March 25, 2005

مردی که زياد می دانست

 


                                                                                                                                           نگاهی به فيلم مستند داستانی « بازرس حکومت»، زندگی دکتر ديويد کلی                  


 


داکيودراما(docudrama) فيلم مستند نيست بلکه تفسير دراماتيکی از يک واقعيت مستند است. انگليسی ها استاد ساختن داکيودراما هستند، يعنی فيلم های داستانی که بر اساس يک رويداد مهم تاريخی، اجتماعی، سياسی و يا علمی ساخته می شوند و به گونه ای ساخته می شوند که فيلم مستند را القا کند. در اين کارعناصر و شگردهای مستند مثل دوربين روی دست، نورپردازی طبيعی و يا استفاده از نور محيط، نماهای روتوش نشده، کار در لوکيشن های واقعی، حضور نابازيگران يا بازيگران نه چندان سرشناس، استفاده از تصاوير آرشيوی و خبری تلويزيون و بازسازی نماهايی که باCCTV گرفته شده را به دقت و زيرکی به کار می گيرند آنطور که بيننده فکر می کند واقعا با يک فيلم مستند طرف است.Dr.David Kelly


« بازرس حکومت»


((The Government Inspectorتوليد  Channel Four يک نمونه خوب اين 


« گونه» فيلم است. فيلمی که در باره آخرين روزهای بحرانی زندگی دکتر« ديويد کلی» بازرس سلاح های شيميائی و کشتار جمعی حکومت بريتانيا در عراق ساخته شد. وی پس از ماهها بررسی و تحقيق در عراق به اين نتيجه می رسد که ادعای تونی بلر در مورد وجود سلاح های کشتار جمعی(WMD) در عراق واقعيت نداشته و تنها بهانه ای برای شروع جنگ و حمله نظامی به عراق بوده است. دکتر کلی تصميم می گيرد عليرغم تمايل روسای خود، واقعيت را مخفيانه به خبر


نگاران بی بی سی گزارش دهد و پس از آن که گزارش بی بی سی منتشر می شود و منبع خبری آن لو می رود، او تحت بازجوئی های پی در پی قرار می گيرد و مجبور می شود فشارها و سرزنش های زيادی را تجمل کند. او در جستجوها و تحقيقات خود به راز مهمی پی برده بود که برملا کردن آن عواقب سنگينی برای او در پی داشت و در نهايت به مرگ او انجاميد. قطعا ساختن فيلمی تلويزيونی در باره يکی از خبر سازترين چهره های سياسی معاصر تاريخ بريتانيا، کسی که چندين ماه اخبار مربوط به پرونده و خودکشی رازآميز او تيتر روزنامه ها و شبکه های خبری بريتانيا بود، کار چندان ساده ای نيست. ماجرائی که موقعيت تونی بلر و دولت او را به خطر انداخت و دخالت نظامی او را در عراق زير سوال برد و منجر به استعفای الستر کمپبل( مشاور تونی بلر)، اخراج اندرو گيليگان ( خبر نگار بی بی سی) و تعويض رئيس بی بی سی گرديد.


برای پيتر کوسمينسکی،  ساختن اين فيلم کار بسيار دشواری بود، اگرچه اواستاد ساختن داکيو دراماست و پيش از اين فيلم های « معصومين»((Innocents را در باره رسوائی کشتار نوزادان در بيمارستان سلطنتی بريستول و « جنگجويان» Warriors)) را در باره مشکلات ارتش انگليس در بوسنی ساخت که اين فيلم جايزه بهترين مستند داستانی را برايش به ارمغان آورد. اما اين بار او روی موضوع بسيار حساس و پيچيده ای دست گذاشته است. موضوعی که مدعيان گردن کلفتی مثل دولت تونی بلر، بی بی سی و خانواده دکتر کلی داشته و دارد. از سوی ديگر وجه حساسيت بر انگيز و ظريف اين گونه فيلم ها اين است که در زمانی ساخته می شوند که هنوز مدت زيادی از اصل واقعه نگذشته است و افکار عمومی هنوز اين ماجرا و پيامدهای آن را از ياد نبرده اند و مهمتر از همه اين که پايان تراژيک داستان را نيز می دانند. برای کوسمينسکی کافی بود که روزنامه ها و اخبار تلويزيونی آن دوره خاص را دوباره مرور کند و يا گزارش نه چندان متقاعد کننده و يک جانبه« لرد هوتون» را در باره پرونده دکتر کلی بخواند اما او می دانست که اين کار برای رسيدن به حقيقت کافی نيست. حقيقت،  مهمترين تم اين فيلم است که  کوسمينسکی سعی می کند از طريق تحقيق و مصاحبه و کنکاش در گذشته دکتر کلی به آن برسد. در صحنه ای از فيلم دکتر کلی به بازپرس MI5 می گويد: « من به دين بهائيت گرويدم و اين دين به من آموخت که به حقيقت احترام بگذارم.» اما او در پاسخ به سوال بازپرس که می پرسد: « ولی تو الان داری به من دروغ می گوئی»]اشاره به انکار « منبع خبری بودن» او برای اندرو گيليگان[ سکوت می کند.


قطعا کوسمينسکی برای نگارش سناريوی اين فيلم به همکاری دستگاههای دولتی، مديريت بی بی سی، خانواده دکتر کلی و افراد درگير در اين ماجرا نياز داشت. ظاهرا تونی بلر و همکاران او از مشارکت در اين پروژه امتناع کردند اما کوسمينسکی اين شانس را داشت که از همکاری منابع ديگر، خصوصا خانواده دکتر کلی بهره مند شود. وی در اين باره گفته است: « اين يکی از سخت ترين تصميمات حرفه ای زندگيم بود که گرفتم. اينکه آيا ساختن اين فيلم آنقدر اهميت دارد که احيانا موجب ناراحتی خانواده دکتر کلی شود. سرانجام احساس کردم که موضوع هائی که در اين فيلم مطرح می شود مثل روش حکومت ما، آزادی بيان و مطبوعات و تصميم به شرکت در جنگ، مهم تر از آن است که به خانواده دکتر کلی اجازه دهد جلوی بازسازی اين ماجرا را بگيرد... من می خواستم حس همدردی ام را نسبت به دکتر کلی نشان دهم. گرچه او بی تقصير نبود، اما چه کسی بی تقصير است؟»


تيم تحقيق کوسمينسکی با 120 نفر از افراد درگير در اين ماجرا گفتگو کردند، از جمله با همکاران دکتر کلی در عراق و شوروی سابق و کسانی که با او در« پورتون داون» همکاری داشتند. همينطور با دوستان نزديک و خانوادگی او. کوسمينسکی می گويد که هيچ زمينه ای نبود که او در باره اش به اندازه کافی تحقيق نکرده باشد. با اينکه حکومت بلر از همکاری با او امتناع کرد اما مانع ساخت فيلم او نشد.(سياستی که به شدت در ايران رايج است و فيلمسازان را از نزديک شدن به موضوع هائی که مورد علاقه حکومت نيست يا نسبت به آن حساس است برحذر می دارد. تصور کنيد اگر فيلمسازی يا تيمی بخواهد در ماجرای قتل های زنجيره ای تفحص کند و نتايج تحقيقات خود را در قالب فيلمی مستند يا داستانی ارائه کند چه بر سرش خواهد آمد. آيا سرنوشتی بهتر از اکبر گنجی و دکتر ناصر زرافشان در انتظارش خواهد بود؟)


اما کوسمينسکی از اينکه حکومت با او همکاری نکرد متاسف نيست. او حواسش به تئوری توطئه نيز بود. مخالفان دولت بريتانيا و شايد افکار عمومی اين کشور، داستان خودکشی مرموز دکتر کلی را به سادگی باور نکنند و از کوسمينسکی انتظار داشته باشند در اين مورد با صراحت عمل کند، اما او زيرکانه از اين کار طفره می رود و خودکشی دکتر کلی را نشان نمی دهد و فيلم را با نمائی از او تمام می کند که در کنار پرچين مزرعه سر سبز و فراخش ايستاده و به چريدن اسب ها می نگرد، در حالی که عميقا مايوس و درهم شکسته به نظر می رسد. « مارک رای لنس» در نقش دکتر کلی بازی خوبی ارائه می کند. با اينکه از نظر سنی بسيار جوان تر از دکتر کلی است و شباهت ظاهری اندکی به او دارد اما تماشاگر پس از چند دقيقه به ظاهر او عادت می کند و او را در نقش کلی می پذيرد. او به خوبی موفق می شود،  بدون اينکه اغراق کند، کشمکش های درونی اين شخصيت را به نمايش بگذارد و باطن پر آشوب دکتر کلی را که در پس ظاهر آرام، متواضع و موقر او نهفته است، آشکار سازد.    

Posted by parvizj at March 25, 2005 4:20 PM | TrackBack