February 13, 2005

خاموشی آرتور ميلر

 

آرتور ميلر نيز درگذشت. نمايشنامه نويسی از نسل غولهای بزرگ تئاتر معاصر جهان و در رديف کسانی چون تنسی ويليامز، برتولت برشت، ساموئل بکت، اوژن يونسکو، فرناندو آرابال، آنتوان چخوف و ... او نيز همچون همه اين بزرگان در تحول تئاتر مدرن نقش مهمی داشته است. مرگ دستفروش او که اينک به يک اثر کلاسيک تئاتر تبديل شده است،  يکی از نخستين تراژدی های مدرن جهان است.آرتور ميلر و مريلين مونرو ميلرسبک رئاليستی منحصر به فردی داشت و در آثارش تصوير دقيقی از جامعه معاصر آمريکا و ارزش های رو به زوال آن ارائه داد. بيشتر شخصيت های او همانند ويلی لومن، قربانی بی عدالتی و بیرحمی نطام سرمايه داری آمريکا بودند. او خود نيز قربانی همين نظام بود و در سال 1956 به جرم داشتن افکار کمونيستی توسط کميته سناتور مک کارتی محاکمه شد و چون از لو دادن دوستان چپگرايش خودداری کرد مجرم شناخته شد و در ليست سياه قرار گرفت. نمايشنامه جادوگران شهر سيلم(Crucible) او استعاره ای از سلطه مک کارتيسم بر جامعه آمريکا و دفاع از آزادی عقيده و بيان بود.  ميلرنخستين رئيس آمريکائی انجمن جهانی قلم بود(1965-1969) و امضايش در پای بسياری از بيانيه های تند سياسی و اجتماعی ديده می شد. منتقد سرسخت و بی پروای سياست های توسعه طلبانه و جنگ افروزانه آمريکا بود و دخالت نظامی آمريکا را در ويتنام، کوبا و عراق محکوم می کرد. گفته او در باره جنگ ويتنام مشهور است: « من مسئولم. من ماليات می دهم که با آن طناب برای بستن دستهای ويتنامی ها خريداری شود. دلارهای من خرج بنزين کاميون های سربازان آمريکائی می شود.»

آرتور ميلر در سن 33 سالگی جايزه پوليتزر را به خاطر نمايشنامه مرگ دستفروش به دست آورد اما هرگز جايزه نوبل به او تعلق نگرفت. علاوه بر نمايشنامه نويسی، رمان، داستان کوتاه ، نقد ادبی و تئاتری و فيلمنامه نيز می نوشت. در 1961 فيلمنامه « ناجور ها» را برای همسرش مريلين مونرو نوشت که با شرکت او و جان هوستون، کلارگ گيبل و مونتگمری کليف ساخته شد و تاثير روانی بسيار بدی بر روی مريلين مونرو گذاشت. مونرو ي بعد از پايان اين فيلم از او جدا شد و يکسال بعد درگذشت. ميلر اتوبيوگرافی خود را در 1987 با عنوان Timebend منتشر کرد  که بخش مهمی از آن به زندگی مشترک او با مريلين مونرو اختصاص داشت. آخرين کار او که در سال گذشته  اجرا شد، نمايشنامه « تمام کردن فيلم» Finishing the Picture بود که در آن نيز ميلر به نحوه ساخته شدن فيلم « ناجورها» پرداخته بود.

ميلر دلبستگی زيادی به تئاتر داشت و از ميان انواع تجربه های نوشتن ، نمايشنامه نويسی را ترجيح می داد. معتقد بود که تئاتر می ماند، چرا که هنر زمان حاضر است. در باره او و کارهايش باز هم خواهم نوشت. يادش گرامی باد.

Posted by parvizj at February 13, 2005 4:44 AM | TrackBack
Comments

ممنون به خاطر مطالب جالب وجذابتون مي خواستم در مورد دختر مريلين كه به تازگي كتابشو خوندم و همچنين خود مريلين بيشتر بدونم خسته نباشيد

Posted by: maryam at March 3, 2007 1:00 PM

مرسي از نوشته هاتون. من به سينما علاقه دارم ولي چيز زيادي ازش نميدونم. تازگي ها كتابي رو خوندم به نام دختر مريلين . به همين دليل علاقه زيادي به شخصيت مريلين مونرو پيدا كردم. خيلي دلم ميخواد از دخترش بيشتر بدونم يا بتونم عكساشو يا نقاشي هاشو ببينم. اگه بتونين كمكم كنين خيلي ممنون ميشم.

Posted by: sahar at June 19, 2005 12:11 AM

ه صشدف حهزس بقخئ ع

Posted by: chris at April 21, 2005 10:51 AM
Post a comment









Remember personal info?