيلمسازان هاليوود بود و اقتباس های متعددی از آنها صورت گرفت.
پسران برزيل رمانی بود که لوين در 1975 نوشت. در باره پناهندگان نازی در آفريقای جنوبی که در سودای ظهور رايش جديدند. فرانکلين جی شافنر در 1978 بر اساس اين رمان فيلمی ساخت با بازی گريگوری پک، جيمز ميسن و لارنس اليويه که بسيار موفق بود.
رمان بعدی او همسران استپ فورد(1980) نيز رمانی تخيلی و ترسناک بود در باره زنان خانه داری که به روبات های مکانيکی تبديل می شدند.
 آيرا لوين با اينکه شم تجاری قوی ای داشت و بر اساس نياز بازار و مخاطب آمريکايی می نوشت اما هرگز ارزش های ادبی و هنری اش را فدای خواست بازار نکرد.
آخرين رمان لوين، تراشه(Sliver)بود که در 1991 منتشر شد. داستان ديگری در باره يک قتل که در آپارتمانی در مانهاتان نيويورک اتفاق می افتد. فيليپ نويس در 1993 فيلمی از روی آن با سناريوی جو اشترهاوس ساخت که شارون استون در آن بازی می کرد.
استيون کينگ نويسنده معروف داستان های جنايی و ترسناک، آيرا لوين را چنين توصيف کرده است:
« کار او در نوشتن رمان های دلهره آور به دقت ساعت سازان سوئيسی است و کارهای ما در مقابل کارهای او مثل کار ساعت سازان ارزان خرازی ها به نظر می آيد».
 

Posted by parvizj at December 20, 2007 11:23 PM | TrackBack
Comments

سلام .اقاي جاهد حال تان خوب است؟ خبري از شما نيست .آيا به ايران آمديد؟اگر ممكن است منو مطلع كنيد.

Posted by: فرانک آرتا at December 25, 2007 6:55 AM
Post a comment









Remember personal info?