July 3, 2005

نوشتن با دوربين، تصوير دوران سپری شده

انتشار« نوشتن با دوربين» تا کنون بحث ها و نظرهای موافق و مخالف زيادی به دنبال داشته است که پاسخ گوئی در مورد برخی از آنان را که مغرضانه و يا از روی جهل و نا آگاهی نوشته شده اند ،ناگزير می سازد که در فرصتی به آن خواهم پرداخت. در اينجا نوشته دقيق و کارشناسانه منتقد ارجمند بهروز تورانی را در باره اين گفتگو که نخستين بار در بی بی سی منتشر شد، می خوانيد:

نوشتن با دوربين
رو در رو با ابراهيم گلستان
پرويز جاهد
نشر اختران، تهران، 1384

اين گفتگوی بلند با ابراهيم گلستان، نويسنده و فيلمساز بلندآوازه ايرانی، از بسياری جهات استثنايی است. دامنه مباحث مورد گفتگو، جسارت در پرسشها و بی پروايی در پاسخها و اصولا حجم اين مصاحبه از جمله اين موارد استثناست.

کتاب نوشتن با دوربين با دومقدمه آغاز می شود. مقدمه اول درباره اين گفتگو و چگونگی انجام آن است و مقدمه دوم به معرفی ابراهيم گلستان و آثار ادبی و سينمايی او اختصاص دارد.

پرويز جاهد در همان مقدمه اول به پرسشی که خواننده به هنگام مطالعه کتاب او بيش از يکی دوبار به آن می رسد، اينگونه پاسخ می دهد: "از قبل می دانستم که انجام گفتگو با ابراهيم گلستان کار ساده ای نيست."

جاهد می گويد: "به من توصيه می کردند که بی خود به سراغش نرو و وقت خود را تلف نکن که نتيجه ای نمی گيری."

از يک آتش تا اسرار گنج دره جنی

اما حاصل کار گويای چيز ديگری است. مجموعه بحث ها و پرسش و پاسخها قطعاتی از سيمای مرد هنرمند را تکه تکه در کنار هم می گذارد تا به ابعاد شخصيت مردی شکل دهد که چندان مايل نيست درباره خود حرف بزند. اما درباره جهان، آنگونه که خود می بيند، بسيار سخن دارد.

پرويز جاهد می گويد: "سعی کردم در اين گفتگو زندگی و آثار گلستان را طی چهار دهه فعاليت ادبی و سينمايی او از اوايل دهه بيست تا اوايل دهه پنجاه شمسی در زمينه های زير مرور کنم: دوران فعاليت و همکاری با حزب توده، آشنايیِ با سينما، دوره اول قصه نويسی، دوره همکاری با کنسرسيوم و شرکت نفت، تاسيس استوديو گلستان و تهيه فيلمهای مستند، ساخته شدن خشت و آينه، ادامه مستند سازی و قصه نويسی، ساخته شدن اسرار گنج دره جنی و مهاجرت به انگلستان."

با اين حاال، جاهد توضيح می دهد که "آنچه در اين گفتگو برای من اهميت بيشتری داشت و ارتباط تنگاتنگی با موضوع تز دانشگاهی ام پيدا می کرد دوره فعاليت مستند سازی گلستان، تاسيس استوديو گلستان، همکاری با فروغ فرخ زاد و توليد فيلمهای داستانی و بلند خشت و آينه و اسرار گنج دره جنی و دريافت و درک ديدگاههای گلستان در زمينه های مربوط به واقع گرايی در ادبيات و سينما، استعاره و نماد در آثار او، حکومت و پروژه مدرنيسم در ايران، روشنفکران ايرانی و گفتمان غرب ستيزی، سينمای موج نو و سانسور بوده است."

اما در جريان گفتگوها، برخی از اين موضوعها مثل "روشنفکران ايرانی و گفتمان غرب ستيزی" در حداقل ممکن "برگزار" می شوند و برخی ديگر مثل "موج نو" در برابر ديدگاه متفاوت آقای گلستان که اصولا به موج نو اعتقاد ندارد، رنگ می بازند و اهميت خود را از دست می دهند.

درواقع آنچه از خلال اين گفتگوی بلند به دست می آيد چهار تصوير است:

تصويری از ابراهيم گلستان به عنوان نويسنده و فيلمساز،
تصويری از ابراهيم گلستان به عنوان منتقد و صاحبنظر ادبی و هنری،
تصويری از چند چهره ی برجسته ادبی، هنری و سياسی به روايت گلستان،
و تصويری از يک دوران سپری شده در تاريخ سينمای ايران.

سيمای مرد هنرمند

پرويز جاهد، در ارائه تصوير ابراهيم گلستان به عنوان نويسنده و فيلمساز موفقتر از ديگر قسمتها عمل می کند. حتی می توان گفت که با کنجکاوی در دوره ای از زندگی گلستان که با سياست گذشت، به اين برش از زندگی او اهميتی شايد نالازم می دهد.

مهمترين تصوير از اين چهار تصوير، تصوير گلستان به عنوان منتقد و صاحبنظر ادبی و هنری است. گلستان به روايت رسمی و به گفته آقای جاهد "متعارف" از روند تاريخی سينما و ادبيات ايران اعتقادی ندارد و آن را زائيده افکار محفلی از روزنامه نگاران دهه چهل شمسی می داند.

در اين زمينه اصرار جاهد در مورد "موج نو" و روايت کاملا متفاوت گلستان از اين برش از تاريخ سينمای ايران تضاد آشکار دوديدگاه موجود را به روشنی نشان می دهد.

دو روايت از تاريخ سينمای ايران

خواننده ای که با تاريخ سينمای ايران تنها از طريق روايت رسمی آن آشناست نظرات آقای گلستان را در مواردی حتی تکان دهنده خواهد يافت. اما احتمالا جستجو برای روايت ديگر - که نوشته آقای فرخ غفاری مورخ سرشناس سينمای ايران است و در آن ريشه پيشرفت سينمای ايران در سينمای مستند و بطور مشخص در فيلمهای يک آتش و موج، مرجان و خارا و موفقيت بين المللی اين فيلمها يافته می شود و به فيلمهای داستانی گاو و قيصر اهميتی درجه دوم داده می شود - برای دريافت بهتری از تصويری کاملتر از تاريخ سينمای ايران مفيد خواهد بود.

اين روايت را اداره کل تحقيقات و روابط سينمايی وزارت فرهنگ و هنر ايران در سال 1354 به زبان انگليسی و تحت عنوان تاريخ سينمای ايران در جزوه ای با نام History of the Iranian Cinema منتشر کرده و در اختيار فيلمخانه ملی کشورهای اروپايی نيز قرار داده است.

روايتهايی که نقش فيلمهای مستند را در تاريخ سينمای ايران تقريبا ناديده می گيرند، عمدتا روايت های بعد از سال 1979 هستند که در آن به دلايل مختلف از بيان بخشی از واقعيت چشم پوشی شده است.

در حديث ديگران

تصويری که در کتاب نوشتن با دوربين از برخی چهره های ادبی و سينمايی ارائه می شود نيز به همين اندازه مهم، حساس و بحث برانگيز است. اين نظرها با توجه به موقعيت و منزلت ادبی و هنری آقای گلستان احتمالا دوستداران آثار آنها را نخواهد آزرد. بخصوص که آقای گلستان هم درباره شعرهای آنها داوری نکرده ، بلکه عمدتا از روابط کاری و حرفه ای خود با آنها سخن گفته است.

پرويز جاهد با درک اين حساسيتها در مقدمه خود می نويسد: "ممکن است کسانی با آرا و نظرات گلستان در مورد فضای سياسی و روشنفکری ايران دهه های سی و چهل موافق نباشند و يا سبک داوری او و صراحت و تيزی کلامش را نپسندند و يا تاب نياورند و از اين بابت آزرده شوند. اما شيوه برخورد گلستان، از سوی ديگر، دعوتی است برای نقدی سالم، شفاف و فارغ از ملاحظه کاری..."

نقش زمانه

کتاب دربردارنده پرسشها و پاسخهای بسياری درباره سانسور، و نحوه برخورد حکومت و مقامات کوتاه و بلند آن با فيلمهای گلستان است. اما در کوششی برای روشن کردن ويژگيهای اجتماعی و سياسی دورانی که گلستان فيلمهای خودرا در آن ساخته، اشاره های گذرا به اختلافات ميان تلويزيون ايران و وزارت فرهنگ و هنر در دهه های چهل و پنجاه، عدم تمايل گلستان به همکاری با تلويزيون که خاستگاه عمده فيلم مستند است - و بخصوص در آن هنگام با وجود گروه ايران زمين که اصولا برای توليد مستند ايجاد شده بود-، می توانست بسط بيشتری پيدا کند.

همچنين اهميت بقايای استوديو گلستان در صنعت فيلم ايران در آغاز دهه 1980 می توانست جای بحث بيشتری داشته باشد. و نظر او درباره دلايل پانگرفتن سينمای مستند در ايران می توانست موقعيتی کم نظير برای بهره مندی از دانش و تجربه مردی را فراهم کند که خود از پايه گذاران و پيشگامان سينمای مستند ايران است.

بعلاوه، شايد می شد با آگاهی از نظر متفاوت گلستان درباره روايت معمول و متعارف تاريخ سينمای مدرن ايران، درباره آن روايت ديگر کنجکاوی بيشتری نشان داد.

از سوی ديگر، يک رويکرد چند رسانه ای به موضوع و ضبط تصويری گفتگو همراه با افزودن صحنه هايی از فيلمهای مورد بحث با نظر مصاحبه شونده، حاصل کار را برای دانشجويان و پژوهشگران و حتی علاقمندان سينما قابل استفاده تر می کرد. کاری که شايد تنها توصيه کردنش آسان باشد!

با اينهمه، نوشتن با دوربين به عنوان يکی از معدود منابع و مراجع موجود درباره ابراهيم گلستان و آثار او، اثری است ماندنی و کم نظير که به سهم خود به برطرف کردن فقر موجود در زمينه منابع پژوهشی در مورد سينمای ايران کمک می کند.

Posted by parvizj at July 3, 2005 2:28 AM | TrackBack
Comments

سلام
سوالي داشتم كه احتمالا شما ميتونيد كمكم كنيد
مدتي ست كه به دنبال فيلمها و مستند هاي آقاي گلستان هستم.
آيا شما ميدونيد و ميتونيد كمكم كنيد كه تهيه اش كنم.
يا دانلود كنم يا از جايي بخرم؟
باز هم سپاس
.......

شادی عزيز متاسفانه جايی را برای تهيه فيلم های آقای گلستان سراغ ندارم. تا جايی که می دانم اين فيلم ها جز فيلم خانه سياه است در بازار ايران موجود نيست.

Posted by: شادي باقي at January 17, 2010 5:59 PM

جناب جاهد، دست شما درد نکند، نوشتن با دوربین را یک نفس تا به آخر خواندم و بسیار لذت بردم. سالهای سال بود که چنین کاری مرتکب نشده بودم، یک شبانه روز تمام طول کشید! امیدوارم در کارتان موفق و مؤید باشید. پایان نامه تان در چه مرحله ای است؟ امیدوارم که بزودی توفیق مطالعهء آن هم نصیب بشود .

Posted by: وازریک در ساهاکیان at September 16, 2005 7:20 PM

سلام عرض شد.
لينك مربوط به جناب نواب صفا رو يكي از دوستان براي من آفلاين گذاشته بودن.پدر من وصي مالي ايشون بودن و رابطه ي نزديكي با هم داشتن.
نميدونم شما كي رفتين ديدنشون چون ايشون پرستار دايمي داشتن مخصوصا سال آخر كه مثل پروانه دورشون ميچرخيد.
نوشته هاي ماه آوريل من چند تا پستش اختصاص به فوت و تدفين ايشون داره همراه عكس.اگر مايل بوديد و از دستم بر مي اومد اطلاعات بيشتري هم بشما خواهم داد.بخاطر علاقه زيادي كه به ايشون دارم.يكسري از عكسهاي تدفينشون رو هم سامان پسرشون تو سايت ايرانيان زدن.
از آشنايي با شما هم خيلي خرسند شدم.

Posted by: narges at July 6, 2005 4:32 AM
Post a comment









Remember personal info?