June 5, 2005

مک نامارا و فعاليت های هسته ای ايران

پيش از اين نيزبه انگيزه نقد فيلم مستند مه جنگ ساخته ارول موريس،  در مورد رابرت مک نامارا،  اين چهره سرشناس سياسی و نظامی آمريکا، نوشته ام.  مردی که سه سال در ارتش آمريکا در جنگ جهانی دوم، هفت سال به عنوان وزير دفاع آمريکا در دولت های کندی و جانسون(1968-1961) و سيزده سال به عنوان رئيس بانک جهانی، فعاليت داشته و در مهمترين مناقشات و کشمکش های نظامی و سياسی قرن بيستم از جنگ جهانی دوم گرفته تا بمباران هوائی 67 شهر ژاپن و جنگ ويتنام، چهره ای کليدی و موثر بوده است.  

مک نامارا چند روز است که در لندن به سر می برد. روز جمعه سوم ژوئن يک کنفرانس مطبوعاتی با انجمن روزنامه نگاران خارجی لندن(Forien Press Association) داشته و روز يکشنبه پنجم ژوئن نيز در فستيوال بزرگ ادبی روزنامه گاردين(Guardian Hay Festival) که در شهر کوچک و فرهنگی هیHay دربلک مانتين  ولز( شهری با 1320 نفر جمعيت و 39 فروشگاه کتاب) برگزار می شود حاضر خواهد شد.

با اينکه عضو FPA هستم اما معمولا رغبت نمی کنم که در کنفرانس های مطبوعاتی سياسی که اين انجمن برگزار می کند و در آن چهره های معروف سياسی و خبر ساز دنيا با خبرنگاران رسانه های خارجی ديدارو گفتگو می کنند،  شرکت کنم چون حوصله شنيدن حرفهای غالبا آميخته به دروغ سياستمداران و ديپلمات ها را ندارم و ترجيح می دهم وقتم را صرف کارهای ديگری بکنم. اما اين بارفرق می کرد، دلم می خواست مردی را که آنچنان با صراحت و ديد انتقادی و شرمسارانه در باره گذشته نه چندان پاک اش در برابر دوربين موريس حرف زده بود، از نزديک ببينم.

موضوع اصلی کنفرانس هشدار و اطلاع رسانی درباره استفاده از سلاح های کشتار جمعی(WMD) بود.  مک نامارا در سن هشتاد و پنج سالگی محکم و سرحال به نظر می رسيد. ظاهرا فقط قدرت شنوائی اش کم شده بود و به خاطر نداشتن سمعک مجبور بودند سوال های خبرنگاران را دوباره برای او تکرار کنند. او که خود در بالاترين رده های تصميم گيری رهبران سياسی آمريکا بوده و جنگ ها و کشتارهای خونين صد ها هزار انسان بیگناه در ويتنام و ژاپن با مسئوليت او ورئيس جمهور وقت آمريکا انجام گرفته است،  بيش از هر کس ديگر به مسئوليت سرنوشت ساز رهبران سياسی و نقش تعيين کننده آنها در جنگ و صلح واقف است. به همين دليل با قاطعيت درمورد خطر جنگ های هسته ای و نابودی ملت ها هشدار می دهد و مبارزه وسيعی را برای نابود کردن کلاهک های هسته ای و متوقف کردن توليد و توسعه سلاح های کشتار جمعی آغاز کرده است.

بيشتر سوال های خبرنگاران در مورد فعاليت های هسته ای ايران و نگرانی غرب از اين بابت بود. در اينجا قسمت هائی از مهمترين حرف های او را نقل می کنم:

« آمريکا 6000 کلاهک هسته ای استراتژيک در اختيار دارد که قدرت تخريب هر يک به طور متوسط 20 برابر بمب اتمی هيروشيماست که صد هزار نفر بر اثر آن کشته شدند. از ميان اين 6000 کلاهک، 2000 کلاهک آماده شليک اند و می توانند به تصميم يک نفر يعنی رئيس جمهور آمريکا ظرف 15 دقيقه به سمت هدف رها شوند. روسيه نيز برنامه ها و آرايش هسته ای مشابهی دارد.

عليرغم اينکه 15 سال از دوران جنگ سرد می گذرد، سياست های هسته ای آمريکا امروز درست همان سياست چهل سال پيش است که من در وزارت دفاع بودم. اگر بخواهم سياست های ناتو و آمريکا را در يک جمله خلاصه کنم بايد بگويم که اين سياست؛ غير اخلاقی، غير قانونی، از نظر نظامی غير ضروری و از نظر خطر انفجار تصادفی و ناخواسته، بسيار بسيار خطر ناک اند.

کره شمالی می گويد که مجهز به سلاح هسته ای است و توليد اينگونه سلاح ها را ادامه می دهد، ايران نيز به نظر می رسد در همين مسير گام بر می دارد. اگر هر دوکشور به برنامه های هسته ای فعلی شان ادامه دهند، بدون شک کشورهای ديگر نيز به دنبال آنها خواهند رفت. در آسيا؛ ژاپن، کره جنوبی، تايوان و در خاورميانه، مصر، عربستان سعودی و سوريه، احتمالا به اين فکر خواند افتاد. چه بايد کرد؟

من معتقد نيستم که عمليات نظامی آمريکا عليه ايران و کره شمالی کار درستی باشد. برعکس معتقدم که آمريکا و متحدان آن در آسيا و خاورميانه، بايد از طريق ديپلماسی فعال، ايران و کره شمالی را خطاب قرار دهند.

هر دوکشور ايران و کره شمالی از اين می ترسند که آمريکا قصد تغيير رژيم در اين کشورها را دارد به نظر من خلع سلاح هسته ای و فشار برای تغيير رژيم، دو هدف ناسازگارند و به طور همزمان تا ثيری ندارند.

ايران خواهان به رسميت شناخته شدن حق خود برای غنی سازی اورانيوم برای مصارف غير نظامی و توليد برق است. آمريکا و سه کشور اروپائی بايد به ايران اطمينان بدهند که سوخت لازم را برای اين کار در اختيار ايران قرار می دهند، ويا به ايران اجازه می دهند که تحت نظارت شديد و دائمی سازمان انرژی اتمی جهانی(IAEA) اجازه غنی سازی محدود اورانيوم و توليد سوخت را خواهند داشت.

آقايان شيراک و شرودر و بلر، رهبران سياسی فرانسه، آلمان و بريتانيا، اظهار داشته اند که سلاحهای هسته ای مهمترين تهديد برای امنيت ملت های جهان در قرن بيست و يکم است. من قويا با آنها موافقم...»

 در پاسخ به سوال يکی از خبرنگاران که پرسيد؛ چرا آمريکا و متحدان او به کشور های خاورميانه فشار می آورند اما در مورد سلاحهای اتمی اسرائيل حرف نمی زنند؟ مک نامارا پاسخ داد:« مسئله اسرائيل بيشتر سياسی است. اسرائيل موجوديت خود را از سوی کشور های اسلامی و جهادگران مسلمان در خطر می بيند. بسياری از اين کشورها معتقدند که اسرائيل بايد از کره زمين محو شود. بنابراين داشتن اين سلاحها برای اسرائيل از نظر سياسی قابل توجيه است.»

از مک نامارا پرسيدم؛ به نظر شما اگر ايران تسليم فشارها و خواست سران اتحاديه اروپا و آمريکا نشود و به فعاليت های هسته ای اش ادامه دهد، تا چه حد تهديد نظامی و خطر حمله به ايران را از سوی آمريکا جدی می بينيد؟ وی پاسخ داد: « ايران گاهی دست به کارهائی می زند که او را هدف حمله آمريکا قرار می دهد. اما راه حل نظامی و اشغال عراق نتيجه خوبی نداده است. ما الان مشکل عراق را در پيش رو داريم که منجر به شورش و مقاومت در اين کشور شده است. فکر نمی کنم با اين وضعيت آمريکا قادر باشد که به جنگ با ايران فکر کند. از طرف ديگر تجهيز ايران به سلاحهای اتمی نه تنها برای آمريکا خيلی خطرناک است بلکه تهديدی جدی برای صلح جهانی و امنيت تمام ملل جهان است. به نظر من تمام کشورها بايد نگران اين مسئله باشند.»

عکسهای مک نامارا از نگارنده است و استفاده از آنها بدون ذکر نام عکاس مجاز نمی باشد.  

Posted by parvizj at June 5, 2005 3:25 PM | TrackBack