August 9, 2004

'پيش به سوی حذف کارگردان از سينما'

روز جمعه سی ام ژانويه2004، فيلم کوتاه مهتاب Moonlight آخرين ساخته ديجيتالی عباس کيارستمی به همراه فيلم کوتاه ديگری از سيف الله صمديان عکاس و فيلمبردار ايرانی و سردبير مجله تصوير با عنوان هنر کشتن The Art of Killing برای نخستين بار در لندن به نمايش در آمد.عباس کيارستمی درباره فيلم تازه اش، مهتاب، صحبت کرد

در اين برنامه که بخشی از برنامه وسيع بزرگداشت هنر و فرهنگ معاصر ايران تحت عنوان " ديروقت جمعه"/"شب ايرانی" بود که توسط بنياد ميراث ايرانIran Heritage Foundation در موزه ويکتوريا و آلبرت (V&A) برگزار شد، عباس کيارستمی و سيف الله صمديان پس از نمايش فيلم های خود در گفتگوئی با جف اندرو از منتقدان فيلم بريتانيا و از مسئولين نشنال فيلم تياترNFTشرکت کرده و به پرسش های او و حاضران در سالن پاسخ دادند.

در اين نشست که موضوع آن "ماهيت فيلمسازی ديجيتال" بود، کيارستمی ابتدا تجربه های اخير خود با دوربين ديجيتال، از ABC آفريقا تا مهتاب را تشريح کرد. وی گفت که برای نخستين بار زمان ساختن فيلم طعم گيلاس با دوربين ديجيتال آشنا شد و آن زمانی بود که به خاطر خرابی سکانس آخر فيلم در لابراتوار، به ناگزير از نماهايی که با دوربين "هندی کم" پسرش فيلمبرداری شده بود استفاده کرده است.

در آنجا بود که وی متوجه تفاوت عمده ای بين شيوه بازی نابازيگران فيلم در مقابل دوربين حرفه ای او و دوربين خانگی پسرش شد. به اعتقاد او نابازيگران فيلم در مقابل دوربين پسر او بهتر بازی کرده بودند چرا که آنها در برابر دوربين کوچک او راحت تر بودند و احساس امنيت بيشتری می کردند.

کيا رستمی درباره ABC آفريقا گفت ابتدا قصد نداشته است فيلم را با دوربين ديجيتال بگيرد و دو دوربين ديجيتال را فقط برای يادداشت برداری ومکان يابی با خود به آفريقا برده است اما پس از بازگشت ازسفر تحقيقاتی خود و ديدن تصاوير ديجيتال متوجه شد که مردم در مقابل دوربين کوچک او راحت تر ظاهر شده اند. از طرف ديگر او بطور نا آگاهانه ميزانسن را حذف کرده بود و اين بيشترين کمک را می کرد که مردم در مقابل دوربين او راحت باشند. به عبارت ديگر نقش کارگردان حذف شده بود.

کيارستمی در ادامه گفت:" من اعتقاد دارم که ما کارگردان ها هم می سازيم و هم ويران می کنيم، چرا که همه چيز را به طور تصنعی بوجود می آوريم. در واقع بازيگرانمان را عادت می دهيم که خودشان را فراموش کنند وبه عنوان فرمانده به آنها می گوئيم که از آنها چه می خواهيم."

وی گفت: در فيلم های قبلی اش نيز هر جا که کارگردانی نکرده است نتيجه بهتری گرفته است، يعنی اتفاقاتی در فيلم هايش افتاده که هيچکدام آگاهانه نبوده و او خلق نکرده بود.

کيارستمی در ادامه حرف هايش در باره حذف نقش کارگردان در فرآيند فيلمسازی گفت: "هر چه بيشتر می گذرد بيشتر فکر می کنم که بايد صندلی کارگردانی را ترک کرده و منتظر چيزهائی باشم که در مقابل دوربين من اتفاق بيفتند. به هر حال ما در خيلی موارد می سازيم اما آنچه می سازيم غير واقعی و تصنعی است."

پس از آن کيارستمی در پاسخ به پرسش جف اندرو درباره شباهت فيلم هايش به ويدئو آرتVideo Art گفت که اين وظيفه او نيست که جايگاه فيلم هايش را تعيين کند و اين به عهده منتقدان و بينندگان فيلم های اوست که آنها را طبقه بندی نمايند. اما به نظر او بايد بين فيلم های او و ويدئو آرت تفاوت قائل شد:

"من سعی می کنم نگاه خودم را به عنوان سازنده از پشت فيلم هايم حذف کنم، در حالی که هنرمند ويدئو آرت سعی می کند هنری را از طريق کارش به شما نشان دهد و يا تحميل کند. در ويدئو آرت شما بايد ادعای طراحی و ساختن یک ويدئو آرت را داشته باشيد، در حالی که من خودم را به عنوان تماشاگر در نظر می گيرم. به علاوه در ويدئو آرت، دخالت کارگردان خيلی بيشتر از دخالت من است. اما اگر شما می خواهيد اين فيلم ها را به عنوان ويدئو آرت نگاه کنيد، من حرفی ندارم."

پس از آن نوبت به پرسش های تماشاگران رسيد که بسياری از آنها به ديدگاه های کيارستمی در باره اهميت دوربين ديجيتال در آفرينش هنری اعتراض کردند. يکی از تماشاگران با اشاره به اين گفته آناتول فرانس که "هنر يعنی طبيعت بعلاوه من"، اين حرف کيارستمی را که هنر يعنی طبيعت بعلاوه دوربين ديجيتال، با لحن طنزآميزی مورد انتقاد قرار داد و گفت که به نظر او ترکيب هنر و تکنولوژی بسيار مضحک است. کيارستمی نيز در پاسخ گفت که چنين حرفی نزده و دوربين ديجيتال تنها برای او حکم ابزار را دارد. اما تماشاگر معترض در جواب گفت که به نظر او دوربين ديجيتال ابزاری است که خلاقيت هنرمند را نابود کرده و او را تنبل تر می سازد. در اينجا کيارستمی به طنز گفت که من نماينده کمپانی سونی نيستم و حرفم را در باره دوربين ديجيتال پس می گيرم.

بدون شک کيارستمی نخستين کسی نيست که در تاريخ سينما به جستجو و کشف امکانات بصری و قابليت های بيانی سينما برآمده است. پيشتر از او فيلمسازان بسياری از"من ری" گرفته تا"مايا درن" و"اندی وارهول" کوشيدند با رويکرد آوانگارد، تجربی و غيرمتعارف خود سينما را از قيد و بند قصه گويی و روايت پردازی رهانيده و به آن خصلتی انتزاعی و ناب بخشند و در زمينه هائی نيز موفق و تاثير گذار بوده اند اما هيچيک از آنها نتوانسته اند موقعيتی را که کيارستمی امروز در سينمای آلترناتيو جهان کسب کرده است، بدست آورند و از حد جنبش های تجربی و زيرزمينی فراتر روند.

(انتشار نخست در بی‌بی‌سی)

Posted by parvizj at August 9, 2004 2:35 PM