August 9, 2004

فرمانده

اليور استون فيلمساز مستقل سينمای آمريکا و سازنده فيلم های درخشانی چون پلا تون،JFK، سالوادور، نيکسون، U-Turn و قاتلين بالفطره که همواره روايتگر گوشه های تاريک تاريخ معاصر آمريکا و زند گی شخصيت های برجسته و جنجالی سياسی مثل جان اف کندی و ريچارد نيکسون بوده ، اين بار سراغ فيدل کاسترو رهبر کوبا و آ خرين بازمانده نسل رهبرا ن انقلا بی و کمونيست جهان رفته است.اليور استون کارگردان فيلم در صحنه ای با فيدل کاسترو


فيلم فرمانده (Comandante) که اخيرا در سينماهای لندن به نمايش درآمده ، بر خلاف فيلم های قبلی اليور استون که بازسازی شخصيت ها و رويدادهای تاريخی در قالب فيلم های داستانی هستند، فيلم مستندی درباره کاسترو است که متاسفانه انتظارات تماشاگرانی را که می خواهند چيزهای بيشتری از آنچه تا کنون درباره کاسترو ديده ، شنيده يا خوانده اند، بدانند برآورده نمی سازد.


در واقع اليور استون نخستين آمريکائی است که اين فرصت را پيدا کرده که از نزديک با کاسترو ملاقات نموده، حرفهايش را ضبط کرده و لحظاتی از زندگی خصوصی او را تصويرکند.


اما نگاه سمپاتيک و همدلانه و توام با شيفتگی فيلمساز به رهبر انقلاب کوبا موجب شده که فيلم نتواند به بسياری از پرسش هائی که در مورد اين انقلابی سالخورده از روزگاری سپری شده و انتقادات بسياری که از او و شيوه حکومتی او می شود پاسخ گويد.


در طول فيلم شاهد رابطه بسيار گرم و صميمانه کاسترو با اليور استون هستيم و آ نچه می بينيم حاصل بيش از ۴۵ ساعت گفتگو بين فيلمساز و اين انقلابی کهنه کار است.


فيلم مجموعه ای است از صحنه های مربوط به مصاحبه اليور استون با کاسترو که با تصاويری رنگی و سياه و سفيد از فيلم های آرشيوی و خبری و عکس هائی از دوران مبارزه، جنگهای چريکی و روزهای پر شور انقلاب کوبا در هم آميخته است.ديکتاتور يعنی چه؟ ديکتاتوری پرولتاريا با ديکتاتوری فردی فرق دارد. من در مورد خودم ديکتاتور هستم نه در مورد مردم. من برده مردم ام.


اگرچه اليور استون سعی می کند بحث با کاسترو را به زمينه های مختلفی چون انقلابی گری، سوسياليسم، محاصره اقتصادی کوبا، کمک به انقلابيون آنگولا، مخالفان کاسترو، گورباچف، خروشچف، نيکسون، کندی، چه گوارا، ديکتاتوری، مذهب و سقط جنين زنان در کوبا بکشاند، اما همچنان مسائل بسيار مهمی چون فقر و بی خانمانی، فشار حکومت انقلابی و فقدان آزادی های سياسی و ميزان قابل توجه فحشا در کوبا ناگفته مانده و مورد بی اعتنائی فيلمساز قرار می گيرد.


روايت اليور استون، روايتی يک بعدی، جانبدارانه و محدود به پاسخ هائی است که کاسترو می دهد و در آن گاهی با غرور و قطعيت از ديدگاهها و شيوه حکومتی خود دفاع می کند و گاهی نيز دچار ترديد و تزلزل ميشود.


کاسترو با خونسردی و اعتماد به نفس حرف می زند و زيرکانه از پس سوالات اليور استون بر می آ يد. او می گويد:" به من می گويند زياد حرف می زنم ولی من بايد مطلب ام را تفهيم کنم، با واژگانی ساده.


کاسترو درباره ديکتاتوری ميگويد:" ديکتاتور يعنی چه؟ ديکتاتوری پرولتاريا با ديکتاتوری فردی فرق دارد. من در مورد خودم ديکتاتور هستم نه در مورد مردم. من برده مردم ام. نمی توان دنيای تازه ای بر مبنای زور بنا کرد."


بخش مهمی از فيلم در باره چه گوارا و ارتباط کاسترو با اوست. تصاوير بزرگی از چه گوارا بر در و ديوار شهر ديده می شود و کاسترو در باره اين شخصيت اسطوره ای و سمبل مبارزه چريکی می گويد: "چه گوارا عليه کاپيتاليسم می جنگيد نه عليه آمريکا."


يکی از جذاب ترين صحنه های فيلم آنجاست که اليور استون از فيلم ها و بازيگرهای مورد علاقه کاسترو می پرسد و او سعی می کند نام هائی را به خا طر آورد: تايتانيک، سوفيا لورن، بريژيت باردو، چارلی چاپلين و ژرار دوپارديو


دوربين اليور استون، تنها وجه حماسی، اسطوره ای و جذابيت شخصيت کاسترو را به نمايش گذاشته و از نمايش ابعاد ديگر آن باز می ماند. نمونه بارز آن صحنه ای است که دوربين تدريجا به چشم های کاسترو نزديک ميشود و موسيقی تاثير گذارDon’t cry for me Argentina به گوش ميرسد.


به اين ترتيب اليور استون که در تمام فيلم هايش موضعی راديکال، تحليلی و نقادانه نسبت به تاريخ، شخصيت ها و نظام های سياسی داشته است، اين بار در مواجهه با کاسترو، فلسفه سياسی و جايگاه تاريخی او دچار محافظه کاری شده و برخوردی منفعلانه از خود نشان می دهد.

(انتشار نخست در بی‌بی‌سی)

Posted by parvizj at August 9, 2004 2:40 PM
Comments

پرويز عزيز،
به حلقه ملکوت خوش آمدی. حيف بود تو که هميشه رفيق و همراه ما هستی در حلقه دوستان ملکوت غايب باشی. قلم سينمايی تو يکی از بهترين قلم ها در اين عرصه است. حالا دوستداران اين قلم می توانند با صاحب قلم رابطه نزديک تری داشته باشند.

دوستار،
مهدی

Posted by: Mehdi at August 9, 2004 8:55 PM