February 8, 2005

آسانسور به سوی سکوی اعدام

 

ژان مورو در نقش فلورانسمدتها بود که می خواستم در مورد موسيقی جازی که بر روی اين صفحه می شنويد شرح کوتاهی بنويسم که طبق معمول،

 روزمرگی و فشار کار روزانه مانع از انجام آن می شد. تا اينکه چند شب پيش برحسب اتفاق تلويزيون BBC Four  فيلم درخشان و فراموش نشدنی

« آسانسور به سوی سکوی اعدام»Lift to the scaffold  نخستين کار سينمائی لوئی مال فيلمساز فرانسوی و به اعتقاد من يکی از بهترين کارهای او را پخش کرد. فيلمی که مدتها دنبال نسخه ويدئوئی يا دی وی دی آن بودم و به هر مغازه ای در لندن سرمی زدم نمی يافتم. فکر می کنم نخستين بار آن را سالها پيش در نمايش های ويژه جشنواره فجر ديدم و سبک تصويری زيبا،  داستان عاشقانه، بازی خيره کننده ژان مورو  و موسيقی متن آن تاثير عميقی بر من گذاشت و بعد که فيلم کوتاه « روز بر می آيد» را می ساختم ناخودآگاه تحت تاثير آن بودم و خيلی دلم می خواست شيوا ارسطوئی را عين ژان مورو در بياورم و نمی دانم تا چه حد موفق شدم. بعد ها دوست خوبم سعيد عقيقی نسخه ای ازاين فيلم را به من داد که با اينکه زير نويس انگليسی نداشت ولی خيلی خوشحالم کرد.

 و اما لوئی مال اين فيلم را در  1958 بر اساس رمان جنائی و مردم پسند نوئل کالف ساخت يعنی در همان نخستين سال های شکل گيری موج نو فرانسه و ساخته شدن ازنفس افتاده گودار و سرژ زيبای کلود شابرول. گودار، شابرول ، مال و تروفو به شدت تحت تاثير کارهای هيچکاک و فيلم های « بی مووی» آمريکائی و ژانر تريلر بودند و همه آنها نخستين کارهای خود را براساس رمان های جنائی و مردم پسند آن روزگار ساختند. نکته بسيار جالب و زيبای کار مال در اين فيلم اين است که ما زوج عاشق يعنی ژان مورو و موريس رونه را جز در صحنه آخر آن هم در يک عکس دو نفره که راز عشق ودر عين حال جنايت شان را افشا می کند ، هيچگاه با هم نمی بينيم.

موسيقی فيلم، کار مايلز ديويس آهنگساز بزرگ جاز و نوازنده بی همتای ترومپت است. مايلز ديويس فضای عاشقانه  فيلم لوئی مال و روح مضطرب، اندوهناک و تنهای ژان مورو را به خوبی درک کرده و در موسيقی فيلم گنجانده است. نوای ترومپت او در همراهی با ضربه های آرام طبل کنی کلارک و پيانوی رنه ارترگر به نحو شگفت انگيزی با ريتم آرام و فضای تراژيک و غمگين فيلم هماهنگ است و گيرائی و تاثير تصاوير خيابان های خلوت و باران خورده پاريس را در شب با نور چراغهای نئون و کافه ها و بارهای پردود ش ( با فيلمبرداری استادانه هنری دکا که تنها با نور طبيعی و موجود اين صحنه ها را درآورده است)، دوچندان کرده است.

مارسل رومانو مدير تهيه ساوند ترک فيلم در باره نحوه آشنائی مايلز ديويس با لوئی مال می گويد :« مايلز برای تور اروپائی خود سه هفته در پاريس بود و من می خواستم فيلم کوتاهی با او در باره جاز بسازم که کلود رپنيو به سراغم آمد و گفت که کارگردان جوانی به نام لوئی مال که عاشق جاز است فيلم تريلری  ساخته است و می خواهد مايلز ديويس موسيقی متن آن را بسازد. با مايلز صحبت کردم و او نيز وقتی فيلم را در استوديوی« پست پاريزين» با حضور لوئی مال و ژان مورو ديد به شدت تحت تاثير آن و به خصوص بازی عالی لينو ونتورا  قرار گرفت و قبول کرد موسيقی آن را بسازد. کار بر اساس بداهه سازی و به سرعت پيش رفت و لوئی مال و مايلز ديويس هر دو از نتيجه آن راضی بودند.»

 

Posted by parvizj at February 8, 2005 1:34 AM
Comments

سلام
مايلس ديويس؟
کیف داد.

Posted by: مانی at February 9, 2005 6:20 PM