September 7, 2004

دريغ

با شنيدن خبر مرگ دلکش، نخستين سوالی که در ذهنم نقش بست اين بود که آيا کسی توانسته فيلم مستندی در باره او بسازد ؟ اين پرسش البته ريشه ای تاريخی دارد واز اين پرسش اساسی تر نشا ت می گيرد که اصولا چرا ما در باره هنرمندان ، نويسندگان، شاعران و همه کسانی که آنها را به نوعی در زمره مفاخر تاريخ و فرهنگ مان محسوب می کنيم، فيلم نمی سازيم و يا به ندرت فيلم ساخته ايم.

امروزه در بخش بيوگرافی فروشگاههای بزرگ و زنجيره ای ويدئو و موسيقی جهان(Mega Stores) مثلVirgin وHMV صدها فيلم ويدئوئی و دی وی دی در طبقه بندی های مختلف در باره نويسندگان، شاعران، نقاشان، آهنگسازان، ترانه سرايان، خوانندگان، ورزش کاران، سياستمداران، فيلسوفان، دانشمندان و غيره وجود دارد. به عنوان مثال ،من خود تا کنون چندين فيلم مستند از فيلمسازان مختلف در باره زندگی و آثار بيلی هاليدی خواننده بزرگ جاز سياهان آمريکا که از او با عنوان Diva ياد می کنند، ديده ام. همينطور فيلم های مستند بسيار ديگری که در باره خوانندگان ديگری چون الا فيتز جرالد، دايانا واشنگتن، نينا سيمون، جودی گارلند، ژوليت گرگو، اديت پياف، ماريو کالاس، فرانک سيناترا، بوچلی، پاوروتی، الويس پريسلی، مدونا، دوک الينگتون، راجر واترز، ام کلثوم، بابا مال، نورا جونز و خيلی های ديگر ساخته اند. اما آيا شما در ميان مستند های ايرانی، فيلمی سراغ داريد که مثلا در باره ويگن، شجريان، بنان، پروين، قوامی، پروانه، روح انگيز، پريسا، گوگوش، حميرا، هايده، داريوش، ابی، سياوش قميشی، الهه، سوسن، شهيدی، ابوالحسن خان صبا، عبادی، کسائی و... ساخته شده باشد. تنها اخيرا شنيده ام که دو نفر همت کرده اند و فيلم هائی در باره قمرملوک وزيری و فرهاد ساخته اند که من متاسفانه هيچکدامشان را نديده ام.

دلکش و خوانندگان زنی چون او به راستی (Diva ) های موسيقی و آواز ايران به شمار می آيند و جای بسی دريغ است که هيچ اثر مستندی در باره آنها وجود نداشته باشد. من خود طرح های بسياری در باره برخی از اين چهره های ماندگار و ارزشمند فرهنگ، هنر و ادبيات ايران در ذهن دارم و در چند مورد تا حد تحقيق وسيع و گسترده در باره زندگی و آثارشان پيش رفته ام اما هيچکدامشان به مرحله اجرا نرسيده اند چرا که موانع بسياری بر سر اين راه وجود دارد که مهمترينشان علاوه بر فقدان منابع مالی، عدم همکاری و رضايت کسی است که فيلم می خواهد در باره او ساخته شود. به نظر شما چرا بسياری از چهره های شاخص فرهنگی و هنری ما از ساخته شدن فيلمی مستند در باره خودشان اکراه دارند و از اين کار به بهانه های مختلف طفره می روند؟

Posted by parvizj at September 7, 2004 1:30 PM
Comments

سلام پرویز جان. خوشحال می شم به ما سر بزنی.
راستی پس چی شد این کتابت؟

Posted by: parchin at October 30, 2004 7:04 PM

قربانی عزيز

ممنون از نظری که دادی. سوال من اين است که چرا اصلا ساخته نمی شود. فيلم بايد ساخته شود تا بعد در باره چند و چون آن حرف زد. هر سينماگری بر اساس درک و شناخت اش از سينما به سراغ يک موضوع می رود و آن را به تصوير می کشد. مسئله اين است که اين ژانر مستند در سينمای ما تقريبا مفقود است و بايد به آن زندگی بخشيد.

پرويز

Posted by: جاهد at September 15, 2004 8:21 PM

مهدی عزيز

من که می دانم تو خودت يکی از آن دل شدگانی هستی که وقت وانرژی و سرمايه ات را برای به تصوير کشيدن يکی از اين چهره های ماندگار هزينه کرده ای و هنوز در شوق کار ديگری از اين دست می سوزی. سينمای مستند به آدم هائی که شور و عشق را با دانش و خلاقيت درآميزند سخت نيازمند است.
درود بر تو
پرويز

Posted by: پرويز جاهد at September 15, 2004 7:55 PM

پرویز جان در صافی نگاه تو تردیدی ندارم، اما چند مستند از این دست دیده ای که بی ادعا باشند و وفادار به سندی که روایت می کنند؟ عموماً تلاش ملموس فیلمساز برای ابزاری کردن سوژه در اکثر نماها توی ذوق می زند. انگار چون مرسوم نیست که کسی روزگار خودش را فیلم کند، یکی از همین مفاخری که می گویی را هل می دهند جلوی دوربین که دستاویزشان باشد. اما حواسشان نیست که آستینشان توی کادر پیداست!!!
به نظرم ترس از این چیزهاست که آرشیو مستندهایمان را فقیر کرده است.
چند سال پیش مستندی از رخشان بنی اعتماد دیدم درباره مرحومه ایران دفتری و سالهاست که دیگر مثل آن ندیده ام...

Posted by: پورج قربانی at September 14, 2004 4:10 PM

نکته ای بجا و دريغی گزنده است. فرهنگ ما هنوز از قواعد سرزمين های کويری پيروی می کند. هيچ نشانی از هيچ کس باقی نمی گذارد. مستند که سهل است ببين چند تا از خانه های بزرگان علم و ادب و هنر و سياست ما شناخته و سرپاست؟ حتی خانه هاشان نيز باقی نمی ماند.

دوستار،
مهدی

Posted by: مهدی at September 11, 2004 3:15 AM