August 9, 2004

آزادی و عشق در سينما

"آزادی و عشق در سينما" نام کتاب تازه ای است از بهمن مقصودلو، نويسنده و منتقد قديمی سينمای ايران که در تهران ( انتشارات معين، 1382) انتشار يافته است.

مقصود لو از منتقدان نسل دوم سينمای ايران است که فعاليت نقد نويسی را از اواسط دهه چهل و همزمان با نويسندگانی چون بيژن خرسند، محمد تهامی نژاد، هوشنگ طاهری، اسماعيل نوری علاء، جمال اميد، هوشنگ حسامی و جمشيد اکرمی در مطبوعات سينمايی آغاز کرد. (او در کتاب خود بويژه از هوشنگ کاووسی، پرويز دوايی و هوشنگ طاهری ياد کرده و فصل های کتاب را به آنها تقديم کرده است.)

پس از انتشار "اين سوی ذهن، آن سوی مردمک" در 1379 که مجموعه ای از گفتگوهای مقصودلو با 9 سينماگر و منتقد مشهور جهان بود، "آزادی و عشق در سينما" دومين کتابی است که پس از انقلاب از مقصودلو در ايران منتشر می شود و در باره سه فيلمساز بزرگ عالم سينما يعنی ژان رنوار ، ماکس افولس و لوئيس بونوئل بحث می کند. مقصود لو در سه بخش جدا گانه به شرح زندگی و آثار هر يک از آنان پرداخته است.


سه فيلم و سه فيلمساز

نويسنده در هر بخش ، يک فيلم شاخص فيلمساز را انتخاب کرده و آن را تحليل و بررسی نموده است. شيوه مقصود لو در اين کتاب بدين گونه است که ابتدا به معرفی فيلمساز پرداخته و پس از آن، ضمن آوردن شناسنامه و خلاصه داستان فيلم برگزيده و شاخص به شرح چگونگی ساختن آن از ايده و فيلمنامه گرفته تا اکران و نمايش آن می پردازد.

می توان سينمای رنوار يا بونوئل را از زوايای گوناگون و با رويکردهای متفاوت تحليل و بررسی کرد. می توان صدها مقاله و کتاب در باره واقع گرائی ، عدالت خواهی و شاعرانه بودن آ ثار رنوار نوشت و يا به تحليل روان شناختی، مارکسيستی و يا نئو فرماليستی آثار بونوئل پرداخت اما آنچه که برای نويسنده در نگارش اين کتاب اهميت داشته، تمرکز بر روی تم آزادی و عشق در آثار اين فيلمسازان بوده است.

بهمن مقصودلو در توضيح علت انتخاب فيلم های توهم بزرگ از رنوار، نامه های يک زن ناشناس از افولس و تريستانا از بونوئل می نويسد: "با يک نگاه کلی ، آنچه اين سه اثر را به هم مربوط می سازد تم آزادی و عشق است که در هر سه فيلم با قدرت کامل در دست اين فيلمسازان خلاق و توانمند، به بهترين شکل تبلور يافته و به تصوير کشيده شده است."


رنوار محور کتاب

در بخش رنوار با عنوان "آزادی"، مقصودلو دقت و حوصله بيشتری به خرج داده و بيو گرافی نسبتا مفصلی از رنوار با ارجاع به کتابهايی که در باره رنوار نوشته شده و نقل قول ها و نوشته های نويسند گان و مورخان سينمائی و فيلمسازانی چون فرانسوا تروفو، آندرو ساريس، ژرژ سادول، چاپلين، ساتيا جيت رای تدارک ديده است. اين فصل بيش از نيمی از کتاب را به خود اختصاص داده است.

يکی از قابل توجه ترين قسمت های اين بخش مربوط به دوره نخست فيلمسازی رنوار با عنوان رئاليسم شاعرانه و همکاری او با حزب کمونيست فرانسه، جبهه متحد خلق و بخش سينمائی آن تحت عنوان سينه ليبرته است که با شرکت هنرمندان و روشنفکران چپ گرای فرانسوی مثل لويی آراگون، ژاک فدر و ژرمن دولاک شکل گرفته بود.

اما آنچه که در بخش مربوط به رنوار زائد به نظر می رسد و سنخيتی با محتوای کتاب و عنوان برگزيده آن (عشق و آزادی) ندارد، تحليل و بررسی تدوينی و نما به نمای يک سکانس از فيلم توهم بزرگ است که اگرچه به طور مجزا ارزشمند و حتی برای دانشجويان رشته مونتاژ و کارگردانی مهم است اما گنجاندن آن در اين کتاب که نگاهی کلی و جامع نگر و تماتيک به آثار رنوار و دو فيلمساز ديگر دارد ضروری به نظر نمی رسد.


عشق و آزادی

پس از جستجوی تم آزادی در فيلم توهم بزرگ رنوار، در بخش دوم کتاب مقصودلو به جستجوی مفهوم عشق در فيلم نامه های يک زن ناشناس ساخته ماکس افولس می پردازد. به عقيده او عشق های يکطرفه و ناکام تم آثار افولس را تشکيل می دهد. وی با توضيح مفهوم عشق در کارهای افولس می نويسد:

"زن در سينمای افولس نقش اساسی و مرکزی دارد و هميشه در مرکز دنيای رمانتيک اوست. منتقدان فرانسه ضمن ستايش بسيار او را بالزاک سينما خطاب می کنند اما افولس خود شيفته استاندال بود."

در بخش سوم نويسنده پس از شرح چگونگی ساخت تريستانا ساخته لوئيس بونوئل به تحليل آن پرداخته است و نقدی را که برای نخستين بار در سال 1350 در نشريه "روشنفکر" منتشر شده بود مجددا انتشار داده است. مقصودلو می گويد اگر امروز هم می خواست اين نقد را بنويسد تغيير چندانی در آن نمی داد و بنابرين ترجيح داده است به همان صورت پيشين آن را حفظ کند.

با اين حال گرچه نقد تريستانا بعد از سالها همچنان دارای نکات تازه ای است، اما در يک نگاه می‌توان گفت که وی آن چنان که شايسته عنوان کتاب است به جستجوی مفاهيم عشق و آزادی در آثار پيچيده، فلسفی و سوررئاليستی بونوئل نپرداخته است.


جون فونتين

از جذابيت‌های کتاب مقصودلو، انتشار نامه‌های دوستانه‌ی ژان رنوار و جون فونتين بازيگر فيلم نامه‌های يک زن ناشناس به نويسنده است که بيانگر تلاش او برای ايجاد ارتباط و شناخت نزديک‌تر آنان می‌باشد.

مقصودلو در مقدمه‌ گفت‌وگوی اختصاصی خود با جون فونتين که در آن امير نادری هم حضور داشته به نقل خاطره‌ای از رفتار نادری در ديدار با اين هنرپيشه سرشناس هاليوود پرداخته است: نادری در ميانه‌ی گفت‌وگو ناگهان از جا بلند شد و از روی ميز ظريف خانم فونتين بالا جست و مجسمه‌ی اسکار او را که به خاطر بازی در فيلم سوء ظن هيچکاک دريافت کرده بود از جا برداشت و بغل کرد و از روی ميز پايين آمد. اين حرکت غيرمنتظره و ناگهانی نادری موجب بهت و حيرت خانم فونتين شده و مقصودلو ناگزير به توجيه حرکت او می‌پردازد.

مقصودلو که صاحب مؤسسه‌ی فيلمسازی IFVC در نيويورک است، اخيراً فيلمبرداری فيلم مستندی را درباره‌ تاريخ سينمای ايران به پايان رسانده و مشغول تدوين آن است. فيلم مستند ديگر او درباره‌ احمد محمود داستان‌نويس برجسته‌ی ايرانی به زودی به نمايش در خواهد آمد.

"آزادی و عشق در سينما" برای علاقه‌مندان سينمای کلاسيک جهان و دانشجويان رشته‌ سينما، کتابی خواندنی و جذاب است.
(انتشار نخست در بی‌بی‌سی)

Posted by parvizj at August 9, 2004 1:55 PM