May 22, 2005

خشونت بی سرانجام

 نگاهی به فيلم « حريم خصوصی» ساخته ساوريو کوستانزو

تاکنون بيشتر فيلم هايی که در باره کشمکش بين فلسطينی ها و اسرائيلی ها ساخته شده، تصويری کليشه ای و اغراق آميز با شخصيت هايی يک بعدی و سياه وسفيد از اين درگيری نافرجام بوده اند. اما فيلم 'حريم خصوصی'، ساخته ساوريو کوستانزو فيلمساز ايتاليايی، نگاهی واقع بينانه، انسانی و متعادل تری به اين موضوع افکنده است.

در اين اثر دراماتيک قدرتمند که بازی محمد بکری، بازيگر توانای عرب - اسرائيلی بر قدرت آن افزوده (بکری به خاطر بازی در اين فيلم برنده پلنگ نقره ای جشنواره لوکارنو 2004 شده است)، رابطه پرتنش و ستيزه جويانه سربازان اسرائيلی با يک خانواده فلسطينی در نوار غزه به تصوير کشيده شده است.

محمد، روشنفکری فلسطينی است که با خانواده اش در نوار غزه زندگی می کند و عليرغم وضعيت خطرناک و تهديد کننده ای که در آن به سر می برد، حاضر نمی شود سرزمينش را ترک کند و به کشور ديگری پناهنده شود. به اعتقاد او بايد ماند و مقاومت کرد، اما مقاومت در نظر او به معنی برخوردی ستيزه جويانه و خشونت آميز نيست بلکه بيشتر جنبه مسالمت آميز و آشتی طلبانه دارد.

 در مقابل، پسرش جمال و دخترش مريم متعلق به نسلی اند که مقاومت و ايستادگی را در مبارزه مسلحانه و عمليات انتحاری می دانند. طولی نمی کشد که خانه آنها به اشغال سربازان اسرائيلی درمی آيد. آنها طبقه بالای خانه را محل اقامت و ديدبانی خود قرار می دهند و محمد و خانواده او را مجبور می کنند که در طول روز از طبقه پائين استفاده کنند و شب نيز آنها را در اتاقی حبس کرده و اجازه بيرون رفتن و حتی استفاده از دستشويی را نيز به آنها نمی دهند

محمد اين رفتار تحقيرآميز و ظالمانه سربازان اسرائيلی را تاب می آورد و سعی می کند با آرام کردن جو خانه به زندگی مسالمت آميز خود با سربازان اسرائيلی ادامه دهد. اما جمال پسر کوچک خانواده با استفاده از فرصتی موفق می شود به طبقه بالا رفته و نارنجکی از ميان وسايل سربازان اسرائيلی بلند کند. او نارنجک را مخفيانه در حياط خانه می کارد و از آن تله ای انفجاری برای کشتن سربازان درست می کند بدون اينکه فکر کند که اين کار چه عواقب سختی برای خانواده او در پی خواهد داشت.

ساوريو کوستانزو با استفاده از قابليت های فيلمبرداری ديجيتال، استفاده از نور طبيعی محيط و دوربين روی دست، کيفيت مستند گونه ای به فيلم خود بخشيده و فضايی باور پذير ساخته است.

در گفتگويی که پس از نمايش فيلم با او داشتم، دراين باره گفت: "من در بند ميزانسن، زاويه و جای دوربين نبودم. برای من فقط تصوير کردن احساسات شخصيت ها در آن شرايط مهم بود. من آنها را در صحنه کاملا راحت گذاشتم و از آنها خواستم خود را در يک شرايط واقعی فرض کنند و احساسات خود را بروز دهند. من فقط ناظر رفتار و احساسات آنها بودم." به اعتقاد او اين فيلمی بود که بازيگران آن را ساختند نه کارگردان.

اما اين ادعا صحت ندارد چرا که او موفق می شود با کنترل و هدايت دقيق بازيگران، خصوصا بازيگری چون محمد بکری که شيوه بازی او تئاتری است، بازيهايی کاملا طبيعی و سينمايی از آنها بگيرد.

وی درباره محمد بکری می گويد: "بکری بازيگر معروف و مردم پسندی است. وقتی در فلسطين دنبال بازيگر بودم همه او را به من معرفی می کردند. اما او هميشه می خواست در کلوزآپ باشد. هميشه دنبال دوربين بود و می خواست در مرکز توجه دوربين باشد. با اين حال او محور فيلم است و به هر نمای فيلم انرژی می بخشد."

خانه و ساکنان آن تمثيلی از اراضی فلسطينی و مردم آن است و فيلمساز به خوبی توانسته است تمام کشمکش ها، بحران ها و تنش های موجود در جامعه فلسطين را در سطح کوچکتری به نمايش بگذارد.

از ديد او اين خانه نه تنها در اشغال سربازان اسرائيلی است بلکه به نوعی زندان آنها نيز به شمار می آيند. در يکی از تاثير گذارترين صحنه های فيلم، محمد در مقابل پرسش سرباز اسرائيلی که از او می پرسد چرا با وجود اين همه گرفتاری که برايت پيش آمده اين خانه را ترک نمی کنی، پاسخ می دهد که اينجا خانه من است و اين تويی که بايد اينجا را ترک کنی.

با اين که سربازان اسرائيلی خصوصا فرمانده آنها در صحنه هايی از فيلم دست به خشونت و ايجاد وحشت می زنند اما قصد فيلمساز تاکيد بر خشونت و بی رحمی آنان نيست.

وی در پاسخ به اين سوال که چرا سربازان اسرائيلی را انسانی به تصوير کشيده است، می گويد: "برای من مهم نبود سربازان بد را تصوير کنم، بلکه می خواستم سربازان واقعی را به تصوير بکشم. نمی خواستم آنها را فقط آدمکش نشان دهم بلکه می خواستم انسانيتی را که زير يونيفورم آنها پنهان است و سياستی را که پشت آن يونيفورم است به نمايش بگذارم. چطور می توان گفت هر سرباز اسرائيلی که به جنگ و سرزمين اشغالی می رود يک ظالم و بی رحم است."

هر کدام از شخصيت ها بسته به نوع تفکر خود با موقعيتی که در آن درگيرند، مواجه می شوند.

مريم دختر خانواده از اينکه سربازان اسرائيلی اتاق خواب او را به تصرف درآورده و به خصوصی ترين حريم او تجاوز کرده اند، خشمگين است و از پدر می خواهد واکنش نشان دهد.

او قانون فرمانده اسرائيلی را زير پا می گذارد و روزها دزدکی از پله ها بالا رفته و خود را در کمدی پنهان کرده و از لای درز آن نظاره گر لحظه های خلوت و تنهايی سربازان می شود.

از اينجا به بعد دوربين کوستانزو، حالت ذهنی ( سوبژکتيو) پيدا کرده و از دريچه چشمان دختر، با اضطراب و ترس به سربازان چشم می دوزد. لحظاتی نفس گير و دلهره آور که يادآور برخی از کارهای هيچکاک است.

در پايان فيلم می بينيم که سربازان خانه را ترک کرده اند اما تا ساکنان آن می خواهند نفس راحتی بکشند، گروه ديگری از راه می رسند.

فيلم از نظر داستان پردازی، نقطه ضعف هايی نيز دارد. در تمام طول فيلم هيچ تصويری از تلفن در خانه ديده نمی شود و هيچ مکالمه تلفنی صورت نمی گيرد اما کارگردان در صحنه ای از فيلم برای اينکه محمد را از رفتن به سمت باغچه ای که جمال در آن نارنجک کاشته بازدارد، با زنگ تلفن او را برمی گرداند.

کوستانزو در پاسخ به انتقاد من در اين خصوص، با شهامت و صداقت به اين نقطه ضعف اعتراف کرده و گفت که در آن صحنه، هيچ راه ديگری برای متوقف کردن محمد به ذهن او نرسيده و فکر نمی کرده کسی متوجه اين تمهيد داستانی ضعيف او بشود.

استفاده از ترانه پينک فلويد در باره جنگ که تمی حماسی و تهييج کننده دارد بر روی تيتراژ پايانی فيلم نيز با درونمايه و حرف اصلی فيلم که ضد خشونت است، همخوانی ندارد. اگرچه فيلمساز معتقد است برای او تم تکرار و دور باطلی که در ترانه راجر واترز وجود دارد مطرح بوده که با موقعيت مبارزه بی سرانجام در فلسطين امروز مطابقت دارد.

شناسنامه

نام فيلم: PRIVATE

بازيگران: محمد بکری ـ هند ايوب ـ ليور ميلر ـ ارين عمری - تومور روسو ـ مارگو السينگ.
کارگردان: ساوريو کوستانزو
زبان: عربی، عبری، انگليسی
محصول سال 2004 ايتاليا
برنده پلنگ طلايی از جشنواره فيلم لوکارنو

 درج در بی بی سی برای نخستين بار

Posted by parvizj at May 22, 2005 6:24 PM | TrackBack