August 9, 2004

گنجينه های کارگاه فيلم گلستان

نشريه فرانسوی "سينما( Cinema) در تازه ترين شماره خود، مطالبی را به پيشگامان سينمای مستند ايران اختصاص داده و به همراه چاپ مقاله هائی درباره فيلم های مستند، فيلمهای يک آتش ساخته ابراهيم گلستان و خانه سياه است ساخته فروغ فرخزاد که هر دو از درخشان ترين و ماندگارترين فيلم های مستند سينمای ايران و محصول کارگاه فيلم گلستان هستند، نسخه DVD اين دو فيلم را به عنوان ضميمه توزيع کرده است.روی جلد آخرين شماره مجله Cinema

انتشار DVD فيلم ها و يا CD موسيقی ها به عنوان ضميمه نشريا ت سينمائی و هنری در غرب، کاری رايج است، اما اين برای نخستين بار است که اين کار در مورد فيلم های مستند ايرانی صورت می گيرد.

ابراهيم گلستان، سازنده فيلم يک آتش و تهيه کننده فيلم خانه سياه است که از پيشگامان سينمای مستند و غير متعارف ايران است در باره انتشار نسخه DVD اين فيلم ها گفت که او بنا به درخواست کريس مارکر مستند ساز برجسته فرانسوی که ارتباط نزديک و صميمانه ای با گلستان و فروغ داشته و همواره از ستايشگران فيلم های آنان بوده است، اين فيلم ها را بطور رايگان در اختيار نشريه فرانسوی گذاشته است.

از فيلم خانه سياه است تاکنون نسخه های ويدئويی متعددی به بازار ارائه شده و يا در وب سايت های اينترنتی فارسی به فروش می رسد که طبق گفته گلستان هيچکدام اجازه او را نداشته و بطور غير قانونی دست به تکثير آن زده اند و گلستان بارها نسبت به اين عمل اعتراض کرده است.

اما پخش فيلم يک آتش به صورت DVD اين اثر درخشان و کمياب را به سادگی در دسترس کسانی قرار می دهد که تا کنون امکان تماشای آن را بر پرده سينما نداشته اند.

به همين مناسبت در اينجا نگاهی کوتاه می اندازيم به اين دو مستند ارزنده و ماندگار سينمای ايران

يک آتش

يک آتش در باره مهار چاه های نفت دچار حريق شده در اهواز است. آتشی که برخی آن را يکی از بزرگترين آتش سوزی های تاريخ نفت دانسته اند و خاموش کردن آن65 روز طول کشيد.

اين فيلم را ابراهيم گلستان برای "شرکت های عامل نفت"(کنسرسيوم) ساخته است. نمائی از فيلم يک آتش

فيلمبرداری يک آتش در۱۳۳۷ توسط شاهرخ گلستان شروع شده و تدوين آن در۱۳۴۰ توسط فروغ فرخزاد به پايان رسيد.

در همان زمان، علاوه بر گلستان، گروه ديگری نيز به سرپرستی ابوالقاسم رضائی از"استوديو ايران فيلم" به اهواز اعزام می شود تا از عمليات اطفای حريق فيلم بگيرد. اما فيلم رضائی با عنوان مبارزه با آتش در اهواز يک اثر صرفا گزارشی بود که تنها به شرح عمليات کارگران و متخصصان ايرانی می پرداخت، حال آنکه فيلم يک آتش با نگاه ويژه گلستان و تدوين هنرمندانه فروغ فرخزاد از حد يک مستند گزارشی و صنعتی فراتر رفت و به يک مستند هنری شاخص و ممتاز در سينمای ايران بدل شد.

ابراهيم گلستان در گفتگو با من در مورد ساخته شدن يک آتش چنين توضيح می دهد:
" ...کليه کارهای کنسرسيوم در سا ل ۱۹۵۸ شروع شد. فراموش نکن که يک آتش اول کارگردان نداشت. يک فيلم خبری است که گرفته شده. شاهرخ عکس هايش را گرفته. من هم کارهای صدا و ساخته شدنش را هماهنگ کردم و فروغ هم خوب اصلا در عمرش به فيلم دست نزده بود که بخواد مونتاژ بکنه و من با يک دستگاه معمولی بهش ياد دادم چيکار بکنه. و اينکه می گوئی برای تحصيل به انگلستان رفت، نرفت درس سينما بخونه. رفت درس
stock shot library بخونه .جائيکه نماهای مختلف را طبقه بندی کرده و نگهداری می کنند و تو اگر به نمای خاصی احتياج داشته باشی به ليست آنها نگاه می کنی و انتخاب می کنی تا نسخه برداری و در فيلمت به کار ببری. مثل همان تکه ای که در فيلم خانه سياه است استفاده شده. آن نمای پرنده ها که پرواز می کنند..."

يک آتش در ارديبهشت ۱۳۴۰ به همت فرخ غفاری در "کانون فيلم" تهران به نمايش درآمد و تحسين همگان را برانگيخت.

ابراهيم گلستان، همان زمان پس از نمايش فيلم درباره آن گفت: " اکنون فيلم يک آتش از من جداست و من و دوستانم که آن را ساختيم ديگر به آن نمی انديشيم. خوب يا بد تمام شده است، ما آن را برای تجربه ساختيم. شاهرخ گلستان تا اين زمان فيلمی را فيلمبرداری نکرده بود و فروغ فرخزاد تاکنون فيلمی را مونتاژ نکرده بود. ما می دانستيم که تصاوير ما گويای يک واقعه گيراست و می خواستيم روی اين مشخصه يا مزيت تکيه نکرده باشيم. بسيار چاههای نفت آتش گرفته بود و از بسياری از آتش ها فيلم ساخته بودند و ما می خواستيم حالتی و فضايی ديگر بسازيم، برای همين مدت ها معطل شديم تا آن را ساختيم."

يک آتش در تيرماه ۱۳۴۰ در بخش مسابقه فيلم های مستند جشنواره فيلم ونيز به نمايش درآمد و برنده مجسمه مرکور طلايی و مدال شير سن مارکو شد و نقدهای زيادی در ستايش آن منتشر شد، از جمله بهرام بيضايی در مقاله "کارنامه فيلم گلستان" در باره آن چنين نوشت: "اين فيلم حماسه کار بود و نمايش دهنده زيبايی وحشتناک آن آتش گردن افراشته، آتشی که هم با شکوه و هم وحشت آور بود و پای چنين آتشی کار بود و قهرمانان گمنام بين ماشين و باروت و آتش و قهرمانان گمنام ديو آتش را مهار می کردند و آتش فشان چاه را دهانه می زدند و اين کار و حماسه بود. می‌شود گفت که حسن انتخاب موقعيت ها توسط فيلمبردار، حسن انتخاب عکس ها توسط مونتور و صداقت در اين انتخاب ها و گفتاری در خور، يک آتش را تبديل به بی نقص ترين فيلم ايرانی در آن شرايط کرد، فيلمی که فيلم بود."

خانه سياه است

ابراهيم گلستان، در سال ۱۳۴۱، ساختن فيلمی درباره جذام خانه تبريز را که از سوی دکتر راجی، رئيس هيئت مديره انجمن کمک به جذاميان به سازمان فيلم گلستان (استوديو گلستان) پيشنهاد می‌شود، به فروغ فرخزاد واگذار می‌کند.

فروغ که پيش از اين فيلمی نساخته بود اما به واسطه تدوين بعضی از قسمت های مجموعه مستند " چشم اندازها" از جمله يک آتش و موج و مرجان و خارا(کار مشترک ابراهيم گلستان و آلن پندری) با سينما و امکانات آن آشنا شده بود، تمام خلاقيت هنری و استعداد سينمايی اش را به کار می گيرد و با ترکيب بينش شعری و ديد تصويری اش، فيلم مستند خانه سياه است را می سازد که بدون ترديد يکی از درخشان ترين و برجسته ترين مستندهای تاريخ سينمای ايران است.

اگرچه گلستان، در زمان فيلمبرداری آن حضور فيزيکی نداشته است اما يقينا فروغ از مشاوره و ايده های موثر او در ساختن فيلم در مرحله تدوين و صداگذاری برخوردار بوده است، کما اينکه نگارش بخشی از گفتار فيلم را که در معرفی بيماری جذام است، خود گلستان به عهده می گيرد و با صدای او برروی فيلم پخش می‌شود:" دنيا زشتی کم ندارد. زشتی دنيا بيشتر بود اگرآدمی بر آن ها ديده بسته بود. اما آدمی چاره ساز است. براين پرده اکنون نقشی از يک زشتی، ديدی از يک درد می آيد که ديده بر آن بستن دور است از مروت آدمی. اين زشتی را چاره ساختن، به درمان اين درد ياری گرفتن و به گرفتاران آن ياری دادن، مايه ساختن اين فيلم و اميد سازندگان آن بوده است."

فروغ نيز به گفته گلستان، برای نگارش متن شاعرانه فيلم، از کتاب عهد عتيق (مزامير داوود، جامعه بنی سليمان و کتاب ايوب) استفاده کرده وبا صدای محزون خود آن راخوانده است.

درونمايه فيلم که ترکيبی از حس های متضاد ياس و اميد، ملال و شادی، رنج و خوشبختی، بقا و نيستی و مرگ و زندگی است، نتيجه تاثيرپذيری فروغ از مضامين کتاب عهدعتيق و شرايط اجتماعی نابسامان و ياس آور زمان اوست.

فروغ در دوره ای که از آن به عنوان دوره تورات خوانی ياد می‌کند، به مطالعه ای عميق در کتاب مقدس می پردازد تا به ديدگاهها و زبان شعری خود غنا بخشد. اين تاثير را به وضوح در اشعار "آيه های زمينی" و "تولدی ديگر" می توان ديد.

خانه سياه است برای نخستين بار در بهمن ۱۳۴۱ در کانون فيلم ايران با حضور ابراهيم گلستان و فروغ فرخزاد به نمايش در می آيد و پس از پايان نمايش فيلم، گلستان و فروغ در جلسه پرسش و پاسخ با تماشاگران و منتقدان شرکت می کنند. متاسفانه بسياری از منتقدان سينمائی آن دوره، ارزش های سينمايی و هنری خانه سياه است را درک نکرده و به دليل غرض ورزی های شخصی و يا فقدان درک و شعور سينمايی آن را به باد حمله گرفتند و ارزش های سينمايی آن را انکار کردند. در همين جلسه، ابراهيم گلستان بر آشفته از انتقادهای مغرضانه برخی منتقدان عصر، خطاب به آنان می گويد: "بهتر است آقايانی که برمی دارند مطالبی از قبيل "شاعر، فروغ فرخزاد يک روز صبح زود چشم از خواب ناز گشود و مژگان بلند خويش را ماليد و قيچی به دست گرفت و به بريدن و مونتاژ فيلم پرداخت" می نويسند، اگر جرئت دارند برخيزند و حرفهايشان را همين جا بزنند."فروغ پيش از خانه سياه است فيلمی نساخته بود و فقط تجربه تدوين فيلم داشت

فيلم خانه سياه است، پس از نمايش در کانون فيلم به جشنواره فيلم کن فرستاده می‌شود، اما گلستان بنا به دلايلی، خواهان عدم نمايش آن در جشنواره کن می‌شود.

پس از آن، فيلم، در دهمين جشنواره فيلم های کوتاه اوبرهاوزن آلمان (۱۹۶۴) شرکت کرده و جايزه نخست جشنواره را به عنوان بهترين فيلم مستند به دست می آورد. به دنبال آن نيزخانه سياه است، در دومين جشنواره فيلم مولف پزارو ايتاليا (۱۹۵۷) شرکت کرده و مورد تقدير داوران جشنواره قرار می گيرد.

کريس مارکر، مستندساز برجسته فرانسوی آن را با فيلم سرزمين بی نان لوئيس بونوئل مقايسه کرده و از آن به عنوان يک شاهکار نام برده است.

جاناتان روزنبام منتقد مشهور آمريکايی نيز در مقاله ای ستايش آميز درباره آن، چنين می نويسد: "فيلم مستند غير متعارف۲۰ دقيقه ای و سياه و سفيد فروغ فرخزاد قوی ترين فيلم ايرانی است که من تاکنون ديده ام. فروغ فرخزاد (۱۹۶۷-۱۹۳۵) به عنوان بزرگترين شاعر قرن بيستم ايران شناخته شده. او در اين فيلم تکنيک های شعری را آزادانه در قاب بندی، تدوين، صدا و روايت به کار برده است. خانه سياه است اثری تغزلی و عميقا انسانی است که در عين برخورد صريح و بی واسطه با موضوعش، در دام احساسات گرايی و چشم نوازی سطحی نيفتاده است."

شناسنامه فيلم خانه سياه است
محصول: استوديو گلستان
فيلمبردار: سليمان ميناسيان
صدابردار: محمود هنگوال و صمد پور کمالی
دستيارها: هراند ميناسيان، امير کراری
تهيه کننده: ابراهيم گلستان
کارگردانی و تدوين: فروغ فرخزاد
سياه و سفيد. ۲۰ دقيقه

(انتشار نخست در بی‌بی‌سی)

Posted by parvizj at August 9, 2004 2:32 PM
Comments

خواهشمند است نام نشريه فرانسوي و شماره آن را ذكر فرماييد.
منظور نشريه حاوي دي وي دي يك آتش است.

با احترام
نادر شهيدي

Posted by: Shahidi at September 2, 2004 2:56 PM