October 8, 2007

نفس گير و مهيج

نگاهی به فيلم   التيماتوم بورن
 
اگر به فيلم های اکشن و پرهيجان علاقه داريد، اگر دوستدار ژانر فيلم های جاسوسی و تريلرهای سياسی هستيد، اگر از مت ديمن خوشتان می آيد، اگر دنبال مفاهيم عميق فلسفی و يا پيام های اجتماعی نيستيد و فقط می خواهيد سرگرم شويد، حتما از التيماتوم بورن(Burn Ultimatum) خوشتان می آيد، چرا که فيلمی است که شما را برصندلی سينما ميخکوب کرده و نفس را در سينه تان حبس می کند.
من مدتها بود که فيلم اکشن خوب نديده بودم. التيماتوم بورن يک فيلم اکشن درجه يک با کارگردانی و تدوين عالی است.  با اينکه زمان فيلم نزديک به دو ساعت است اما تماشاگر تا آخر با آن می ماند و احساس خستگی نمی کند. فيلم قسمت سوم از سه گانه بورن است که قسمت های دوم و سوم آن را پل گرين گرس کارگردان فيلم يونايتد 98 ساخته است. من قسمت های اول و دوم آن را نديدم اما برای تعقيب موضوع فيلم نياز چندانی به ديدن قسمت های اول و دوم نداريد چون تصاويری از گذشته قهرمان(بورن) به صورت فلاش بک های کوتاه در فيلم تکرار می شود که برخی اطلاعات لازم را در باره بورن به شما می دهد.
طرح داستانی فيلم بسيار ساده و فيلمنامه آن نيز سست و آبکی است اما کارگردانی و تدوين استادانه فيلم ضعف های فيلمنامه ای آن را می پوشاند. جيسون بورن(يا در اصل ديويد وب) آدمکش حرفه ای و مامور سابق سيا که حالا در ليست دشمنان سيا قرار گرفته و بايد از بين برود، حافظه اش را از دست داده و گذشته خود را دقيقا به ياد نمی آورد. او می خواهد بداند هويت واقعی اش چيست و عوامل سيا در گذشته چه بر سر او آورده اند. فلاش بک های کوتاه و سريع(که در واقع فلاش لايت اند) در واقع تداعی ذهنی صحنه هايی است که در ناخودآگاه ذهن او نقش بسته است.
جيسون شخصيتی است که به تدريج متحول شده و از يک مامور وفادار سيا و ميهن پرست ايده آليستی که برای خدمت به کشور و مردم آمريکا قسم خورده، به آدمی ناراضی و واقع بين تبديل می شود و پی می برد که چگونه از اعتقادات و ساده لوحی او سوء استفاده شده است. در واقع او قربانی سيستم امنيتی پيچيده ای است که در آن آدم ها جز برای پيشبرد اهداف سياسی و نظامی سيستم ارزش ديگری ندارند و سيستم هرگاه احساس کند که فرد ديگر کاربردی برايش ندارد و يا ممکن است برای آن دردسر ايجاد کند، او را از بين می برد.
 بورن قهرمانی قدرتمند و فناناپذير است. سوپراستاری تيزهوش، بی باک و با سرعت عمل فوق العاده بالا که بسياری از تماشاگران سينما، او را می پسندند و با او همذات پنداری می کنند. او به چند زبان حرف می زند، پاسپورت های مختلف با مليت های گوناگون دارد، هر دری را می تواند باز کند، موتورسواری را در حد موتورسواران حرفه ای بلد است و می تواند با آن پرش های عجيب انجام دهد و از پشت بام خانه ها به راحتی بپرد. فيلم آنقدر خوب کارگردانی و تدوين شده که ضعف های داستانی و فيلمنامه ای آن به چشم نمی آيد يا ناچيز به نظر می رسد. اينکه در شرايط امنيتی امروز جهان، آدم شناخته شده ای مثل بورن چگونه می تواند تنها با تغيير پاسپورت و بدون تغيير چهره از مرزها عبور کند و به سادگی از مسکو به لندن و از لندن به مادريد و از مادريد به مراکش و بعد از آنجا به نيويورک سفر کند يا به راحتی وارد مقر سيا در نيويورک شود بدون اينکه ديده شود، به سختی باورپذير است، همينطور حرکات شگفت انگيز او در تنجير مراکش و فرار او از دست پليس مراکش و ماموران سيا و يا زنده بيرون آمدن او از درون اتومبيلی که له و لورده شده است. اما اگر دنيای فانتزی فيلم و قهرمان هزارچهره و آسيب ناپذير آن را باور کنيد، هيچ نقصی در منطق داستانی فيلم نخواهيد يافت و همه چيز را باور خواهيد کرد و از ماجراهای شيرين جيسون بورن و توانايی های شگفت انگيز او لذت خواهيد برد.
يکی از مهيج ترين و نفس گيرترين سکانس های فيلم، سکانس ايستگاه واترلوی لندن است. مقاله ای در روزنامه گاردين در باره بورن منتشر می شود که حاوی اطلاعات تازه ای در باره او و نقشه های سيا است. بورن با نويسنده آن در ايستگاه واترلو قرار ملاقات می گذارد. هدف او از اين ملاقات، پی بردن به منبع خبری نويسنده گاردين برای نوشتن آن مقاله است. از سوی ديگر سيا نيز همين هدف را دنبال می کند بدون اينکه از قصد بورن اطلاعی داشته باشد. استفاده از دوربين روی دست که يک لحظه مکث نمی کند، ميزانسن پيچيده صحنه، جامپ کات هايی که بيننده را در تشخيص جهت حرکت بازيگران و موقعيت آنها به اشتباه می اندازد و مونتاژ موازی اين صحنه ها با صحنه های مربوط به اتاق فرماندهی سيا در مانهاتان که با استفاده از دوربين های CCTV مستقر در ايستگاه واترلو از آنجا همه جا و همه کس را زير نظر دارند، منجر به خلق يکی از پرتحرک ترين و کوبنده ترين سکانس های مونتاژی سينما شده است که شايد بتوان آن را با سکانس نفس گير سرقت بانک در فيلم مخمصه مايکل مان مقايسه کرد. زيباتر از آن، تمهيدات هوشمندانه جيسون بورن در خنثی کردن عمليات سيا و هدايت روزنامه نگار گاردين با استفاده از موبايل در اين سکانس است. بورن مثل کارگردانی است که ميزانسن می دهد و چگونگی حرکت روزنامه نگار را تعيين می کند.  
مت ديمن در نقش جيسون بورن عالی ظاهر شده و يکی از بهترين بازی های سينمايی اش را ارائه کرده است. بازی خونسردانه و کنترل شده او مرا به ياد هورست بوخهلتز و پاتريک مک گوهان در نقش هايی مشابه می اندازد. اما بازی جوان آلن در نقش پاملا لندی افسر عاليرتبه سيا متقاعد کننده نيست و بسيار قالبی و بی روح است.
فيلمبرداری در لوکيشن های متنوع از مسکو گرفته تا لندن، مادريد، کازابلانکا و نيويورک بر جذابيت بصری فيلم افزوده است.
اين مطلب قبلا در سايت زمانه منتشر شده است.
Posted by parvizj at October 8, 2007 2:39 PM | TrackBack
Comments

با سلام.
وب سایت رسمی فرزاد نامی و فرهاد نامی منتظر قدم مبارکتان است.
www.fnami.org
در ضمن اگر مایل به تبادل لینک بودید حتما اطلاع دهید.
ف. نامی

Posted by: F. Nami at November 17, 2007 9:57 AM

باسلام
به شما لينك دادم

Posted by: bijan haydari at October 19, 2007 12:13 PM

سلام.نقد تون را خوندم.جالب بود.موفق باشيد

Posted by: milad at October 13, 2007 2:57 PM
Post a comment









Remember personal info?