بيست و دومين جشنواره ملی و دهمين جشنواره بين المللی فيلم کوتاه تهران که از روز سه شنبه ۲۴ آبان در سينما فلسطين آغاز شد در روز يکشنبه ۲۹ آبان به کار خود خاتمه داد. 
انجمن سينمای جوانان ايران که مبتکر و بانی اصلی اين جشنواره است در طی سال های گذشته از حاميان جدی و مهم توليد فيلم کوتاه در ايران بوده و در کنار آموزش فيلمسازی با سرمايه گذاری در زمينه توليد فيلم کوتاه اين امکان را برای فيلمسازان جوان فراهم کرد که نخستين تجربه های جدی خود را در ابتدا به صورت ۱۶ و ۳۵ ميلی متری و بعد به صورت ديجيتال توليد نمايند.
اين نهاد رسمی و دولتی علاوه بر توليد فيلم های کوتاه فعالانه در جهت معرفی و ارائه بسياری از اين فيلم ها به جشنواره های سينمايی دنيا عمل کرده و سهم مهم و انکار ناپذيری در کشف برخی استعدادهای جوان داشته است.
بعلاوه انجمن سينمای جوان همانند ساير نهادها و ارگان های رسمی سينمايی در ايران با سياستگذاری خاص خود و حمايت ضمنی از برخی گرايش ها و جريان های رايج سينمايی در ايران سعی کرده است فيلمسازی کوتاه را در مسير خاصی هدايت کرده و عملا آن را در حيطه نفوذ و کنترل خود قرار دهد.
نمونه آن تقسيم بندی موضوعی فيلم های جشنواره و گنجاندن بخشی با عنوان مبهم و بسيار شبهه برانگيز سينمای معناگرا در آن است. با اين حال فيلمسازان کوتاه ايرانی توانسته اند در بسياری موارد هويت مستقل خود را حفظ کرده و از محدوده ها و چهارچوب های تعيين شده فراتر روند.
فيلم کوتاه سکوی پرش برای فيلم بلند
گذشته از اين فيلم کوتاه در ايران همواره سکوی پرش فيلمسازان جوان و خلاق برای ورود به عرصه سينمای حرفه ای بوده است.
نگاهی گذرا به سابقه فيلمسازی کوتاه در ايران نشان می دهد که بسياری از سينماگران برجسته و مطرح امروز همانند عباس کيارسمتی، بهرام بيضايی، کامران شيردال، امير نادری، سهراب شهيد ثالث، محمد رضا اصلانی، و کيانوش عياری از نسل گذشته و بهمن قبادی، جعفر پناهی، محسن امير يوسفی، عليرضا امينی، و علی محمد قاسمی از نسل امروز فيملمسازانی بودند که فعاليت شان را در سينما ابتدا با ساختن فيلم کوتاه شروع کرده و پس از تجربه اندوزی در اين زمينه به ساختن فيلم های بلند روی آوردند.
اين پديده اگرچه يک واقعيت مسلم و گريز ناپذير در سينمای ايران است اما باعث شده که فيلمسازان جوان، ساختن فيلم کوتاه را تنها به عنوان يک سياه مشق و تمرينی برای ساختن فيلم بلند در نظر گرفته و از قابليت های ديگر اين فرم هنری غافل باشند.
به اين دليل با اينکه فيلم کوتاه عرصه تجربه، کشف، نو آوری و حرکت های جسورانه است به نظر می رسد که فيلمسازان کوتاه ايرانی نگاه و رويکرد محافظه کارانه ای نسبت به سينما داشته و توان و جسارت پرداختن به مضامين و فرم های جديد را ندارند.
محسن امير يوسفی سازنده فيلم بلند و موفق خواب تلخ که از سينمای کوتاه به سينمای حرفه ای و بلند روی آورده تکرار، محافظه کاری و شتابزدگی را از آفت های اصلی فيلمسازی کوتاه در ايران می داند.
به اعتقاد او اين تفکر که بدون فيلمنامه و تنها با يک ايده مرکزی می توان فيلم ساخت موجب توليد فيلم های کوتاه سست و ضعيف در سينمای ايران شده است. وی در عين حال که صنعت ديجيتال را کمک بزرگی برای فيلمسازان کوتاه می داند همچنين معتقد است که تکنولوژی جديد باعث شتابزدگی و سهل انگاری در اين زمينه شده است.
فيلم کوتاه و مخاطب آن
يکی از دغدغه های سازندگان فيلم های کوتاه داشتن مخاطب است. طبيعی است که فيلم کوتاه به دليل ذات ويژه خود از مخاطب عام بی بهره باشد اما در صد استقبال مخاطبان عام از اين نوع سينما بستگی به عوامل زيادی از جمله تبليغات و حمايت رسانه ای، اختصاص سالن های نمايش فيلم های کوتاه و پخش منظم آن از شبکه های تلويزيونی و ماهواره ای دارد که متاسفانه هيچکدام از اين شرايط به معنی واقعی خود در ايران تحقق نيافته است.
برگزاری جشنواره های سينمای فيلم کوتاه در سطح بين المللی يکی از راه های عرضه و معرفی فيلم های کوتاه است اما قطعا کافی نيست.
نادرة دُرد شيخ ترکمانی از اعضای هيئت انتخاب جشنواره در اين باره می گويد: "شايد جشنواره فيلم کوتاه تنها جشنواره ای است که هفتاد درصد بينندگان آن سازندگان فيلم ها هستند."
به عقيده او سياستگذاری کلان بايد به سمتی پيش برود که فرصت ديدن فيلم کوتاه بيشتر شود.
محسن امير يوسفی نيز معتقد است که در اين زمينه ما همچنان دچار تکرار هستيم. اينکه سالن های نمايش پر از دانشجويان سينما و بچه های اين حرفه باشد نه مردم عادی.
به اعتقاد او فيلم کوتاه می تواند مخاطب عام داشته باشد و بيشترين کمک را در اين زمينه تلويزيون می توان بکند.
اما حبيب ايل بيگی مدير روابط عمومی بنياد سينمايی فارابی می گويد که نبايد توقع داشت عوام برای فيلم کوتاه صف بکشند. فيلم کوتاه مخاطبان خاصی با گرايش های روشنفکری دارد. خيلی ها سينما را به واسطه سرگرمی اش می پسندند اما علاقمندان اين نوع فيلم ها از سينما چيزهای ديگری می خواهند.
زيبايی شناسی فيلم کوتاه
فيلم کوتاه يک فرم هنری خاص و منحصر به فرد است و قواعد و زيبايی شناسی خاصی دارد که آن را از فيلم های بلند متمايز می کند.
سينمای کوتاه عرصه کشف و تجربه است و نيازمند درک، حساسيت، و خلاقيت ويژه ای است. فيلم کوتاه بايد در فرم و مضمون خود بديع و غافلگير کننده باشد. متاسفانه بيشتر فيلم های به نمايش در آمده در جشنواره امسال به رغم تنوع در مضامين، فاقد نوآوری در زمينه فرم سينما بودند.
نگاهی به فيلم های ايرانی شرکت کننده در جشنواره و مقايسه آن با فيلم های خارجی به نمايش در آمده در همين جشنواره شيوه کار فيلمسازان ايرانی را بيشتر متاثر از شيوه کار سريال های تلويزيونی ايرانی و زيبايی شناسی و قواعد حاکم بر آنها نشان می دهد.
اين تاثير پذيری در تمام سطوح از فيلمنامه نويسی و شخصيت پردازی گرفته تا نحوه دکوپاژ، ميزانسن و تدوين به چشم می خورد.
تنها تعداد معدودی از فيلم ها مثل ضد خاطرات ساخته کورش فرزانگان، غرقاب ساخته پيروز کلانتری، ناگهان تلويزيون ساخته سعيد نوری، قايق های من ساخته صفی يزدانيان، داريوش و بانو ساخته فرشاد فداييان، و قرمز جيگری ساخته سميرا برادری توانسته بودند با رويکرد تجربی و غير متعارف خود را از تاثير مخرب تلويزيون دور نگه داشته و چشم انداز ديگری از سينمای کوتاه ايران را به نمايش بگذارند.
فيلم کوتاه و سانسور
قوانين مميزی و محدوديت هايی که بر سر راه توليد فيلم بلند در ايران وجود دارد به همان نسبت برای سازندگان فيلم های کوتاه نيز مطرح است.
اگر چه حضور فيلم هايی با مضامين جديد و متفاوت مثل روز شغال ساخته محسن استادعلی مخملباف درباره محمد بيجه قاتل زنجيره ای ۲۱ کودک در شهرستان پاکدشت، دماغ ايرانی ساخته شهرام ميراب اقدم و فرهنگ آدميت درباره بررسی علل افزايش جراحی پلاستيک بينی در ايران، سوپرانو ساخته علی خيرخواه درباره دختر خواننده ای که به دنبال دريافت مجوز شرعی از مراجع ذيربط برای آواز خواندن است، چه کسی از آدم ها می ترسد ساخته جمال شيرازيان درباره رابطه غير شرعی يک خواهر و برادر با خواهر و برادر ديگر و امامزاده اينترنت ساخته رضا حائری درباره استفاده گسترده از اينترنت در ايران بين اقشار مختلف از جمله روحانيون، نشان دهنده تغيير نسبی فضای فيلمسازی کوتاه در ايران است، اما بنظر می رسد اين فضا همچنان برای طرح آزادانه و بی پروای مضامين اجتماعی و سياسی بسته است و فيلم هايی که دارای لحن انتقادی نسبتاً تند و گزنده ای باشند يا با ديدگاه های ايدئولوژيک و تنگ نظرانه مسئولان سينمايی نخوانند امکان نمايش حتی به صورت محدود را نيز نخواهند يافت.
کاوه بهرامی مقدم که خود عضو هيئت انتخاب بود ضمن اشاره به حساسيت مسئولان سينمايی کشور نسبت به نمايش فيلم هايی با مضامين حاد سياسی و اجتماعی گفت که در اين جشنواره نيز تعدادی از فيلم های خوب کوتاه به دليل نگاه انتقادی شان از برنامه جشنواره حذف شدند.
این نوشته برای اولین بار در سایت بی بی سی درج شد.
سلام . كارت خوبه ولي انگار بايد يه نقشه رهنما هم بذاري. موفق باشي ، چون اكنون. راستي ! آپ كردي ، خبر كن . حتما مزاحم ميشم.
Posted by: رضا حقيقت نژاد at February 19, 2006 8:39 AMآقاي جاهد با سلام. مدتي است بنده و دو تن ديگر از دوستان وبلاگي گروهي باز كرده ايم و در قالب آن نوشته هاي مان را درباره سينما نشر ميدهيم. خوشحال مي شويم با مراجعه به وبلاگ مان ، ما را از نظرات خود بهره مند سازيد
Posted by: گروه فرهنگی هنری فام at February 8, 2006 12:13 AMبه نام خدا
با سلام
مي خواستم ببينم شما تو دفتر دستكاتون فرم جشنواره فيلم كوتاه هم ژيدا ميشه يك دو سه تايي براي من بفرستيد .
دستتون درد نكنه .
البته از لحن صحبت معضرت مي خوام فقط براي اين بود كه كمي صميمي تر باشيم .
عليرضا مميززاده
به ما هم سر بزنید: نشریه ی سینمایی هنریِ آگراندیسمان
با تشکر.
www.agrandisman.tk
بزرگترين سر ايده هاي نوي فيلمسازي در عرصه فيلم كوتاه خود انجمن سينماي جوان است ..... يك جور فيلمسازي توي ايران مد است .... هنوز هم آدم هايي داريم كه عشق شان فيلم گرفتن از در و دهات باشد .... هنوز هم ما براي آن طرف آب فيلم مي سازيم .... هنوز هم توي فيلم كوتاه كسي چشم ديدن يك فيلم ساز موفق ديگر را ندارد .... وضعيت فيلم كوتاه افتضاح تر از اين حرف هاست
Posted by: همشهري كاوه at December 28, 2005 8:00 AMبدونه شک یک جریان بسیار تاثیر گذار در میان انجمنها و ارگانهای دولتی سعی بر این دارد که نوعی نگاه و فیلمسازی بدونه خطر را پشتیبانی و برجسته سازد که موجب شده بسیاری از فیلمسازان کوتاه مستقل و نواندیش در انزوا و بدونه هیچ معرفی در گوشهای مشغول کار خود باشند جشنوارهها را به حال خودشان رها کنند یا بهتر است بگویم عطایش را به لقایش ببخشند. من که به شخصه هیچگاه جایزه و تشویقهای جشنوارههای داخلی را جدی نمیگیرم حتا اگر برای فیلم خودم نیز باشد. در اینجا سم مهلکی که دارد ریشه و پی فیلمسازی مستقل و دیگر حوزههای هنری اجتماعی را میخشکاند " خودی " را از "غیر خودی" سوا کردن است. جامعهی بدونه خطر و انتقاد مردمانی سر به زیر و مودب.
آقای جاهد!
کاش بیشتر از این حوزهها حرف میزدید. کاش میگفتید که باید مانند سالها "سینمای آزاد" نهادهای اجتماعی و مستقل تشکیل گردد تا سینمایی دیگر با استقلال کامل از خوانشهای رسمی فرصت حضور بیابد.