May 19, 2007

بوسه زن عنکبوتی

 

 

بوسه زن عنکبوتی(The Kiss of the Spider Woman) نوشته مانوئل پوئيگ(Manuel Puig) نويسنده آرژانتينی که منبع اقتباس فيلمی به همين نام از هکتور بابنکو فيلمساز سرشناس برزيلی( آرژانتينی تبار) شده بود، به تازگی در لندن به روی صحنه آمده و شارلوت وستنرا(Charlotte Westenra) کارگردانی آن را به عهده دارد.

 

بوسه زن عنکبوتی داستان ملاقات و رابطه دو زندانی آرژانتينی در زندان مخوف ويلا دوتوی بوئنوس آيرس است. يکی از اين زندانيان مردی هم جنس باز به نام موليناست که به خاطر فاسد کردن معدن چيان به 6 ماه حبس محکوم شده و ديگری(والنتين)، مبارزی مارکسيست است که به خاطر تحريک کارگران به اعتصاب، زندانی و شکنجه شده است.

آنها عليرغم گرايش ها و اعتقادات متضادشان مجبورند در يک سلول با هم بمانند و همديگر را تحمل کنند. مولينا تمايلات زنانه ای دارد و در خيال، خود را به صورت زنی زيبا اما عنکبوتی تجسم می کند که در آرزوی به دست آوردن مردی با ويژگی های مردانه والنتين است. او از تخيلات و خاطرات خود از سينما و زنان اغواگری که بر روی پرده ديده برای والنتين می گويد و سعی دارد او را در اين خاطرات سهيم سازد، در حالی که والنتين اين حرف ها را تخيلات بيمارگونه و بورژوايی می داند. او تنها به مبارزه فکر می کند و برای او روابط جنسی انسانی در درجه دوم اهميت قرار دارد. او مولينا را به خاطر واقع گريزی و فرار به دنيای فانتزی سرزنش می کند غافل از اينکه خود او نيز وقتی صحبت از انقلاب موعود می کند، در عالم خيال و فانتزی قرار دارد.

بخش مهمی از رمان را ديالوگ بين دو شخصيت می سازد اما سراسر رمان پر است از پانوشت ها و ارجاعاتی که به خارج از متن و گزارش های رسمی سياسی و اجتماعی می دهد. به علاوه گفتگوی ميان شخصيت ها بيشتر کيفيتی ذهنی دارد و از جريان سيال ذهن تبعيت می کند. سبک اکسپرسيونيستی نويسنده و عدم استفاده او از راوی، خواننده را وا می دارد که نقش راوی را خود به عهده بگيرد. شخصيت ها در قالب تنگی که برای آنها تعريف شده اسير نمی مانند بلکه از آن فراتر می روند و واکنش های متضاد، پيچيده و غيرقابل پيش بينی از خود نشان می دهند. از سوی ديگر مطالبی که نويسنده در پانوشت ها به آنها ارجاع می دهد، خواننده را به شدت درگير فضای سياسی اجتماعی رمان می سازد.

عنکبوت در اساطير عامه آرژانتين، سمبل قدرت و توان جنسی مردانه است. اما در برخی فرهنگ های عامه ديگر، عنکبوت زن آدمخواری است که پس از هماغوشی با جفت اش او را می خورد. در عين حال هيولای خشمگينی است که دائما انتظار به دام افتادن قربانيانش را می کشد. در اساطير هند نام او مايا(maya) ست يعنی بافنده تارهای توهم. اين جنبه های متضاد وجود عنکبوت، الهام بخش مانوئل پوئيگ در نوشتن رمان بوسه زن عنکبوتی بوده است. اين رمان پس از توقيف شدن در سرزمين نويسنده يعنی آرژانتين، در سال 1974 در اسپانيا منتشر شد. در 1985 هکتور بابنکو آن را به فيلم تبديل کرد که در آن رائول خوليا بازيگر فقيد پورتوريکويی نقش والنتين را بازی می کرد و ويليام هرت در نقش مولينا ظاهر شد و به خاطر ايفای اين نقش برنده جايزه اسکار بهترين بازيگر مرد گرديد. به علاوه نمايش موزيکالی نيز بر اساس آن در سال 1993 بر صحنه تئاتر برادوی آمد که چيتا ريورا در آن نقش مولينا را بازی می کرد.

ويليام هرت و رائول خوليا در صحنه ای از فيلم بوسه زن عنکبوتی

مانوئل پوئيگ در 1932 در آرژانتين به دنيا آمد. پدرش تاجر و مادرش داروساز بود. مادر يک سينمارو حرفه ای بود و مانوئل را نيز با خود به سينما می برد. اما سينمای بومی آرژانتين برای مانوئل آنقدرها که سينمای هاليوود برايش جذاب بود، جذابيت نداشت. سينمای روياپرداز هاليوود، مانوئل همجنس گرا را که در جامعه ای استبدادی و بسته زندگی می کرد از واقعيت های پيرامونش جدا می کرد و به دنيای فانتزی و خيال می کشاند. ايده آل های او ستارگانی چون مارلن ديتريش، هدی لامر، گرتاگاربو و ريتا هيورث بودند. اينها زنان عنکبوتی دنيای او بودند و او مسحور زيبايی سحرانگيز آنها بود و قدرت آنها را در فريفتن مردان ستايش می کرد.

مانوئل در 1955 برای مطالعه سينما وارد کالج سينمايی رم شد. بعد از فارغ التحصيلی به عنوان سناريست وارد کار سينما شد اگرچه همزمان مجبور بود که به کار ترجمه و گارسونی در رستوران بپردازد. مدتی هم به عنوان دستيار ويتوريو دسيکا فعاليت کرد اما بعد از مدتی از فکر کارگردانی فيلم دست کشيد و به فيلمنامه نويسی پرداخت. نخستين فيلمنامه او خيانت شده به وسيله ريتا هيورث بود. داستانی اتوبيوگرافيکال در باره پسری آرژانتينی که عاشق سينما بود. بعد رمان بوسه زن عنکبوتی را نوشت و با آن به شهرت رسيد. رمانی که لوموند آن را بهترين رمان خارجی سال معرفی کرد. اما اين شهرت باعث نشد که از ايده های سينمايی اش دست بکشد. وقتی منتقدان از او خواستند در باره ادبياتی که بر سبک نوشتن اش اثر گذاشت حرف بزند، او از هيجکاک و اشترن برگ نام برد.

ويل کين در نقش مولينا در نمايش بوسه زن عنکبوتی

شارلوت وستنرا که نمايش بوسه زن عنکبوتی را در لندن به روی صحنه برده است می گويد اين داستان از نظر ترکيب جنبه های شخصی و سياسی برايش جالب بود. او نمايشنامه را بر اساس ترجمه انگليسی رمان که در سال 1985 انجام گرفته، نوشته و از آلن بيکر مترجم آن به عنوان مشاور در کار خود استفاده کرده است. نمايشنامه با صحنه هايی که جدا از صحنه اصلی است قطع می شود. به علاوه از صداهای خارج از صحنه به صورت ويس اوور(voice over) در طول نمايش استفاده می شود. زمانی که مولينا داستانش را تعريف می کند و خاطرات سينمايی اش را مرور می کند، والنتين با مداخله اش آن را قطع می کند. شارلوت می گويد در اجرای نمايش از تکنيک فاصله گذاری برشت استفاده کرده و آن را به طور موازی در کنار روايت دراماتيک رابطه دو زندانی به کار گرفته است تا تماشاگر به پرسش در باره وضعيت غيرعادلانه شخصيت های نمايش بپردازد. وی در باره تفاوت های مهم رمان و نمايش می گويد:

« در رمان، ديالوگ ها به گونه ای نوشته شده اند که شکاف ها و خلاهايی ميان آنها ديده می شود که خواننده بايد آنها را پر کند، خصوصا در صحنه مشهور هماغوشی بين دو کاراکتر در زندان. اما در نمايش مجبور بوديم که بازيگران خود اين شکاف ها را پر کنند تا به کاراکترها موجوديت ببخشند. هر يک از شخصيت ها دغدغه های ذهنی خود را دارد. دغدغه ذهنی مولينا فيلم و سينماست و دغدغه والنتين مارکسيسم. يکی از فيلم های محبوب مولينا، آدم های گربه ای(Cat People) ساخته ژاک ترنر(1942) است که در آن سيمون سينيوره در نقش يک زن گربه ای ظاهر شده است. وقتی ذهن مولينا درگير فيلم های دهه چهل است، دلمشغولی والنتين، تئوری های مارکسيستی و سياسی روز است.»

در اين نمايش روپرت ايونز در نقش والنتين و ويل کين در نقش مولينا بازی می کنند. شارلوت می گويد ايونز برای ايفای اين نقش مجبور بود هر روز متون مارکسيستی از مارکس، کاسترو، چه گوارا و ديگران را بخواند و حفظ کند. آنها بحران ها و خشونت های سياسی در آرژانتين ميانه دهه هفتاد را پس زمينه نمايش خود قرار داده اند و برای اين منظور دست به مطالعه ای وسيع در باره اين دوره از تاريخ آرژانتين زده اند. گيلرمو رافو نويسنده آرژانتينی که در دهه هفتاد زندانی بود به عنوان مشاور در کنار آنان قرار گرفت. به گمان شارلوت، والنتين احتمالا متعلق به سازمان چريکی مونتونروست که بسيار تحت تاثير ايده های انقلابی کاسترو و چه گوارا بود.

در 1974 بعد از سکته قلبی خوان پرون، همسرش ايزابل پرون در آرژانتين به قدرت رسيد که دوران حاکميت نظاميان و نيروهای تندروی راست بود. ايزابل پرون بيشتر تحت تاثير فردی به نام لوپز رگا بود که مردم آرژانتين او را جادوگر می ناميدند.

 لوپز رهبر حزب AAA(Alianza Argentina Anticomunista) بود که عليه مخالفين حکومت پرون فعاليت می کرد. هدف اصلی اين حزب، سرکوبی مخالفان سياسی بود و دست به آدم ربايی، شکنجه و ترور مبارزان سياسی می زد. به اعتقاد شارلوت، والنتين يکی از قربانيان خشونت های اين حزب بود که بدون محاکمه زندانی و شکنجه شد. مولينا نيز اگرچه ظاهرا کاری با دنيای سياست ندارد اما او نيز به نوعی ديگر قربانی همان سيستم سرکوب گر است. اين اشاره های روشن سياسی در رمان وجود ندارد و محصول ذهن نويسنده و کارگردان نمايش است.

بوسه زن عنکبوتی، نمايشی در باره نفرتی است که به عشق بدل می شود. ويل کين در نقش مولينا به خوبی ماهيت دوجنسی او را به نمايش می گذارد. موسيقی جان لئونارد نيز آرژانتين دهه هفتاد و فضای سرکوب و ترس و خشونت حاکم بر آن را خوب منتقل می کند. اين نمايش بعد از لندن در ليورپول، بريستول و سالفورد نيز اجرا خواهد شد.

Posted by parvizj at May 19, 2007 7:31 PM | TrackBack
Comments

یک سری هم به سایت سینمای ما(سینمای جهان) بزنید. درباره بابنکو اونجا هم مطلب هست.

Posted by: نادیا at September 20, 2008 11:42 AM

آخ کاش یه عکس دست کم می ذاشتی این جوری کسی که فیلم رو ندیده باشه خداییش خیلی سختشه درباره اش بخونه. متن سینمایی بدون عکس؟ به نظر من که کامل نمی تونه باشه. شاید واسه همینه که من مجله دنیای تصویر رو از همه مجله های سینمایی کشور بیشتر دوست دارم. موفق باشی
با یه مطلب خیامی و البته سینمایی درباره سرنوشت آپم.

Posted by: آزاد at May 21, 2007 12:58 PM
Post a comment









Remember personal info?