May 9, 2007

ياسمينا رضا و مطالعه قدرت سياسی

 
اين نوشته چند روز قبل از پيروزي نيکلا سرکوزي در انتخابات رياست جمهوري فرانسه در سايت زمانه منتشر شده است. 
 
 ياسمينا رضا(Yasmina Reza) نمايشنامه نويس، رمان نويس، بازيگر و سناريست فرانسوی، نگارش کتابی را در باره نيکلا سرکوزی سياستمدار راستگرای فرانسوی و نامزد مقام رياست جمهوری اين کشور آغاز کرده است. وی مدتی است که به شخصيت، زندگی و فعاليت های سياسی سرکوزی علاقمند شده و به مطالعه وسيعی در باره او دست زده است. سرکوزی به رضا اجازه داده که در ملاقات های خصوصی اش حاضر باشد و او را در همه حال و همه جا، در هواپيما، در ترن، هنگام صرف ناهار وشام و در مبارزات انتخاباتی اش دنبال کند.
ياسمينا رضا 47 سال(متولد اول ماه مه 1959 ) دارد. مادرش مجارستانی و پدرش ايرانی/روسی و هر دو يهودی اند. وی کار هنری اش را به عنوان بازيگر تئاتر در نمايشنامه های مدرن و کلاسيک شروع کرد. در 1987 برای نخستين نمايشنامه اش مکالمات بعد از تدفين(Conversation After a Burial) جايزه فرانسوی مولير را به عنوان بهترين نمايشنامهنويس دريافت کرد. در سال 1990 برای دومين نمايشنامه اش يعنی گذرگاه زمستانی(Winter Crossing) نيز برنده جايزه مولير شد. در 1994 نمايشنامه هنر(Art) را نوشت که شهرتی بين المللی برای او کسب کرد و جوايز ايونينگ استاندارد لندن و جايزه لارنس اليويه را به عنوان بهترين نمايش کمدی دريافت کرد.
 نمايشنامه ای که تا کنون به 35 زبان دنيا از جمله فارسی(با ترجمه داريوش مودبيان) برگردانده شد و از سال 1996 تا سال 2002 در سالن های تئاتر وست اند لندن بر روی صحنه بود و جمعا نزديک به 140 ميليون پوند درآمد داشته است. هنر نمايشنامه کوتاهی در باره چند دوست است که در باره تابلوی نقاشی مدرنی که يکی از آنها خريده و در واقع يک بوم خالی است بحث و مشاجره می کنند و دوستی آنها به هم می خورد. تم اصلی نمايشنامه هنر، خودفريبی است. ياسمينا در اين باره می گويد:
« خودفريبی برای من بخش مهمی از زندگی است و من امروز به خصوص آن را با دنبال کردن يک چهره سياسی می بينم. خودفريبی امروز حکومت می کند. خودفريبی عنصر مسلط نهاد بشری است. خودفريبی تنها دروغ گفتن به ديگران نيست بلکه دروغ گفتن به خود است. شکلی از محافظت است و ناشی از احساسات ديگر مثل احساس غرور، نخوت، ترس، و درآميختن با ديگران است.»
به علاوه ياسمينا در بيشتر آثارش به تحليل و کالبد شکافی رفتار متظاهرانه ثروتمندان نوکيسه پرداخته و خشونت و وحشی گری ای را که پشت لفافه تمدن پنهان شده برملا کرده است.
ياسمينا از زمزمه ها و شايعاتی که پيرامون رابطه او و سرکوزی ساخته شده آگاه است. مخالفان سرکوزی می گويند او به کمپين انتخاباتی سرکوزی پيوسته است. اما خانم رضا به اين حرف ها بهايی نمی دهد و کارش را دنبال می کند و تنها نگرانی او اين است که مبادا جلوی انتشار کتابش گرفته شود. کتابی که در آن به تجزيه و تحليل سرکوزی و کالبد شکافی آنچه که او سرنوشت سياسی می نامد، می پردازد. او هر روز می نويسد و نظراتش روزانه تغيير می کند ولی بر اين نکته تاکيد دارد که کتابش يک پرتره ادبی غير داستانی خواهد بود. وی در اين باره می گويد:
« من دارم کاری می کنم که تا کنون کسی انجام نداده است. هيچ کتابی با اين ويژگی در باره چرچيل، دوگل يا کندی وجود ندارد. کتاب های زيادی در باره آنها نوشته شده اما اغلب زندگی نامه نويسان، مقاله نويسان يا روزنامه نگاران آنها را نوشته اند. هيچگاه يک نويسنده ادبی در زمان اوج قدرت سياسی آنها چيزی در باره شان ننوشته و من خيلی خوشحالم که به اين ايده رسيدم و آن را دريافتم.».
خانم رضا و سرکوزی وجوه اشتراک زيادی با هم دارند. مهم ترين آن پس زمينه غير فرانسوی آنهاست. سرکوزی نيز از خانواده ای يهودی است. پدرش يک اريستوکرات مجارستانی و مادربزرگش يونانی است. هر دو از کودکی به فرانسه عشق ورزيدند و خود را مديون جامعه فرانسه می دانند. ياسمينا احساس می کند که کاملا يک زن فرانسوی است. شخصيت های او نيز که صحنه های تئاتر را اشغال کرده اند، به شدت فرانسوی اند. با اين حال او قبول دارد که فرانسوی ها يک حس برتری طلبی پيچيده و غريبی دارند. به اعتقاد او   يک حس سقوط و ويرانی بر فرانسه امروز حاکم است. وی در گفتگو با گاردين می گويد نويسنده ای سياسی نيست و نمی خواهد کتاب سياسی بنويسد اما علاقمند موضوع مهاجرت است، خصوصا مسئله ادغام فرهنگی که سرکوزی مطرح کرده است. ياسمينا از واژه مدارا(tolerance) خوشش نمی آيد و واژه پذيرش(acceptance) را ترجيح می دهد. به اعتقاد او نسل جديد مهاجران فرانسوی برای اينکه از سوی جامعه ميزبان پذيرفته شوند چاره ای ندارند جز اينکه در اين جامعه ادغام شوند. می گويد:« من نه پدرم فرانسوی بود و نه مادرم اما از بچگی با اين ايده مطلق بزرگ شديم که بايد فرانسه را دوست داشته باشيم و بايد زبان فرانسوی را با لهجه عالی صحبت کنيم.
اين مسئله باعث شد احساس کنيم که واقعا فرانسوی هستيم. اما امروزه فرزندان مهاجران که در فرانسه زندگی می کنند چنين حسی ندارند و به دلايل اجتماعی با روحيه فرانسوی بزرگ نمی شوند. اشتباه بزرگ سياستمداران اين نبود که جلوی آن را گرفتند بلکه اين بود که به يک نسل يا حتی دو نسل اجازه دادند که اينجا متولد شوند ولی احساس کنند هنوز خارجی اند.».
به نظر ياسمينا رضا اين که بسياری از رهبران سياسی خود را وقف قدرت مطلق سياسی می کنند، نوعی مبارزه عليه زمان است. می گويد:
« اين آدم ها می خواهند سريع تر از زمان حرکت کنند. آنها نمی خواهند زمان قوی تر از آنان باشد. آنها نمی خواهند بميرند، نمی خواهند گذشت زمان را ببينند. نمی خواهند احساس کسالت و بی حوصلگی کنند. نمی خواهند در موقعيتی باشند که زمان بر آنها سنگينی کند.»
به اعتقاد او چهره های سياسی، ورسيون فشرده شده بشريت اند:
« من در باره آن چهره های سياسی حرف می زنم که به دنبال قدرت مافوق اند؛ تونی بلر، نيکلا سرکوزی و آنجلا مرکل. آنها از تخم و ترکه به خصوصی اند. آنها درست مثل ما هستند اما کمی بيشتر. آنها شکننده تر، قدرتمندتر، ضعيف تر، مضطرب تر، مقاوم تر و سردترند، اما آنها بيش از هرچيز آسيب پذيرند. اين همان چيز جالبی است که من در باره اش می نويسم يعنی ديدن اين آسيب پذيری شديد.».
اما تا کنون تصويری از سرکوزی به عنوان فردی آسيب پذير در رسانه های فرانسه ارائه نشده است.
منتقدان سرکوزی او را «سزار کوچک» خطاب کرده و فردی خطرناک و تشنه قدرت می دانند. کسی که معتقد است برای ايجاد نظم و قانون بايد پليس ضد شورش را به خيابان های پاريس کشاند. اما حاميان او می گويند سرکوزی تنها مرد شجاع و قدرتمندی است که می تواند در فرانسه رفورم ايجاد کند.
با اين حال برای ياسمينا رضا، سرکوزی شخصيت آسيب پذيری است:
« سرکوزی خيلی آسيب پذير است. او آدمی واقعی است و عروسک نيست. مردی است که مستعد رنج های شديد است و البته اين چيزی نيست که غالبا در رسانه ها بر آن تاکيد می شود.».
مفسران سياسی می خواهند بدانند آيا اين شخصيت ناپايدار موفق خواهد شد يا شکست خواهد خورد. آيا ياسمينا رضا اين نقطه ضعف کشنده شکسپيری را می بيند؟ خود می گويد:
« اين دقيقا همان چيزی است که دارم می نويسم. نقطه ضعف کشنده. من خيلی خوش شانس ام که می توانم از نزديک شاهد اين نقطه ضعف باشم. نقطه ضعفی که به مفهوم حقيقی شکسپيری آن، تراژيک است نه به مفهوم روزمره ای که ما می دانيم.»
به نظر ياسمينا، سرکوزی دو شخصيت متفاوت خصوصی و عمومی ندارد. او با کل اين مفهوم مخالف است و می گويد دوستان مشهور زيادی دارد که چه در برابر دوربين و چه خارج از آن رفتار يکسانی دارند. با اينکه سرکوزی زندگی خصوصی پرماجرا و هيجان انگيزی داشته که همواره مورد توجه مردم عادی و رسانه ها بوده اما زندگی خصوصی سرکوزی و رابطه عشقی او با زنان متعدد موضوع کتاب ياسمينا رضا نيست. همينطور کتاب او ربطی به روانکاوی شخصيت سرکوزی ندارد. او هيچگاه در نمايشنامه هايش اشاره ای به کودکی شخصيت هايش نمی کند.
او فقط می خواهد همچون شکسپير، جاه طلبی های سياسی يک رهبر مقتدر را دراماتيزه کرده و به روی صحنه تئاتر بياورد. چه سرکوزی در انتخابات ببرد و چه ببازد، کتاب او در پاييز منتشر خواهد شد. او تنها به ظرفيت دراماتيک اين رويداد فکر می کند.
 
ياسمينا رضا علاوه بر نمايشنامه، رمان و فيلمنامه هم می نويسد. از وی تا کنون رمان های ويرانی(Desolation)، سورتمه آرتور شوپنهاور وHammerklavier  منتشر شده است.
ياسمينا، رمان  Hammerklavier را با الهام از زندگی پدرش که از بازماندگان کوره های آدم سوزی آشويتس بود نوشته است. او گاهی در نمايشنامه ها و فيلمنامه هايی که می نويسد، بازی هم می کند. در سال 2001 وی در نقش اينس(Ines) در نمايشنامه زندگی ضربدر سه(Life x 3) نوشته خودش که در نشنال تيتر لندن اجرا شد، بازی کرد. در اين باره گفته است:« نقش غافلگيرکننده ای برای من بود چون اينس يک قربانی است و قرار نبود من قربانی باشم.»
ياسمينا، نمايشنامه مسخ نوشته کافکا را نيز به زبان فرانسه برای رومن پولانسکی ترجمه کرد که آن هم برنده جايزه مولير بهترين ترجمه نمايشنامه شد.
آخرين نمايشنامه او با عنوان Le Dien du Carnage داستان تلخ دو زوج است که بر سر حادثه خشونت باری که برای فرزندان آنها پيش آمده جروبحث می کنند. اين نمايشنامه در ماه ژانويه با بازی ايزابل هوپر در پاريس به روی صحنه خواهد رفت. اما تا آن زمان تمام توجه او معطوف تصوير تازه ای است که می خواهد از نيکلا سرکوزی ارائه دهد. کاری که جهان ادبيات منتظر نتيجه آن است.
 
منبع: روزنامه گاردين 14 آوريل 2007
Posted by parvizj at May 9, 2007 2:52 PM | TrackBack