January 4, 2005

تقدير آکادمی فيلم اروپا از ليو اولمن و کارلوس سائورا

آکادمی فيلم اروپا در هفدهمين دوره اهداء جوايز سينمائی خود که به نوعی اسکار اروپائی محسوب می شود از ليو اولمن بازيگر زن برجسته سوئدی و ايفاگر بسياری از نقش های فيلمهای برگمن به خاطر حضور موثرش در سينمای اروپا و کارلوس سائورا سينماگر نامدار اسپانيائی و سازنده آثار درخشانی چون « به کلاغها غذا بدهيد»، « کارمن» و « تانگو» ،  به خاطر يک عمر فعاليت ثمربخش و سازنده در سينما قدردانی کرد.


در اين مراسم که  اواخر سال گذشته درشهر بارسلونای اسپانيا و با حضور تعداد زيادی از چهره های شاخص سينمای امروز اروپا مثل ويم وندرس، پدروآلمادوار، ايشتوان ژابو، نيکيتا ميخالکوف، مايک لی، الخاندرو امه نابار و برونو گانز  برگزار شد، جوايز بهترين های سينمای اروپا در سال 2004 به برندگان اهدا گرديد.


در ابتدای مراسم، ويم وندرس، به عنوان رئيس آکادمی فيلم اروپا ضمن خوشامد به حاضران گفت: « در طول شانزده سال گذشته ما سينماگران اروپائی، همچون خود قاره اروپا در حال تحول بوديم. سينمای اروپا در حال حرکت است. ما سينماگران بيش از چهل کشور اروپائی، داستانها و تصاويری در باره حال و آينده قاره خود می سازيم تا دنياپی صلح آميز و قابل تحمل را شکل دهيم.»



 


پس از آن جوايز آکادمی، در زمينه های  کارگردانی، فيلمنامه نويسی، فيلمبرداری، موسيقی و بازيگری به شرح زير اهدا گرديد:


 بهترين فيلم


 از ميان فيلم های سوراخی در قلبم( لوکاس مد يسون)، آموزش بد( پدرو آلمادوار)، دريای درون( الخاندرو امه نه بار)، ورا دريک( مايک لی)، مرغزار گريان( تئو آنجلو پولوس)، کنترل( نيمرود آنتال)، شاخ به شاخ( فتی آکين)، به من بنگر( آنيس ژائووی)، جايزه بهترين فيلم از سوی اعضای آکادمی به فيلم « شاخ به شاخ» ساخته فتی آکين فيلمساز ترک تبار آلمانی تعلق گرفت. وی که جايزه خود را از دست ويم وندرس دريافت می کرد خطاب به حاضران گفت: « من دو مليتی هستم و يکی از اين مليت ها در قاره اروپا نيست ولی من می خواهم اينجا بمانم و در اروپا فيلم بسازم.»


« شاخ به شاخ» به عشق بی سرانجام يک زوج ترک در جامعه آلمان می پردازد و در عين حال مسئله بحران هويت را نيز مد نظر دارد.


 بهترين فيلمنامه


 آنيس ژائووی و ژان پير باکری جايزه بهترين فيلمنامه را به خاطر نوشتن فيلمنامه فيلم « به من بنگر» دريافت کردند.  ژان لوک گودار برای « موسيقی ما»، پدرو آلمادوار برای « آموزش بد»، پل لاورتی برای «  يک بوسه عاشقانه» و فتی آکين برای « شاخ به شاخ»  از کانديداهای ديگر دريافت اين جايزه بودند.


 بهترين کارگردانی


 جايزه بهترين کارگردان سال 2004 اروپا به آلخاندرو امه نه بار کارگردان فيلم « دريای درون» از اسپانيا تعلق گرفت. « امه نه بار» با فيلم ترسناک و سورئاليستی « ديگران» با بازی نيکول کيد من به شهرت بين المللی رسيد. پدرو آلمادوار، تئو آنجلو پولوس، فتی آ کين و آنيس ژائووی از رقبای امه نه بار برای جايزه بهترين کارگردانی بودند.


 بهترين فيلمبرداری


 از ميان فيلم های « دريای درون»، « مرغزار گريان»، « شاخ به شاخ» و « دختری با گوشواره مرواريد» که کانديد دريافت جايزه بهترين فيلمبرداری بودند، اين جايزه به ادواردو سرا به خاطر فيلمبرداری فيلم« دختری با گوشواره های مرواريد» تعلق گرفت.


 بهترين موسيقی فيلم


 برونو کوليس آهنگساز فيلم « کر»، جايزه بهترين موسيقی فيلم را دريافت کرد. موسيقی فيلم های « علفزار گريان» ، « سوراخی در قلبم»، « کد 46»، و « دختری با گوشواره مرواريد»، کانديداهای ديگر دريافت اين جايزه بودند.


 بهترين بازيگر زن


 جايزه بهترين بازيگر زن به ايملدا استونتن بازيگر انگليسی نقش پيچيده و دشوار« ورا دريک» در فيلمی به همين نام ساخته مايک لی اهدا شد. ايشتوان ژابو کارگردان بزرگ مجار از فيلم مايک لی به عنوان شاهکار نام برد.


پنه لوپه کروز بازيگر « حرکت نکن»، سيبل که کی لی بازيگر « شاخ به شاخ»، سارا آدلر بازيگر« موسيقی ما»،، والريا برونی تدسکی بازيگر« 2×5» و ازی لوی بازيگر فيلم اسراپيلی« آوانيم»، کانديداهای ديگر اين بخش بودند.


 بهترين بازيگر مرد


 خاوير باردم بازيگر جوان و مشهور سينمای اسپانيا به خاطر بازی در فيلم « دريای درون» ، جايزه بهترين بازيگر مرد اروپا را در سال 2004 دريافت کرد. بيرول اونل برای بازی در فيلم « شاخ به شاخ» و برونو گانز بازيگر قدرتمند آلمانی برای بازی در نقش هيتلر در فيلم « سقوط»  نيز برای دريافت اين جايزه کانديد بوده اند.


 علاوه بر اين جوايز، جايزه بهترين فيلم غير اروپائی به فيلم 2046 ساخته علمی تخيلی وونگ کار وای فيلمساز خلاق و غير متعارف چينی اهدا شد. همينطور جايزه بهترين فيلم مستند سال اروپا به فيلم  مستند« کابوس داروين»  تعلق گرفت. جايزه مردمی جيمسون نيز که با رای مردم تعيين می شود، توسط پدرو آلمادوار به پنه لوپه کروز بازيگر اسپانيائی فيلم « حرکت نکن» اهدا گرديد.


 به دنبال اعلام نام ليو اولمن، برای دريافت جايژه ويژه آکادمی اروپا، تماشاگران حاضر در سالن به احترام او يکپارچه به پا خاستند و دقايقی طولانی به تشويق او پرداختند. ليو اولمن نيز پس از دريافت جايزه،  طی سخنانی گفت: « من خيلی خوشحال و مفتخرم که بخش مهمی از آموزش من در سينمای اروپا بوده است. در بهترين لحظه ها با تماشای خود بر روی پرده فهميدم؛ من کی هستم و چرا هستم.»


کارلوس سائورا نيز پس از دريافت جايزه ويژه خود به عنوان يک عمر فعاليت سينمائی و توليد تعدادی از آثار فراموش نشدنی سينمای جهان، گفت:« فکر می کنم ارتباط بين کشور های ما از دست رفته است و اين بايد حل شود. امروز فيلم های زيادی در اروپا ساخته می شود که ما در اسپانيا يا آلمان يا ايتاليا نمی بينيم.» سائورا همچنين گفت که اميدوار است اين جايزه به مفهوم پايان کار او نباشد، چرا که می خواهد به فيلمسازی ادامه دهد.


 يکی از نکات جذاب و قابل توجه اين مراسم، پخش کليپ های ويدپوئی کوتاه دانشجويان سينما از شش کشور جهان بود که با عنوان « کارت پستال هائی در باره اسپانيا» ساخته شد و زيباترين آن ساخته جوانی فلسطينی از رام الله بود که سه دختر فلسطينی را نشان می داد که  به دنبال ستاره ای در آسمان، دشت و کوه و جنگل و سيم های خاردار را زير پا می گذارند و پای ديوار بزرگی می رسند که بر روی آن در کنار شعار هائی که به زبان عربی نوشته شده ، جای دست های خون آلود مبارزان فلسطينی باقی است. آنگاه نور ستاره به نور پروژکتوری تبديل می شود که آرم مراسم اهدای جوايز آکادمی فيلم اروپا در بارسلونا را بر روی ديوار می افکند.


در پايان مراسم ويم وندرس اعلام کرد که سال آينده اين مراسم در شهر برلين آلمان برگزار خواهد شد.                    

Posted by parvizj at January 4, 2005 7:40 PM
Comments

ترانه عزيز
ممنون از نظري كه دادي. متاسفانه مطلبي كه در بي بي سي خواندي نسخه ناقص و جذف شده مطلب من بود كه به زودي متن كامل آن را در اين صفجه خواهي خواند. اما همانطور كه نوشتم اين برداشت و روايت خاص اليور استون از زندگي اسكندر بود و قطعا همه را راضي نخواهد كرد خصوصا ايرانيان را. نكته ديگر اينكه نبايد فراموش كنيم كه فيلم بر روي اسكندر متمركز است و قصد برداختن به شخصيت همه دشمنان اسكندر را ندارد چرا كه در اين صورت زمان آن از اين هم كه هست بيشتر مي شد. متشكرم.

Posted by: parviz at January 14, 2005 11:19 AM

سلام جناب جاهد!
نوشته تان در باب اسکندر(در بی بی سی) را می خواندم. آنچه را که در طی کلامتان در جستجویش بودم متأسفانه نیافتم. فیلم اسکندر نقطهء عطفی ندارد! تصویری که از ایرانیان به نمایش می گذارد بسیار کودکانه است! در این فیلم تصویر داریوش، جز یک شاه منفعل به من ِ ایرانی که حداقل چیزهای بسیاری در بارهء وی در تاریخ خوانده ام، نمی دهد! و هر چه فکر می کنم تصویری که از صحنهء نبرد ایرانیان و اصحاب اسکندر در خاطرم مانده است، جز یک نبرد تصنعی ِ بازی با دوربین آن هم در سطح نازل نیامد! صحنه های نبرد در "ارباب حلقه ها" را که دیده اید؟! وجود زاید آنتونی هاپکینز ،کلوزاپ دایمی لبهای آنجلینا جولی و طنازان و همجنس بازان ایرانی تنها چیزی بود که در فیلم جلوه گری می کرد و البته فراموش نکنم، یک گربهء ایرانی هم در آغوش یکی از این طنازان بود که نشان می داد اولیور استون حداقل این را می داند که گربهء ایرانی معروف است! یکی از روزنامه های آلمانی نقدی بر این فیلم نوشته بود که: اینکه اسکندر کبیر بود یا نبود را نمی دانیم ولی می دانیم که اولیور استون برای ساختن چنین فیلم تاریخی بسیار حقیر بود!

Posted by: ترانه خالقی at January 13, 2005 9:50 AM