February 23, 2007

راهنمای انحرافی ژی ژک برای سينما

  راهنماي انحرافی برای سينما (A Pervert Guide to Cinema) نام فيلم مستندی است که در سه قسمت برای شبکه چهار تلويزيون بريتانيا ساخته شده است. در اين فيلم، اسلاووی ژی ژک(Slavoy Zizek)، فيلسوف و نظريه پرداز فرهنگی معاصر با زاويه ديد روانکاوانه و بر اساس تئوری های ژاک لاکان به بررسی سينما و تحليل رابطه بين تخيل، واقعيت و نماد در فيلم ها می پردازد.

ژی ژک، نظريه پردازی است که مارکس، هگل و لاکان را با فرهنگ پاپ می آميزد تا بتواند مفاهيم فرهنگ معاصر(خصوصا فرهنگ عامه پسند) را تحليل کند و به ما يادآوری کند که درک ما از اين مفاهيم تا چه حد از منطق به دور است.

تری ايگلتون متفکر مارکسيست انگليسی او را بزرگ ترين شارح روانکاوی و درخشان ترين شارح نظريه فرهنگی می داند که در چند دهه اخير در اروپا ظهور کرده است. نوشته های ژی ژک موضوعات گوناگون از فاندامنتاليسم گرفته تا تساهل و گلوباليسم، حقوق بشر، لنين، اسطوره، فضای سايبر(Cyberspace)، تکثر فرهنگی، انرژی هسته ای، پست مدرنيسم، هاليوود، ديويد لينچ و آلفرد هيچکاک را در بر می گيرد.

به اعتقاد تونی مايرز، بخشی از جذابيت آثار ژی ژک در تحليل های او از فرهنگ عمومی و تجربيات روزمره نهفته است. با اين حال ژی ژک عليرغم حضور موثر و چشمگيرش در فرهنگ و فلسفه معاصرغرب و داشتن چندين جلد کتاب که عمدتا در طی يک دهه منتشر شده اند آنچنان که بايد در ميان محافل آکادميک بريتانيايی و انگليسی زبان شناخته شده نيست. به گفته تونی مايرز(Tony Myers)علت عدم توجه آکادميسين های انگليسی زبان به ژی ژک، لاکان گرايی اوست چرا که لاکان نظريه پردازی است که نه فمينيست ها و نه پساساختارگرايان با او ميانه خوبی ندارند.

 ژی ژک در ايران

 هر چقدر که دنيای انگليسی زبان سعی کرده حضور ژی ژک را ناديده بگيرد، دنيای فارسی زبان ميل و گرايش چشمگيری به افکار و انديشه های او نشان داده است. در چند سال اخير نام ژی ژک در فضای فرهنگی و فکری ايران به شدت مطرح بوده و نويسندگان و مترجمانی چون مراد فرهاد پور، اميد مهرگان و مازيار اسلامی با ترجمه برخی از نوشته های او کوشش جدی ای را برای شناساندن ژی ژک در ايران به عمل آورده اند.

کتاب رخداد(اسلاوی ژی ژک) که گزيده مقالات ژی ژک در باره نظريه، سياست و دين است به گزينش و ويرايش فرهاد پور، اسلامی و مهرگان نخستين گام در اين زمينه بود که بعد با ترجمه کتاب تونی مايرز در باره ژی ژک  که هم زمان با دو ترجمه مختلف از فتاح محمدی و احسان نوروزی بيرون آمد، دنبال شد.

اما به نظر می رسد اين رويکرد فلسفی و روانکاوانه ژی ژک به سينماست که بيش از هرچيز ديگری در فضای فکری و فرهنگی ايران جذابيت دارد و وسوسه برانگيز است. هنر امر متعالی مضحک

 (The Art of the Ridiculous Sublime) خوانش لاکانی ژی ژک از سينمای ديويد لينچ و فيلم درخشان شاهراه گمشده(The Lost Highway) است که با ترجمه مازيار اسلامی

(با عنوان هنر امر متعالی مبتذل) منتشر شد و با واکنش های متفاوتی مواجه گرديد.

اثری که به نوشته مارک ويژورک از چهارچوب فيلم ديويد لينچ فراتر رفته و در حوزه های نظريه فيلم، اخلاق، سياست و فضای سايبر(Cyberspace) نيز کندوکاو می کند.

 ژی ژک و سينما

 سينما برای ژی ژک امری تفننی نيست بلکه جزء تفکيک ناپذير تئوری اوست. با سينما و از طريق سينماست که ژی ژک نگاه لاکانی خود به انسان وجهان را گسترش می بخشد. ژی ژک می گويد:

« وقتی می توانم خطی از يک فکر را واقعا توضيح دهم که بتوانم آن را از طريق صحنه ای از فيلم تشريح کنم.» روشی که ژی ژک آن را در فيلم مستند سوفی فينس(دستورالعمل انحرافی برای سينما) به کار می گيرد. در اين فيلم ژی ژک در جنبه های پنهان و ناشناخته زبان سينما کاوش می کند و با تجزيه نماهای فيلم های هيچکاک و لينچ نشان می دهد که سينما در باره ما چه می تواند بگويد. او با شور و شوق و حس طنز وصف ناپذيری سعی می کند جنبه های مبهم و گيج کننده فيلم های لينچ را تحليل کند و يا دانسته های ما در باره فيلم های هيچکاک را به چالش بکشد.

راهنماي انحرافی برای سينما

راهنماي انحرافی برای سينما بر اساس ساختار ديالکتيکی ايده ها بنا شده و سوفی فينس اين جستار لاکانی/هگلی را هوشمندانه رهبری کرده است.

راهنماي انحرافی برای سينما، سفری منحصر به فرد، شگفت انگيز و«انحرافی» به درون تاريخ سينماست و ژی ژک از طريق آن ما را به درون عميق ترين و پيچيده ترين لايه های فکر و روح انسان می برد.

ژی ژک می گويد:« سينما يک هنر به غايت انحرافی است. سينما آنچه را که آرزو می کنی به تو نمی دهد بلکه به تو می گويد که چگونه آرزو کنی ».

محور اصلی بررسی ژی ژک در اين فيلم، ارتباط بين تمنا(ميل) و فانتزی در جهان فيلم هاست. ژی ژک در نقش يک مجری با قدرت ظاهر می شود. شيوه اجرا، لحن و لهجه اش( ژی ژک انگليسی را با لهجه بسيار غليظ اروپای شرقی حرف می زند) او را از ديگر مجريان برنامه های مستند و تلويزيونی متمايز می کند. حتی عنوان فيلم نيز غير متعارف و سکسی است. سوفی فينس(خواهر رالف و جوزف فينس) کارگردان اين فيلم که قبلا دستيار پيتر گرين اوی بوده می گويد: « عنوان فيلم تنها راهی است برای کشاندن شما به درون شبکه ژی ژکی».

اين ايده فينس بود که ژی ژک را در لوکيشن های اصلی فيلم ها قرار دهد تا بيننده بتواند ارتباط تنگاتنگ و نزديک تری بين حرف های ژی ژک و کليپ های فيلم برقرار کند، مثل صحنه ای که ژی ژک را در متل بيتس(Bates Motel) فيلم روانی هيچکاک می بينيم يا او را همانند تيپی هدرن سوار بر قايق در ساحل بودگا در حال پارو زدن تماشا می کنيم که دارد فيلم پرندگان(هيچکاک) را برای ما تفسير می کند.

ژی ژک هيچگاه درسطح سواد و دانش تماشاگر حرف نمی زند بلکه سعی می کند با استفاده از کليپ های انتخابی خود از فيلم های آمريکايی، تئوری های پيچيده مارکسيستی/لاکانی خود را توضيح دهد.

درنظر ژی ژک سينما نوعی آيين است که ما از طريق آن احساسات مختلف را تجربه می کنيم: « سينما از نظر فيزيکی روی ما اثر می گذارد و به اين مفهوم آنچه که ما در سينما پيدا می کنيم به نحو آزاردهنده ای واقعی است. نمونه بارز آن فيلم های پورنوگرافی است که در آنجا می توانيد مبتذل ترين شکل اين تاثير را بسنجيد.» به اعتقاد ژی ژک اين فيلم ها از بزرگراه گمشده ديويد لينچ تا پرسونای برگمن و معلم پيانوی ميشل هاناکه، نشان می دهند که چگونه فانتزی به جبهه نبرد بين جنس های مختلف تبديل شده است. ژی ژک استدلال می کند که اين بخش مازاد ميل زنانه است که تهديدی عليه هويت مردانه به شمار می رود. او سرگيجه هيچکاک را مثال می زند که در آن: « تنها زن خوب زن مرده است». در واقع در فيلم سرگيجه، اسکاتی(جيمز استوارت)، دنبال يک همدم جسمانی نيست بلکه به دنبال خلق يک زن خيالی(فانتزی) است که « مرده است اما در واقع هرگز وجود نداشته». جودی(کيم نواک) تنها از طريق تسليم شدن به فانتزی اسکاتی می تواند با او رابطه جنسی داشته باشد.

ژی ژک نشان می دهد که چگونه رويدادهای پارانورمال(paranormal) در يک فيلم می تواند سکس ممنوع را نمايندگی کند. برای ژی ژک پرندگان هيچکاک تماما در باره تنش زنا با محارم است. مادر ميچ( که به طرز مرموزی نسخه مسن تر دوست دختر اوست) از رابطه عاشقانه پسرش با زن بلوند غريبه(تيپی هدرن) احساس خطر می کند. بنابراين حمله پرندگان، نتيجه انفجاری سوپراگوی مادرانه است. اما به عقيده فينس؛ چرخش زيبا در اينجا در اين است که اين سوپراگوی مادرانه در واقع يک فانتزی مردانه است. اين کشمکش درونی ميچ بر سر زنا با محارم است نه مادر او. درست مثل کاراکتر نورمن بيتس در فيلم روانی.

فينس می گويد که بيشتر فيلمسازانی که ژی ژک در اين فيلم از آنها حرف می زند، مرد اند (ژی ژک معتقد است که از نظر تاريخی مردان دسترسی بيشتری به ابزار توليد داشته اند)، به همين دليل فينس تصميم گرفت صحنه اغواگرانه فيلم In the Cut ساخته جين کمپين را نيز در فيلم بگنجاند. جايی که مارک روفالو به مگ رايان می گويد: « من می تونم هرچه که تو ازم می خوای باشم. تو ازم می خوای که با تو رومنس داشته باشم و با تو به رستوران های شيک و کلاس بالا برم اما اگر از من بخوای که بهترين دوستت باشم و ترتيب ات را بدم، مسئله ای نيست». به عقيده فينس، اين لحظه از فيلم، لحظه ای سياسی است وقتی ژی ژک در اين باره بحث می کند که زنان اين ظرفيت حيرت انگيز را دارند که خيال پردازی (fantasise)کنند و به نظر می رسد که اين فانتزی ها به نحو غريبی غايب اند و همانطور که منتشر نمی شوند، نامرئی اند. حرفی که کارگردانی مثل کيم برلی پيرس در مستند جديدش؛ اين فيلم هنوز درجه بندی نشده(This film is not rated yet)، وقتی که در باره صحنه ارگاسم فيلم پسران گريه نمی کنند(Boys Don’t Cry) بحث می کند، نيز بر آن صحه می گذارد. به عقيده فينس، همانقدر که صحنه های سکسی فيلم In the Cut برای زنان خيلی جذاب است، همانقدر مورد نفرت تماشاگران مرد است(منتقدان مرد از کاراکتر مارک روفالو متنفرند).

فينس می گويد: می خواستم نشان دهم موقع تماشای يک فيلم؛ احساس مردان و زنان نسبت به يک صحنه يکسان نيست. اين همان چيزی است که در روان کاوی به آن تفاوت جنسی(sexual difference) گفته می شود.

برای فينس عامل اصلی و نقادانه اين است که چگونه فرم يک فيلم بيانگر روايت آن است:

« من با ژی ژک موافقم وقتی که می گويد لذت حقيقی سينما در غلظت شهوتناک(libidinal) فرم سينمايی آن نهفته است و اين واقعا اسرارآميز است. وقتی به ديدن يک فيلم لينچ می روی آن لحظه ناخوشايند را احساس می کنی. عناصر مختلف دست به دست هم می دهند تا لحظه ای را بسازند که فراموش نشدنی يا آزاردهنده است و اين لحظه اغلب ورای روايت اصلی قرار دارد». به اعتقاد فينس، ژی ژک در اين فيلم، قدرت سينما را در مکالمه با اميال شهوانی تيره ما آشکار می سازد.

اين نوشته نخستين بار در سايت راديوزمانه منتشر شد.

Posted by parvizj at 1:44 AM | Comments (8) | TrackBack