June 4, 2007

قربانی مک کارتيسم

به مناسبت درگذشت برنارد گوردون فيلمنامه نويس آمريکايی
برنارد گوردون به اعطای جايزه اسکار به اليا کازان اعتراض کرد
 برنارد گوردون فيلمنامه نويس و تهيه کننده آمريکايی و نويسنده فيلمنامه های تاريخی مثل ال سيد و فيلم های نوآر که به عنوان استاد درام های جنايی ملايم شهرت داشت، در سن 88 سالگی درگذشت. او يکی از پرکارترين فيلمنامه نويسان هاليوود بود که به خاطر اعتقادات کمونيستی اش به کميته سناتور مک کارتی فراخوانده شد و در ليست سياه هاليوود قرار گرفت و به اسپانيا تبعيد شد.
گوردون کسی بود که در 1999 به اهدای جايزه اسکار يک عمر فعاليت سينمايی به اليا کازان به خاطر همکاری اش با کميته مک کارتی و لو دادن بسياری از سينماگران آمريکايی به خاطر اعتقاداتشان اعتراض کرد.
گوردون در 1918 در خانواده ای يهودی از مهاجران روس در نيو بريتن به دنيا آمد. در رشته ادبيات انگليسی در سيتی کالج درس خواند اما خيلی زود به طرف سينما کشيده شد. با همکاری يکی از هم کلاسی هايش به نام جولين زيمت فيلم کوتاهی در هاليوود ساخت که در واقع بخشی از پروژه پايان دوره تحصيلی اش بود. پس از آن در کمپانی پارامونت به عنوان مشاور فيلمنامه استخدام شد. در سال های رکود اقتصادی آمريکا به حمايت از جنبش های کارگری پرداخت. هرگز اعتقادات چپ گرايانه اش را پنهان نکرد و با تاسيس انجمن صنفی فيلمنامه نويسان هاليوود به دفاع از حقوق آنها برخاست.
در 1946 با جين لوين Jean Lewin فيلمنامه نويس و فعال سياسی چپ ازدواج کرد و در 1947 به خاطرعضويت در حزب کمونيست آمريکا از کار در استوديوهای هاليوود منع شد اما به عنوان مشاور آزاد در پروژه های سينمايی به کار خود ادامه داد تا اينکه از سوی کميته سناتور مک کارتی برای شهادت و اعتراف به فعاليت های ضد آمريکايی به دادگاه فراخوانده شد. پس از آن او در ليست سياه مک کارتی قرار گرفت و ديگر نتوانست با نام خودش در سينما فعاليت کند و با نام های مستعار مثل ریموند تی مارکوس( Raymond T. Marcus) به نوشتن فيلمنامه ادامه داد. در عين حال که به کارهای سياه ديگری مثل فروش کالاهای پلاستيکی در لوس آنجلس پرداخت.
اولين فيلمنامه اش خشم و جسم(Flesh and Fury) بود که در 1952 ساخته شد. درامی جذاب در باره يک بوکسور حرفه ای که نقش اش را تونی کرتيس بازی می کرد. در همين سال ها فيلمنامه های فيلم های جنايی و نوآر معروفی چون موج جنايت(Crime Wave) ساخته آندره دو توث با شرکت استرلين هيدن، محرمانه شيکاگو(Chicago Confidential) و فرار از سن کوئنتين(Escape from San Quentin) را نوشت. او همچنين نويسنده فيلمنامه فيلم عجوزه نيروی دريايی(Hellcat of the Navy) بود که در آن رونالد ريگان و زنش نانسی برای اولين بار در کنار هم بازی می کردند. در 1964 فيلمنامه درام جنگی خط باريک سرخ(The Thin Red Line) را بر اساس رمان جيمز جونز نوشت.
55 روز در پکن(1963) با بازی چارلتون هستون و کاستر غرب(1967) با بازی رابرت شاو و فيلم عظيم و پرخرج شرق جاوه(1969) از مهم ترين کارهای گوردون در ژانرهايی غير از فيلم نوآر و جنايی بود.
بعد از افشای جنايت های استالين از حزب کمونيست جدا شد و کمپانی کوچک سينمايی اش يعنی اسکوتيا اينترنشنال Scotia International را تاسيس کرد که توليد فيلم های اسپاگتی وسترن فعاليت اصلی آن بود.
 
گوردون پس از بازگشت به آمريکا فيلمنامه ظهور(Surfacing) را در 1981 بر اساس رمان مارگارت ات وود نويسنده مشهور کانادايی نوشت که کلود جوترا(Claude Jutra) فيلم آن را ساخت.
خاطرات و يادداشت های برنارد گوردون قربانی مک کارتيسم در باره اين دوره سياه و وحشتناک از تاريخ آمريکا در سال های اخير در قالب دو کتاب منتشر شد:
1- تبعيد هاليوود يا چگونه ياد گرفتم ليست سياه را دوست داشته باشم
(Hollywood Exile,or How I learned to Love the Blacklist) که در 1999 منتشر شد.
 
2- پرونده گوردون: يک فيلمنامه نويس 20 سال نظارت اف بی آی را به ياد می آورد
 
The Gordon File: A Screenwriter Recalls Twenty Years of FBI Surveillance.University of Twxas Press,2004
که بر اساس 300 صفحه پرونده او در اف بی آی نوشته شد.
اين نوشته قبلا در سايت زمانه منتشر شد.
                                   
 
Posted by parvizj at June 4, 2007 1:52 AM | TrackBack
Comments

با سلام

آقای جاهد عزیز

در صورت امکان آدرس ایمیل تون رو به من بفرستید.

observer777@gmail.com

منتظرتون هستم.

با سپاس

Posted by: Parastoo at June 12, 2007 1:05 PM

مرسي. خبر خوبي بود با قلم خوب تر تو.

Posted by: آزاد at June 9, 2007 1:33 PM

ممنون الهام عزيز که در سالگرد گلشيري مرحوم يادم بودي. من متاسفانه هيچ دوستي اي با گلشيري نداشتم ولي با او در ارتباط بودم خصوصا از طريق دوست مشترکمان حسين آبکنار عزيز که هميشه براي من يادآور گلشيري و مرام اوست. گلشيري نويسنده خلاق و برجسته اي بود و سهم مهمي در ادبيات معاصر فارسي دارد. ضمن اينکه توجه و رويکرد ويژه اش به ادبيات کهن ايران نيز شگفت انگيز بود. خدايش بيامرزد.

Posted by: پرويز جاهد at June 8, 2007 2:18 PM

سلام
احوال شما؟ خوبين؟
هميشه وبلاگتون رو مي خونم و خيلي از مطالب استفاده مي كنم. ديروز سالگرد هوشنگ گلشيري بود و به خاطر اينكه از دوستان شما بود، خيلي يادتون بودم ايشااله شما هميشه سالم باشين، يه مطلبي راجع بهش نوشتم گفتم خبر بدم كه بخونيدش.
شاد و پيروز باشيد.

Posted by: elham at June 7, 2007 9:47 AM
Post a comment









Remember personal info?