March 18, 2007

حافظ به روايت کيارستمی

 حافظ به روايت کيارستمی گزينش کيارستمی از اشعار حافظ و دعوتی است به خوانش مدرن اين اشعار آن هم از سوی فيلمسازی که يکی از مدرن ترين فيلمسازان سينمای ايران است. کيارستمی کتاب را با جمله ای از آرتور رمبو آغاز می کند: بايد مطلقا مدرن بود. حال اين سوال مطرح می شود که کيارستمی چگونه اين کار را می کند. در اينجا سعی می کنم رويکرد مدرن کيارستمی به اشعار حافظ را توضيح دهم:
 
1-     کيارستمی به تقسيم بندی تماتيک اشعار حافظ دست می زند و بر اساس نظم جديدی آنها را در فصل های جداگانه ای می چيند. اين سامان دهی در 18 فصل صورت می گيرد. کاری که تا کنون در مورد حافظ به اين گونه صورت نگرفته است. عناوين فصل ها برگرفته از اشعار حافظ اند: عشق و شباب، در مدحت معشوق، تمنای وصال، نسيم بهشت، در رفتن جان از بدن، شب فراق، شراب تلخ، عيب و هنر می، گفتگو در غياب، غم عشق، اسرار عشق و مستی، پيام به معشوق، مژده وصل، شب قدر، هجران، دريغ، صاحب خبر، مقام رضا.
2-      کيارستمی با همه اشعار حافظ کار ندارد بلکه دست به انتخاب می زند و آنهايی را که دوست دارد و با مضمون هر فصل همخوان است جدا می کند. از عنوان بندی فصل ها اينطور برمی آيد که عشق تم و مضمون غالب اشعار حافظ است و يا کيارستمی در گزينش خود بر تم عشق در اشعار حافظ تاکيد داشته است.
 
3-     کيارستمی غزل های حافظ را عينا و تماما عرضه نمی کند بلکه فقط مطلعی از يک غزل(مصرع اول غزل) را می آورد:
منم
 که شهره شهرم
 به عشق ورزيدن.
          در واقع کيارستمی جوهر ومعنای غزل حافظ و انديشه او را در همين تک مصرع ها يافته است.
 
4-     کيارستمی مصرع ها را در فرم تازه ای ارائه می کند. فرمی که شکل يک هايکوی ژاپنی را پيدا کرده است (خرمشاهی آن را برجسته سازی و قاب گيری ناميده است). اين نوع تقطيع کيارستمی و فاصله گذاری، نه تنها روش خواندن غزل حافظ را ساده تر می سازد بلکه رويکردی تصويری و سينمايی به اين اشعار است. انگار کيارستمی دست به دکوپاژ شعر حافظ زده است:
 دوش گفتم
 بکند لعل لبش
 چاره من
 
ويا
 
زلف آشفته
خوی کرده
خندان لب و
مست
 
             ويا
 
           مست بگذشت و
 نظر بر من
 درويش انداخت
 
 
5-     آن چنان که بهاءالدين خرمشاهی محقق و حافظ پژوه سرشناس در مقدمه کتاب می نويسد؛ کيارستمی از اشعار خيلی معروف و ضرب المثل شده حافظ کمتر استفاده کرده و بيشتر به سراغ اشعار مهجورتر و کمتر خوانده شده حافظ رفته است:
در اين
مقام مجازی
بجز پياله مگير
 
6-     اين نوع خوانش کيارستمی ازشعر حافظ در واقع چالشی است با خوانش کلاسيک و کهن از اشعار حافظ و همانطور که خرمشاهی می گويد بر عادت های کهنه ما در قرائت اشعار کلاسيک غلبه می کند.
7-     روايت کيارستمی از اشعار حافظ ، روايتی مدرن، مينی ماليستی و ساختار شکن از اين اشعار است که شايد با ذهنيت های کهنه، تنگ و قالبی جور درنيايد و داد اصول گرايان و بنيادگرايان و پاسداران قلمرو شعر کهن فارسی را درآورد اما بدون شک برای همه کسانی که دوست دارند با رويکردی مدرن و غير متعارف با ادبيات کهن فارسی مواجه شوند، اثری جذاب و شگفت انگيز است.
خواندن آن را به همه عاشقان شعر فارسی و ادبيات مدرن توصيه می کنم.
 
 حافظ به روايت کيارستمی
نشر فرزان روز
چاپ اول 1385
قيمت: 4200 تومان
برگرفته از سايت راديو زمانه
Posted by parvizj at March 18, 2007 3:30 PM | TrackBack
Comments

با تشکر از حافظ دوستان گرامی و نظریاتشان و این سایت بسیار خوب برای دیدن اطلاعاتی در باره حافظ به سایت زیر مراجعه فرمائید:
http://efsha.squarespace.com/blog/

Posted by: افشا at March 12, 2008 7:21 AM

.

سلام.

به نظر مي رسد كه اگر استاد كتابي با صفحات سفيد منتشر كنند و اسمش را "حافظ بي صدا" يا "حافظ زبون بسته!!" بگذارند باز هم طرفداراني خواهند داشت و افرادي هم كار نوين و پر شهامت جنابشان را تفسير و تاييد خواهند كرد.

من اين موفقيت را مرهون "بز شناسي" ايشان مي دانم و معتقدم كه استاد كيارستمي در جلسه اي خودماني و محفلي بر سر شعور جماعت اهل ادب شرط بندي كرده است، و از آنجا كه ايشان خوب مي دانند كه با چه جماعتي طرف هستند، همواره برنده اين گونه شرط بندي ها خواهند بود!!

راستش را بخواهيد من از ديد نو ايشان خوشم آمد، و علاقه مند شدم روي فرم ميني ماليستي مثنوي مولانا كار كنم... كار در دست توليد است، اما دفتر اول را تمام كرده ام و در اين جا برايتان مي نويسم:

بشنو

از

ني ...


بقيه اش هم كه حوصله سر بر است و يك مشت آدم تنگ نظر علاف مي نشينند و ساعت ها باهاش ور مي روند. اما چكيده اش توي همين سه سطر! قابل درك است.

ضمناَ پنج دفتر ديگر را در دست كار دارم، اما كار طاقت فرسايي است، و فكر نمي كنم بتوانم زودتر از پنج دقيقه ي ديگر آماده اش كنم...


.

Posted by: مينيماليست at December 5, 2007 1:08 PM

آقاي dr jack عزيز

نوشته تان را خواندم. شما حق داريد حافظ را هر طور که دوست داريد بخوانيد چنانکه تا به حال خوانده ايد و کتاب کيارستمي شايد براي شما چيزي در چنته نداشته باشد. فکر نمي کنم که کيارستمي هم انتظار داشته باشد که کتابش را همه دوست داشته باشند و با شيوه اي که براي خواندن آن پيشنهاد مي کند موافق باشند چنانکه هستند بسياري که فيلم هاي او را هم دوست ندارند و با آنها مخالفت مي کنند و برخي حتي آنها را سينما نمي دانند از جمله دوست عزيز بنده مسعود خان فراستي يا خسرو دهقان عزيز که معتقدند کيارستمي اصلا سينما و کارگرداني بلد نيست و چون دکوپاژ نمي داند اين گونه فيلم مي سازد در حالي که نظر من کاملا برعکس است.
من با اينکه بعضي از فيلم هاي کيارستمي را دوست ندارم اصلا معتقد نيستم که او سينما نمي داند و يا کارگرداني بلد نيست يا حرفي براي گفتن ندارد بلکه برعکس اعتقاد دارم که کيارستمي سينما را خوب مي شناسد و آن را به شيوه اي که دوست دارد و خودش فهميده معرفي مي کند. اينکه ما سينماي او را دوست نداريم دليل بر نابلدي يا غلط بودن شيوه او نيست. به هر حال ميدان بحث و گفتگو باز است و هرکس مي تواند نظرش را در اين باره در فضاي مجازي منتشر کند. فقط بايد نظرات را شنيد و بدون تعصب و غرض داوري کرد. موفق باشيد.
پرويز جاهد

Posted by: parviz at May 8, 2007 2:41 AM

با سلام

Posted by: امیر حسین at May 7, 2007 7:05 AM

جناب جاهد نقد كوتاه مرا بر اين كتاب بخوانيد. خلاصه آنكه من در كار كيارستمي خوانشي نو نمي بينم! گمان نمي برم جزو "اصول گرايان و بنيادگرايان و پاسداران قلمرو شعر کهن فارسی" باشم. به عقيده من نگاه او نه نامتعارف است نه مدرن. وقتي او مصراعها را مي شكند باز هم آنها را همانگونه مي خواند كه هميشه خوانده ايم. دو مثال از مثالهاي شما:
مست بگذشت و
نظر بر من
درويش انداخت
اگر او در اينجا مي نوشت:
"مست" ، بگذشت و ...
يا
...درويش،انداخت
نگاهش نو و نامتعارف بود و مي توانست فهمي تازه از شعر باشد.كه در شكل اول مست از صفت به نامي يا لقبي تبديل شده است يا در دومي درويش از ديده شونده به بيننده نقل مكان مي كند.
يا:
در اين
مقام، مجازی
بجز پياله مگير
يعني در اينجا از بين چيزهاي مجازي فقط پياله را انتخاب كن. اما او چنين كاري نمي كند! او به ما چيزي تازه عرضه نمي دارد و تنها كهنه ها را جدا-جدا مي فروشد!
اگر او در آوردن:
زلف آشفته
خوی کرده
خندان لب و
مست
قدرت اين تصوير را به ياد ما آورده است كارش باز در حدود گلچين سازي است. نه بيشتر و نه كمتر. سرانجام گمان مي برم اين كتاب شايد براي آدم ناآشنا و بي حوصله راهي براي شنيدن بخشي از سخنان حافظ باشد اما براي كسي كه حافظ خوانده است و مي خواند چيزي تازه در چنته ندارد!

Posted by: dr jack at April 3, 2007 4:00 PM

انيس عزيز

ممنون از توجهت.من هم عيد را به شما و همکارت در پرده شيشه اي تبريک مي گويم و سال خوبي را براي شما و همه عاشقان سينما آرزو مي کنم.
ايام به کامتان باد.

Posted by: پرويز at March 22, 2007 1:12 PM

خسته نباشيد جناب جاهد.

سال نو رو بهتون تبريك مي گم.

راجع به كتاب منتشر شده نمي تونم هنوز نظر بدم. چون كتاب رو مطالعه نكردم. ولي راجع به توضيحات شما مي شه نظر داد (جسارتا)

راستش فكر مي كنم در حافظ شناسي ايراني ها - با توجه به اين كه حافظ تنها شاعر مبتكر ما نيست. ما قاآني رو داشتيم. ما خواجوي كرماني رو داشتيم. همچنين سنايي كه البته هيچ كدوم مثل حافظ محبوب عام نيستند- علاوه بر كوشش هاي دكتر قاسم غني و محمد قزويني و بها الدين خرمشاهي و دكتر زرين كوب و مخصوصا هوشنگ ابتهاج و... بيش ترين توجه به اين اشعار در قرن گذشته متوجه اين شاعر شيرازي شده.

البته نمي خوام بگم دليل اين توجه- نزديك بودن اشعار حافظ به قرآن و تعزل عرفانيه. چون ما حديقه ي سنايي رو هم داريم كه با نظر قرآن و حال و هواي عرفاني خيلي شيوا سروده شده . اما كم تر كسي باهاش آشنايي داره.

اما ما عباس كيارستمي رو مي شناسيم. اون در يك مجموعه ي خيلي شاهكار - مثل رباعيات خيام- ديوان فروغ فرخزاد يا ديوان حافظ هميشه پي گير قسمت هاي مورد توجه قرار نگرفته بوده. براي مثال من از بچه گي شيفته ي اشعار فروغ فرخزاد بودم. اما تا وقتي كه فيلم باد ما را خواهد برد آقاي كيارستمي رو نديده بودم توجهي به شعر باد ما را با خود خواهد برد نكرده بودم. و حالا كه به قولي كيارستمي به پرداختن شعر هايي گزيده از حافظ عنايت كرده مي شه تصور كرد كه اين مجموعه به نوعي با برداشت شخصي تفسير شده باشه. البته برداشت هاي شخصي كيارستمي هم خالي از لطف نيستند.

نكته ي ديگر در مورد تقطيع مصراع هاست. به قول شما دكوپاژ شعر.

راستش شايد به نوعي خوندن شعر رو آسون كنه. ولي باز هم مشكلاتي رو در پي خواهد داشت. اولا اين كه ما با يك نگاه نمي فهميم شعر چند بيته. و اين كه براي مثال مصراع : دوش گفتم بکند لعل لبش چاره من:

با وزن فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن

تبديل مي شه به وزن : فعلاتن فعلاتن فعلن مفتعلن

كه البته وزن دوم وجود نداره. يعني اشتباهه. كه البته بنده در اون جايگاهي نيستم كه از اين قضايا ايراد بگيرم. وقتي كه استاد خرمشاهي هم نظري به اين مجموعه داشتند و اون رو تاييد كردند. ولي برام مبهمه.

به هر حال سپاسگزارم. اميدوارم در اين سال جديد بار هاي زيادي از دوش سينماي ايران برداشته بشه و باز هم به نوعي پر بار باشه.

Posted by: anis at March 21, 2007 2:39 PM

سال خوبی را برایتان آرزو می کنم استاد عزیز

Posted by: elham at March 21, 2007 3:01 AM

یکان ِ تقویم به اضافۀ یک می شود و یکسال به ما اضافه می شود.
فردا همگی یکسال ِ دیگر از تولد دورتر می شویم، اما نزدیک می شویم به تولدِ دوبارۀ درختها، شکوفه ها، گلها...
سال نو مبارك.

Posted by: الهام زارع نژاد at March 20, 2007 9:42 PM

همراهان عزیز

عصر آدینه با 44 مطلب خواندنی در حوزه نقد شعر و داستان, گفتگو , شعر,داستان و ترجمه از احمد شاملو, اسماعیل نوری علا, یدالله رویایی, محمد جعفر پوینده, حافظ موسوی,پگاه احمدی, مهدی مرادی, داریوش معمار, سیدحمید شریف نیا, طوبا ساطعی, هوشنگ حسینی,بکتاش آبتین,شمس آقاجانی,علی رضابابایی,رویا تفتی,هوشنگ چالنگی,بهزاد خواجات, روجا چمنکار, شمس لنگرودی,حسین فاضلی,هرمز علی پور,حسن صفدری, آزاده زارعیان,علی شاه مولوی,شیدا محمدی,حسین دیلم کتولی,محمود معتقدی,مجید نفیسی,پیمان یزدانپناه,بهرام حیدری,علی صالحی,ابراهیم دمشناس,محمد ایوبی,جلال آل احمد,رضا کریم مجاور,ربابا محب,علی قنبری, احمد پوری,ثباتی,کسرا عنقایی,وحید ضیایی,آرش الله وردی,یاور بزرافکن,تی اس الیوت,ژولیا کریستوا,لایسل مولر,هیو مک,یانیتس ریتسوس,آلن کینزبرگ,کریستینا لوگن,لطیف هلمت ؛ بروز شد. به ما سر بزنید. منتظر آثار شما هستیم.

با مهر
Hamrahan aziz

Asre adine ba 44 matlab khondani dar hoze sher va dastan be ruz shod.be ma sar bazanid.

Ba mehr

www.asreadine.ir

Posted by: عصر آدینه at March 20, 2007 1:09 PM
Post a comment









Remember personal info?