March 5, 2005

در ستايش حسين محجوب

 

 

ديشب فيلم « رنگ خدا» ی مجيد مجيدی را برای دومين بار از BBC 2 با عنوان انگليسی  The Colour of Paradise ديدم. بی بی سی فيلم را خيلی دير، بعد از نيمه شب، زمانی که کمترين مخاطب را دارد پخش کرد چرا که بينندگان انگليسی حوصله تماشای اينگونه فيلمها را ندارند و اصولا کمتر به ديدن فيلمهائی می روند که با زبان غير انگليسی ساخته شده و با زير نويس انگليسی به نمايش در می آيد. به همين دليل سينمای ايران آن اعتبار و شهرت را که در کشور های ديگر مثل فرانسه دارد در اينجا ندارد. البته دلايل ديگری نيز می توان در اين زمينه ارائه کرد که قصد من در اين يادداشت کوتاه اين نيست که به اين موضوع بپردازم.

 قبلا نظرم را در باره « رنگ خدا»  و ارزش های سينماپی آن نوشتم که مسعود فراستی آن را در کتابی با همين عنوان منتشر کرد. آنچه که در تماشای دوباره فيلم نظرم را جلب کرد،  بازيگری خيره کننده و تاثير گذار حسين محجوب بود. بازيگر قدرتمندی که ارزش های واقعی او در سينمای ايران ديده نشده يا به آن کمتر اشاره شده است. عليرغم اينکه محجوب نقش هائی مشابه اين نقش ( مرد روستائی محروم و درمانده) را پيش از اين در فيلمهائی چون « ماديان»( که به اعتقاد من يکی از آثار درخشان سينمای پس از انقلاب ايران است) و « دوران سربی» بازی کرده بود اما هرگز به چهره ای کليشه ای وتيپيکال ( از نوع مجيد محسنی در ژانر فيلم های روستائی پيش از انقلاب) تبديل نشد. ويژگی ظاهری  و فيزيکی محجوب به گونه ای است که او را مناسب نقش مردان روستائی ساخته است اما او با خلاقيت فوق العاده و مهارت های بازيگری اش در هرکدام از اين فيلم ها حضور يکه و منحصر به فردی پيدا کرده است که به راحتی قابل تمايز و  تفکيک از يکديگر است. شگفتی کار محجوب در اين نيست که او می تواند به سادگی با بيرونی کردن خشونت « پدر» به ظاهر سنگدل و بی عاطفه فيلم « رنگ خدا»، باطن نرم و روح لطيف و به شدت مهربان او را برجسته تر سازد يا کشمکش و جدال درونی مردی را به نمايش گذارد که در موقعيت دراماتيکی قرار گرفته و برای ازدواج مجدد و داشتن يک زندگی طبيعی،  پسر نابينايش را مزاحمی بر سر راه خود می بيند و چندين بار فکر شيطانی کشتن او از مغزش می گذرد. نکته برجسته کار محجوب اين است که او آدمی را روی پرده می آفريند که به شدت قابل لمس، پذيرفتنی و باورکردنی است.( فراموش نکنيم که باور پذيری معيار اساسی برای تشخيص درستی يک فيلم است) تماشاگر او را با تمام وجودش باور می کند.  طرز حرف زدن، راه رفتن، لباس پوشيدن، غذا خوردن، خوابيدن، کار کردن، خنديدن ( اگر فضائی برای خنديدن وجود داشته باشد)، گريستن و اندوه او آنچنان طبيعی و رئاليستی است که ذره ای در واقعی بودن او ترديد نمی توان کرد.( روشن است که من شيوه بازيگری رئاليستی را مد نظر دارم وگرنه در سبک های ديگر مثل اکسپرسيونيسم کسی از بازيگر انتظار ندارد که طبيعی بازی کند چرا که اغراق و تئاتريکال بودن لازمه اين سبک است). من تا کنون محجوب را در يک فيلم شهری نديده ام تا در باره توانائی يا عدم توانائی او در نقشهائی غير از آنچه برشمرده ام، داوری کنم اما با پيشينه نيرومند تئاتری که در او سراغ دارم و سابقه همکاری اش با کسانی چون بهرام بيضائی، عباس جوانمرد، محمد رضا اصلانی و عباس رفيعی، اطمينان دارم که قادر است هر نقش درستی را که بر اساس قابليت های فيزيکی و جسمی او به او محول شود با قدرت بازی کند. در شوق تماشای « رسم عاشق کشی» آخرين فيلم حسين محجوب و دومين همکاری اش با خسرو معصومی می مانم.

 

Posted by parvizj at March 5, 2005 1:07 AM | TrackBack
Comments

سلام پرويز عزيز
اين هم ايميل من.s-shahhosseini@araku.ac.ir برام نامه بنويس.اسفند ماه فيلم كوتاه من در منچستر به نمايش در امد. اگه ردي ازت داشتم حتما دوست مي داشتم تا ازت بخوام اونو ببيني. الان هم تو جشنواره huesca در اسپانيا فيلم دارم كه متاسفانه سفارت اسپانيا براي ويزا برخورد بسيار بدي دارد و فكر نمي كنم بتوانم به جشنواره بروم.در هر صورت از پاسخت سپاسگذارم.برام ايميل بزن و از خودت بگو.در جواب ايميلت شاره تلفنم رو مي نويسم.
دوست هميشگي تو
سعيد

Posted by: saeed at June 2, 2005 8:58 AM

سعيد جان سلام و ممنون از کامنتی که گذاشتی. اين هم از فوايد وبلاگ نويسی که آدم می تواند دوستان قديمش را راحت پيدا کند.
واقعا ياد آن روز ها به خير. لطفا ای ميل يا تلفن ات را برايم بگذار.
به اميد ديدار.

Posted by: پرويز at May 30, 2005 4:59 PM

پرويز عزيز .دوست بزرگوارم
سلام
تو الان كجايي.تصور مي كنم انگليس باشي چون آخرين با ردوستان همكارت بهم گفتند.به آدرس s-shahhosseini@araku.ac.ir برام بنويس.دلم برات تنگ شده.اگه يه جستجوي اتفاقي و از سر وقت كشي تو اينترنت نبود شاهد ردت رو پيدا نمي كردم.زود تر از هر چيزي جواب من رو بنويس.
فداي تو
سعيد شاه حسيني

Posted by: saeed shahhosseini at May 29, 2005 2:20 PM

نه با شما موافق نيستم . اتفاقا محجوب بازيگري به شدت تياتري و غير رياليستي (اگربشودچنين اصطلاحي را به كار برد !) است . بويژه وقتي كه صدايش را در گلو مي اندازد .

Posted by: siavash at March 26, 2005 10:31 PM
Post a comment









Remember personal info?