February 11, 2005

به ياد هنک ويليامز

 

 

هنک ويليامز بدون شک از پيشگامان و بزرگترين خوانندگان موسيقی کانتری و وسترن آمريکاست. سبک خاص نواختن گيتار، لحن تلخ، غمناک و اندوهگين و ملودی های ريتميک و تند از ويژگی های ترانه های اوست. ترانه های او از نظر مضمون غالبا بر دو دسته اند: ترانه های عاشقانه

 ( مثل Your cheatin’ heart) و ترانه های مذهبی که با الهام از اشعار مذهبی و سرودهای کليسائی اجرا شده اند (مثل I saw the light). صدای او بسيار محزون و دلگير و آوازهايش که با لحنی غمبار و پر از اندوه و درد خوانده می شود، تسلی بخش روح های زخم ديده و شکست خورده است،  در عين حال که نوستالژي فيلم های وسترن و زندگی کابوی های تنها وعاشق را در دشتهای گرم و سوزان در خود دارد.

هنک ويليامز در طول عمر کوتاه خود 66 ترانه ساخت که برخی از آنها مثل I’m a rolling stone در زمره ترانه های ماندگار موسيقی فولکلوريک جهان به شمار می آيند. آلبوم ترانه های او امروز نيز پس از پنجاه سال که از مرگ او می گذرد بيش از نيم ميليون در سال فروش دارد.

مستند ديشب بی بی سی ( از سری برنامه های مستند Arena که به بيوگرافی هنرمندان، نويسندگان و چهره های مشهور اختصاص دارد)  در باره او با عنوان « هنک ويليامز، هانکی تانک بلوز»

(Hank Williams: Honky Tonk Blues) ساخته مورگان نويل،  يکی ازمعدود فيلم های مستندی است که در باره اين چهره بزرگ موسيقی کانتری آمريکا ساخته شده است. علت اين امر شايد به خاطر مرگ زودهنگام هنک ويليامز در سن 29 سالگی باشد که مواد تصويری و صوتی اندکی از خود به جا گذاشته ومصالح لازم را برای ساختن فيلم مستند در اختيار فيلمسازان قرار نمی دهد. ( تنها حرفهای ضبط شده ای که از هنک ويليامز باقی مانده مربوط به صفحه ای است که از گفتگوی او با راديوی محلی WDMR45 پر شده است.)

با اين حال مورگان نويل ( سازنده مستند هائی در باره چارلی چاپلين، جان اشتاين بک و مادی واترز خواننده بزرگ بلوز) موفق شده است با همين تصاوير آرشيوی اندک و ترکيب آن با مصاحبه های مختلف، فيلم مستند جذابی برای بينندگان تلويزيون وعاشقان موسيقی کانتری و صدای جادوئی هنک ويليامز بسازد. (من که از ديدن آن واقعا لذت بردم و بسياری از لحظات آن برايم يادآور خاطره فيلم های کلاسيک وسترن بود)

فيلم با نمای هوايی زيبائی از يک جاده شروع می شود که اتومبيل کاديلاک آبی رنگی در آن می راند و صدای هنک ويليامز سوم، نوه هنک ويليامز بزرگ را بر روی تصوير می شنويم که از مرگ پدربزرگش بر صندلی عقب اين کاديلاک قبل از سپيده دم روز اول سال نو 1953 می گويد. کسی که هرگز پدربزرگش را نديده و هيچ خاطره ای از او در ذهن ندارد اما بيشترين تاثير را از سبک موسيقی او و حتی سبک لباس پوشيدن او(هنک ويليامز هميشه با کلاه و لباس کابويی برصحنه ظاهر می شد) گرفته است و در طول فيلم برخی از ترانه های محبوب او را با گروه کوچکش در استوديو اجرا می کند.

گفتگو با همسران هنک ويليامز، ادری ويليامز و بيلی جين، مادرش ليلی، دخترش جت و پسرش هنک ويليامز جونيور که هر دو راه پدر را دنبال کرده و اکنون از خوانندگان مشهور موسيقی کانتری اند، از قسمت های شنيدنی و جذاب فيلم است. همينطور گفتگو با برخی از دوستان و اعضای گروه موسيقی کانتری Drifter Cowboys که در اتومبيل های قديمی يا تراس خانه شان بر روی صندلی های راحتی نشسته اند و از خاطرات خود با ويليامز و خلاقيت های او سخن می گويند.

به علاوه فيلمساز نشان می دهد که هنک ويليامز نه تنها بر خوانندگان نسل اول راک،  بلوز و کانتری مثل باب ديلن،  ری چارلز و ويلی نلسون تاثير گذاشت، بلکه تاثير او همچنان بر خوانندگان نسل جديد چون نورا جونز و جيلين ولچ باقی است.

استفاده فيلمساز از حرکت اتومبيل در جاده به عنوان يک موتيف تصويری در لابلای فيلم تاکيدی است بر خصلت جاده ای موسيقی هنک ويليامز. همينطور تکرار صدای بوق قطار که يادآور خاطره پدر اوست که مهندس قطار بود و هنک ويليامز در بسياری از ترانه های خود از او ياد کرده است.

يکی از زيباترين صحنه های فيلم، صحنه تالار موسيقی Grand Ole Opry است که هنک ويليامز روزی ترانه مشهور Long Gone Lonesome Blues را در آن خواند اما هيچ تصويری از اين اجرا در دست نيست و فيلمساز تنها به صدای ويليامز دسترسی داشته است. اما او برای جبران اين خلا تصويری دوربين خود را در تالار خاموش و متروک به گردش در می آورد ودر حالی که از روی صندلی های خالی عبور می کند صدای کف زدن و تشويق جمعيت را می شنويم. از سوی ديگرفيلمساز با بازسازی تصوير سايه وارهنک ويليامز هنگام اجرای ترانه بر روی صحنه و استفاده از دوربين سوبژکتيو فضائی وهمناک و راز گونه خلق کرده که تاثير غيبت تصويری ويليامز را تشديد می کند.

با اين حال اگرچه فيلمساز شناخت نسبتا تازه ای را در مورد هنک ويليامز از طريق گفتگو ها ونماهای معدود آرشيوی و تحقيق وسيعی که در باره او انجام داده، ارائه می کند اما فيلم او غنای تصويری ، خلاقيت و شاعرانگی لازم اين گونه فيلم های مستند را ندارد، ضمن اينکه نمی تواند روح ترانه های سرشار از غم و درد ويليامز را ريشه يابی کرده و برملا سازد و در نهايت او همچنان برای ما به عنوان شخصيتی مبهم، رمزآلود و دست نيافتنی باقی می ماند.  

 

Posted by parvizj at February 11, 2005 1:44 AM | TrackBack