May 15, 2005

نگاهی به فيلم مترجم

نام فيلم: مترجم (Interpreter)
کارگردان: سيدنی پولاک
بازيگران: شون پن، نيکول کيدمن، مکس مينگلا، کاترين کينر
محصول سال 2005 کمپانی يونيورسال آمريکپوستر فيلم مترجما

داستان فيلم

نيکول کيدمن(سيلويا بروم) مترجمی است که تبعه سابق کشور خيالی ماتوبو در آفريقاست و ترجمه همزمان زبان تخيلی کو(Ku) در سازمان ملل متحد را به عهده دارد. پدر و مادر او در نسل کشی و سرکوب بی رحمانه مخالفان حکومت زوانی رئيس جمهور ديکتاتور اين کشور خيالی به قتل رسيدند و برادرش سايمن به مبارزه ای مسلحانه عليه حکومت مشغول است.

يک روز او به طور تصادفی در مقر سازمان ملل مکالمه ای نجواگونه به زبان آفريقائی را در مورد ترور رئيس جمهور مستبد هنگام سخنرانی در سازمان ملل می شنود و آن را به مقامات امنيتی گزارش می کند. شون پن( توبين کلر) در نقش يک مامور امنيتی فدرال، وظيفه تحقيق و بررسی در مورد ادعای سيلويا و حفاظت از جان او را به عهده می گيرد.

او که ابتدا ادعای سيلويا را باور نمی کند به تدريج به کشف حقايق تازه ای در باره گذشته تلخ و دردبار او می رسد و خود را به او نزديک تر احساس می کند...

سيدنی پولاک و تريلر سياسی

سيدنی پولاک فيلمسازی است که سابقه درخشانی در ژانر تريلر سياسی دارد با فيلم هائی چون سه روز کندور و شرکت. فساد سياسی و قربانی شدن انسان در مناسبات پيچيده و آلوده سياسی و اجتماعی، درونمايه غالب فيلم های او را تشکيل می دهد.

در اين فيلم نيز او بر روی فساد سياسی در آفريقا و حکومت های مستبد، فاسد، سرکوبگر و غير دمکرات آن متمرکز شده است. حکومتی که بساط نسل کشی، اختناق، سرکوب و ترور را در همه جا حتی خارج از مرزهايش گسترده و مخالفانش را به شيوه های تروريستی از بين می برد.

با اينکه فيلم پولاک از عناصر اصلی ژانر تريلر سياسی مثل تعليق، رمز و راز، ارائه تدريجی اطلاعات و تعقيب و گريز استفاده می کند، اما به خاطر نگاه انسانی و شفقت آميز او به مسائل جهان و قربانيان دسيسه های سياسی، و مهارت و دقتی که به هر حال در ساختن آن به کار رفته، از نمونه های مشابه هاليوودی که در اين ژانر ساخته می شوند، فاصله می گيرد و بيشتر تريلرهای سياسی فراموش نشدنی دهه های60 و 70 مثل روز شغال، حکومت نظامی، پرده پاره، زد و توپاز را به ياد می آورد.

اما سوال اين است که در جهانی که رسانه ها همه چيز را به چالش کشيده اند و فيلمسازانی چون مايکل مور به صراحت و بدون پرده پوشی حقايق تکان دهنده ای را در باره فساد سياسی و زد وب ند های پشت پرده دولت ها و شخصيت های سياسی و اربابان قدرت افشا می کنند، آيا هنوز می توان با داستان های تخيلی و تمثيلی در باره کشورها و شخصيت های ساختگی و جعلی مردم را سرگرم کرد؟

فيلمنامه ضعيف

 

پولاک تلاش زيادی می کند که فضائی بسازد که تئوری توطئه در آن پررنگ باشد؛ ولی مشکل اساسی او فيلمنامه ضعيف آن است. فيلمنامه ای که بيشتر از طرح داستانی بر محور شخصيت ها بنا شده و با اين حال از شخصيت پردازی سست و کم مايه و طرح داستانی کليشه ای و رويدادهای قابل پيش بينی مبالغه آميز و باور نکردنی رنج می برد و فيلم را تا سطح يک تريلر سياسی معمولی و فاقد عمق پايين آورده است.

پولاک به خوبی می داند که سوژه ای که انتخاب کرده، مورد توجه رسانه های گروهی و مخاطبان غربی است. در اينجا او هم به موضوع حکومت های مستبد و نسل کشی در آفريقا می پردازد و هم بر روی مسئله امنيت و مقابله با تروريسم در جامعه آمريکا تمرکز کرده است.

فضای تروريستی و رعب و وحشت حاکم بر جامعه آمريکا خصوصا در ميان دستگاههای امنيتی خوب تصوير شده است. در عين حال پولاک با انتخاب يک آفريقائی سفيدپوست، خواسته است فاجعه را اين بار از زاويه ديد يک سفيد پوست روايت کند و به اين طريق همدلی تماشاگر آمريکائی را بيشتر برانگيزد.

اما نيکول کيدمن (سيلويا) عليرغم تلاش سختی که می کند تا انگليسی را با لهجه آفريقائی صحبت کند در اين کار موفق نيست و تماشاگر به سختی او را در اين نقش باور می کند.

نيکول کيدمن تلاش سختی می کند تا انگليسی را با لهجه آفريقائی صحبت کند اما در اين کار موفق نيست

هر دو شخصيت محوری فيلم يعنی سيلويا و کلر( شون پن)، آدمهای تنها و شکست خورده اند. آنها علاوه بر ماجرائی که درگير آنند، دغدغه های شخصی و گذشته های تلخ و مصيبت بار خود را دارند که فيلمساز از آنها غافل نيست.( شون پن تازه همسر خيانتکار خود را که به قتل رسيده دفن کرده است)

اگرچه اين دلمشغولی های ذهنی نقش چندان موثری در پيشبرد داستان ندارند اما به هر حال در شخصيت پردازی آدمهای قصه مفيدند و روابط پيچيده و تا حدی غير عادی آنها را توضيح می دهند.

فيلمبرداری داريوش خنجی

کار داريوش خنجی فيلمبردار ايرانی تبار( فيلمبردار فيلم هفت) ازامتيازات فيلم است، خصوصا در صحنه های داخلی و کريدورهای تنگ و باريک سازمان ملل.

توجه به اين نکته لازم است که سيدنی پولاک نخستين فيلمسازی است که اجازه فيلمبرداری در درون ساختمان سازمان ملل را برای اين فيلم گرفته است. پيش از او حتی به آلفرد هيچکاک نيز برای فيلمبرداری فيلم مشهور شمال از شمال غربی اين اجازه داده نشده بود.

انتخاب سازمان ملل به عنوان لوکيشن اصلی فيلم خصوصا در سکانس افتتاحيه و اختتاميه فيلم، اين امکان را به خنجی داده است تا از قابليت های مکان بيشترين بهره را در فيلمبرداری و نورپردازی ببرد.

انتشار نخست در بی بی سی

Posted by parvizj at May 15, 2005 12:37 AM | TrackBack